منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده در ۰۱ فروردین ۱۳۹۳ در شناخت شناسی, فصل چهارم, قرآن, ملاصدرا | ۳ دیدگاه

عروه وثقی و رشته محکم عقل

عروه وثقی و رشته محکم عقل

هنگامی که عقل به حق توجه کرد و شوائب اوهام را از خود زدود، آنگاه وثقی و محکم خواهد شد. انسان با این آویزه – که من اسم آن را «عقل الهی» می گذارم – تا جایی تعالی پیدا خواهد کرد که دو قوس نزول و صعود و این راه بی پایان را طی کرده و به مقصد اقصی و هدف اعلا دست می یابد. اما اگر در میانه راه قاطی پیدا کرد، در راه مانده و یا حتی سقوط خواهد کرد.

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۳ مرداد ۱۳۹۲ در تجلی, عرفان, فصل چهارم, قرآن, ملاصدرا | ۰ دیدگاه

عرفانی به بلندای کوه

عرفانی به بلندای کوه

کوه از این جهت مظهر عرفان است که بالای حسی است، چون انصافاً هم خیلی ارتفاع دارد. رفیع ترین موجودات در کره زمین کوه ها هستند. اما این رفعت، سمبل یک رفعت معنوی است و رفعت معنوی، صرفاً از آنِ انسان است. هیچ موجودی در عالم، رفعت انسان را ندارد؛ نه جماد، نه نبات، نه حیوان، و حتی نه فرشته! فرشته هم تا حدودی رفعت دارد و از یک جا به بعد تمام می شود.

ادامه مطلب

ارسال شده در ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ابن عربی, تجلی, فصل سوم, ملاصدرا, هستی شناسی | ۲ دیدگاه

وحدت وجود و کثرت اعیان

وحدت وجود و کثرت اعیان

اکنون که با مفهوم «ضرورت ازلی» آشنا هستیم و مفاد و معنای قاعده «بسیط الحقیقة» را به خوبی می دانیم، می توانیم به نتیجه مهمی در زمینه هستی شناسی دست یابیم که چیزی جز اصل «وحدت وجود» نیست. گذشته از اینکه تاکنون چه افرادی و با چه میزان درکی با این موضوع مواجه شده اند و نسبت به آن موضع موافق یا مخالف اتخاذ نموده اند، می توان گفت که در صورت فهم دقیق معنای وحدت وجود و با حکم عقل نسبت به تصدیق آن، می توان به نتایج و حقایق مهمی دست یافت که انصافاً اساس و ریشه همه مسائل عقلی و فلسفی خواهد بود. این مسئله از یک نظر بدیهی و کاملاً مطابق با عقل و نهاد وجودی انسان است اما از طرف دیگر فهم آن به دقت و ظرافت زیادی نیاز دارد. بنابراین فهم آن در گرو ممارست و تلاش فکری و عقلی و در نهایت حضوری است و نباید طوری برداشت شود که می توان به راحتی از کنار آن رد شد. آنچه که هم...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ در فصل سوم, فلسفه, قرآن, ملاصدرا, هستی شناسی | ۷ دیدگاه

قائده بسیط الحقیقة در لسان امیرالمؤمنین (ع) و کلام قرآن

قائده بسیط الحقیقة در لسان امیرالمؤمنین (ع) و کلام قرآن

در بخش قبلی تحت عنوان « وجود در نظر ابن عربی » به بررسی مسئله رابطه واجب الوجود با سایر موجودات از نگاه ابن عربی پرداخته شد و گفته شد که واجب الوجود ازلی و ابدی تنها خداوند است و دیگر موجودات، قائم به وجود او موجود اند. اما ملاصدرا نیز به عنوان یک فیلسوف که با قواعد و احکام عقلی سر و کار دارد، قائده ای را بیان می کند که مفاد آن چیزی جز اظهارات ابن عربی نیست. این قاعده بسیار مهم که پس از ملاصدرا جایگاه مهمی در فلسفه پیدا کرد، با عنوان « بسیط الحقیقة کلّ الاشیاء و لیس بشیء منها » مطرح شده است و رابطه واجب الوجود را با سایر موجودات، روشن تر از قبل بیان می کند. گذشته از اینکه این قائده عقلی و مستحکم در زبان یک فیلسوف آمده باشد یا در سخن یک عارف، حاوی حقیقتی است که به روشنی و وضوح کامل در احادیث معصومین و آیات قرآن آمده است. اینکه معنا و مفهوم قائده بسیط الحقیقة چیست و...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۱۲ فروردین ۱۳۹۲ در ابن سینا, فصل سوم, فلسفه, قرآن, ملاصدرا, هستی شناسی | ۱ دیدگاه

کفایت حق و دعوت به تماشای آیات آفاقی و انفسی

کفایت حق و دعوت به تماشای آیات آفاقی و انفسی

همان طور که مطلع هستید، در قسمت پیشین به تبیین برهان صدیقین و اختلاف تقریر آن توسط ملاصدرا و ابن سینا پرداخته شد. اکنون در ادامه بحث قبلی و پرداختن به وجه اختلاف دو تقریر از این برهان توسط این دو شخصیت بزرگ، توجه خود را به آیه ای جلب می کنیم که نقش عمده ای در بیان حقیقت این برهان ایفا می کند و آن آیه: « سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَ فِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ». همان طور که در متن این آیه مشاهده می شود، خداوند متعال می فرماید: « نشانه‌های خود را در آفاق و در انفس به آنها خواهیم نمود، تا برایشان روشن گردد که او، خود حقّ است. آیا کافی نیست که پروردگارت خود شاهد هر چیزی است؟ ». در این آیه به دو مسئله اشاره شده است؛ یکی اینکه در ابتدا می فرماید نشانه های خود را به آن ها نشان می دهیم تا به حقانیت خداوند پی ببرند. این موضوع...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۱۱ فروردین ۱۳۹۲ در ابن سینا, فصل سوم, فلسفه, قرآن, ملاصدرا, هستی شناسی | ۲ دیدگاه

برهان صدّیقین و تقریر ابن سینا و ملاصدرا از آن

برهان صدّیقین و تقریر ابن سینا و ملاصدرا از آن

در میان براهینی که توسط حکما، فلاسفه و متکلمین برای اثبات وجود صانع اقامه شده است، برهانی که برای اولین بار توسط ابن سینا تبیین شد و خود او آن را «برهان صدّیقین» نامید، از اتقان و استحکام بالایی برخوردار است تا جایی که فیلسوف و دانشمند بلند مرتبه ای چون علامه طباطبایی (ره) درباره اعتبار آن می گوید: « برهان صدیقین، معتبرترین و قوی ترین برهان برای رسیدن به خداست. » (نهایة الحکمة، ص ٢٦٨) در توضیح و بیان این برهان، به طور ساده و خلاصه می توان گفت: پس از اینکه حقیقت هستی ثابت شد و از دام سفسطه رهایی حاصل گردید، می توان بی درنگ و با تأمل در حقیقت هستی و وجود، آن را به دو قسم واجب و ممکن تقسیم کرد. بنا بر این تقسیم عقلی، موجود یا ممکن است، یا واجب، و اگر شیء ممکنی موجود باشد، ضرورتاً وجود واجب نیز اثبات خواهد شد. آنچه موجب شد تا ابن سینا (با استعانت از آیات کریمه قرآن) این برهان را «صدّیقین» بنامد، این بود...

ادامه مطلب