منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده در ۳۰ خرداد ۱۳۹۲ در انسان شناسی, تجلی, شناخت شناسی, فصل سوم | ۰ دیدگاه

پرده رومیان و آینه چینیان

پرده رومیان و آینه چینیان

اکنون که در آخرین بخش از آخرین قسمت فصل سوم برنامه معرفت به سر می بریم، اگر بخواهیم برای بحث های هستی شناسانه ای که تا کنون به آن پرداختیم، یک نتیجه گیری به عمل آوریم در واقع باید بیاییم و بررسی کنیم که اکنون باید چکار کرد؟ اگر این طور است که حقیقت هستی همه موجودات را فرا گرفته و آنها را به ظهور رسانده است، ما چه نسبتی با این حقیقت بسیط داریم؟ چگونه است که انسان با این حقیقت متعالی در وحدت به سر می برد اما از آن ناآگاه و بی خبر است؟ اینها از جمله مباحثی است که در این بخش پایانی به آن خواهیم پرداخت و به فضل و امید پروردگار، دفتر فصل سوم را به اتمام خواهیم رساند. امیدواریم که شما عزیزان همچون گذشته با ما در این مسیر همراه باشید. *       جناب سهروردی در رابطه با «وجه» می فرماید کسی که به حقیقت نور واقف شود، این وجه او را به «نورالانوار» خواهد رساند. در واقع این همان «شعاع» است که...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۲۵ خرداد ۱۳۹۲ در ابن عربی, انسان شناسی, عرفان, فصل سوم | ۳ دیدگاه

چهار مرغ نفسانیت

چهار مرغ نفسانیت

در این بخش به تفسیر آیه ای از قرآن کریم پرداخته شده است که در آن آیه حضرت ابراهیم از خداوند تقاضا می کند چگونگی زنده شدن مردگان را به او نشان دهد. اما همچون همیشه با فرا رفتن از ظواهر ضمن حفظ آن و نیز تعمّق در آیات قرآن می توان به حقایق مهمی دست یافت که از جمله در این آیه نیز به آن اشاره شده است. این چهار مرغ، چه مرغانی بودند؟ منظور از زنده شدن مردگان چیست؟ چرا حضرت ابراهیم از خدا می خواهد که زنده شدن مردگان را هم اکنون به او نشان دهد؟ پاسخ این سؤالات به ضمیمه نکات مهم دیگر را در بیان دکتر دینانی جستجو کنید. *       جناب محیی الدین می گوید از آنجا که حضرت ابراهیم باید تحقق وجه الهی و تجلی اسماء و صفات حق باشد، خداوند خواست او را با محبت خویش پر کند تا دیگر غیری در حضرت ابراهیم نباشد. این هم که حضرت ابراهیم می گوید: « كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى » [1] نه از این جهت...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۲۱ خرداد ۱۳۹۲ در ابن عربی, انسان شناسی, تجلی, عرفان, فصل سوم | ۶ دیدگاه

انسان کامل وجه حق است

انسان کامل وجه حق است

در بخش قبلی شاهد بودید که پس از واژگان وجود و نور، یکی دیگر از واژگان برای بیان حقیقت هستی، واژه «وجه» بوده است. وجه که در لغت به معنای «صورت» به کار رفته، در واقع بیانگر حقیقت هستی و حق تبارک و تعالی می باشد. این حقیقت در هر موجودی به اندازه ظرفیت وجودی او ظاهر شده است و به این ترتیب همه موجودات را شامل می شود. اما نکته ای که در اینجا حائز اهمیت است آن است که چه موجودی بیشترین بهره را از این حقیقت داراست؟ به عبارت دیگر چه موجودی در میان این موجودات، تصویر جامعی از حقیقت را نمایش می دهد؟ این مسئله که به نوعی پایه و اساس عرفان به شمار می آید، در این مقاله و در بیان دکتر دینانی به نحو احسن و به وجه کاملی تبیین شده است. *       استاد! ریشه این بحث [= وجه حق] را جناب محیی الدین در «فصّ ابراهیمی» بنا نهاده است. در آنجا می گوید حضرت ابراهیم، خود دارای مقام خلیلی است و از...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۱۲ خرداد ۱۳۹۲ در تجلی, سید حیدر آملی, عرفان, فصل سوم, فلسفه, هستی شناسی | ۵ دیدگاه

وجه و ذات حق، همچون سایه و صاحب سایه

وجه و ذات حق، همچون سایه و صاحب سایه

همان طور که استحضار دارید، در چند جلسه گذشته به تعابیر مختلف حکما و فلاسفه از حقیقت مطلق و هستی ازلی پرداخته شد و گفته شد که نور سهروردی و وجود ابن سینا و ملاصدرا به چه معنایی هستند. اما تعبیر دیگری که برخی از حکما و بسیاری از فلاسفه از آن برای بیان حقیقت هستی استفاده کرده اند، تعبیر «وَجه» است. سید حیدر آملی از جمله کسانی است که به طور مفصل به تشریح این موضوع پرداخته و اعتقاد خود را مبنی بر وجه خداوند به طور کامل توضیح داده است. در این قسمت می خواهیم به بیان معنی وجه در نظر سید حیدر آملی و سایر عرفا بپردازیم و تفاوت آن را با نور سهروردی و وجود ملاصدرا بررسی نماییم. *       واژه نور، واژه بسیار مقدسی است. انسان وقتی همه متون عرفانی و حکمی و ذوقی و ادبی بزرگان را می بیند، [متوجه خواهد شد که] راجع به این واژه، از همه واژه ها بیشتر [صحبت شده است]. البته کلمات دیگری نظیر آینه، آب و … نیز...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۹ خرداد ۱۳۹۲ در حکمت خسروانی, سهروردی, فصل سوم | ۰ دیدگاه

معنای نور در کلام سهروردی

معنای نور در کلام سهروردی

در بخش قبل شاهد بودید که سهروردی چگونه وجود را امری اعتباری دانسته و آن را ساخته و پرداخته ذهن انسان می داند، و نیز مشاهده کردید که او بجای وجود، از نور استفاده می کند و طبق بیان جناب دکتر دینانی، فیلسوفی قائل به اصالت نور است. اما لازم است تا کمی در مورد واژه نور و منظور و مراد سهروردی از این مفهوم بیشتر صحبت شود. آنچه در این بخش از نظر شما خواهد گذشت به همین موضوع توجه دارد که منظور از نور چیست؟ و این نور با وجود انسان، عقل و خدا چه نسبتی دارد؟ همچنین خواهید دید که بزرگانی چون ابن سینا و غزالی نیز چگونه در مسئله نور به سخن پرداخته اند. قابل ذکر است که این بخش، آخرین بخش از قسمت پانزدهم برنامه معرفت است. در بخش بعدی وارد قسمت شانزدهم و در واقع آخرین قسمت از فصل وجودشناسی فلسفی در برنامه معرفت خواهیم شد. *       نکته زیبایی که جناب سهروردی را در میان دیگر حکما ممتاز می کند این است که...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۲ خرداد ۱۳۹۲ در حکمت خسروانی, سهروردی, فصل سوم, فلسفه | ۲ دیدگاه

اصالت وجود یا اصالت نور؟!

اصالت وجود یا اصالت نور؟!

با بیان آراء بزرگانی چون شیخ اکبر محیی الدین عربی و صدرالمتألهین شیرازی در باب مسئله وجود، اکنون نوبت به شیخ اشراق شهاب الدین سهروردی می رسد تا ببینیم این حکیم بزرگ اشراقی چه تفسیری از حقیقت بسیط و ظهور مطلق ارائه می دهد. سهروردی بر خلاف ملاصدرا وجود را امری اصیل ندانسته و بلکه صریحاً به اعتباری بودن آن اذعان دارد. اما نباید گمان برد که ایشان با اعتباری دانستن وجود، قائل به اصالت ماهیت است. بلکه ایشان معنی دیگری از این حقیقت ارائه می کند که بر اساس آن، «نور» امری اصیل و حقیقی به شمار می آید. مسئله وجود و تفاوت آن با نور، یکی از مسائلی است که در میان معاصرین کمتر مورد توجه قرار گرفته و از همین رو حکمت اشراقی سهروردی نیز به دست فراموشی سپرده شده است. در حالی که دکتر دینانی معتقد است مسئله نور و ظلمت که در فرهنگ ایران باستان نیز سابقه داشته، غنی تر و اصیل تر از مسئله وجود و عدم است که البته پیشینه یونانی دارد؛...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ابن عربی, تجلی, فصل سوم, ملاصدرا, هستی شناسی | ۲ دیدگاه

وحدت وجود و کثرت اعیان

وحدت وجود و کثرت اعیان

اکنون که با مفهوم «ضرورت ازلی» آشنا هستیم و مفاد و معنای قاعده «بسیط الحقیقة» را به خوبی می دانیم، می توانیم به نتیجه مهمی در زمینه هستی شناسی دست یابیم که چیزی جز اصل «وحدت وجود» نیست. گذشته از اینکه تاکنون چه افرادی و با چه میزان درکی با این موضوع مواجه شده اند و نسبت به آن موضع موافق یا مخالف اتخاذ نموده اند، می توان گفت که در صورت فهم دقیق معنای وحدت وجود و با حکم عقل نسبت به تصدیق آن، می توان به نتایج و حقایق مهمی دست یافت که انصافاً اساس و ریشه همه مسائل عقلی و فلسفی خواهد بود. این مسئله از یک نظر بدیهی و کاملاً مطابق با عقل و نهاد وجودی انسان است اما از طرف دیگر فهم آن به دقت و ظرافت زیادی نیاز دارد. بنابراین فهم آن در گرو ممارست و تلاش فکری و عقلی و در نهایت حضوری است و نباید طوری برداشت شود که می توان به راحتی از کنار آن رد شد. آنچه که هم...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ در فصل سوم, فلسفه, قرآن, ملاصدرا, هستی شناسی | ۷ دیدگاه

قائده بسیط الحقیقة در لسان امیرالمؤمنین (ع) و کلام قرآن

قائده بسیط الحقیقة در لسان امیرالمؤمنین (ع) و کلام قرآن

در بخش قبلی تحت عنوان « وجود در نظر ابن عربی » به بررسی مسئله رابطه واجب الوجود با سایر موجودات از نگاه ابن عربی پرداخته شد و گفته شد که واجب الوجود ازلی و ابدی تنها خداوند است و دیگر موجودات، قائم به وجود او موجود اند. اما ملاصدرا نیز به عنوان یک فیلسوف که با قواعد و احکام عقلی سر و کار دارد، قائده ای را بیان می کند که مفاد آن چیزی جز اظهارات ابن عربی نیست. این قاعده بسیار مهم که پس از ملاصدرا جایگاه مهمی در فلسفه پیدا کرد، با عنوان « بسیط الحقیقة کلّ الاشیاء و لیس بشیء منها » مطرح شده است و رابطه واجب الوجود را با سایر موجودات، روشن تر از قبل بیان می کند. گذشته از اینکه این قائده عقلی و مستحکم در زبان یک فیلسوف آمده باشد یا در سخن یک عارف، حاوی حقیقتی است که به روشنی و وضوح کامل در احادیث معصومین و آیات قرآن آمده است. اینکه معنا و مفهوم قائده بسیط الحقیقة چیست و...

ادامه مطلب
صفحه 1 از 3123