منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده در ۰۹ بهمن ۱۳۹۳ در امامت, انسان شناسی, فصل چهارم, نبوت | ۲ دیدگاه

دریچه ورود به عالم غیب

دریچه ورود به عالم غیب

وقتی من از غیب و ظاهر می گویم، شما به بیرون نگاه می کنید و می گویید از این طرف باید به غیب رسید یا از آن طرف؟! از تمام جهات ششگانه، چه به آسمان روی، چه به اعماق زمین بروی به غیب نخواهید رسید. اگر با انواع قمرها و شاتل ها به اعماق فضا بروید، یا یک چاه بکنید و به اعماق زمین بروید، آیا به غیب خواهید رسید؟ والله نخواهید رسید!

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۸ بهمن ۱۳۹۲ در انسان شناسی, فصل چهارم, هستی شناسی | ۰ دیدگاه

نزول و صعود حقیقت مطلق در دایره وجود انسان کامل

نزول و صعود حقیقت مطلق در دایره وجود انسان کامل

اگر ما بخواهیم هستی مطلق را به صورت هندسی ترسیم کنیم، آن را به شکل یک دایره ترسیم خواهیم کرد. دو نیم دایره نزول و صعود، دایره وجود انسان است. بنابراین رسیدن به حق از طریق انسان کامل میسر است. اصلاً بدون اتصال به انسان کامل، راهی برای رسیدن به حقیقت نیست! سرّ رسالت و ضرورت وجود انبیاء نیز همین است؛ یعنی یک انسان کاملی وجود دارد که تمام انسانها باید از مسیر آن انسان کامل عبور کنند تا بتوانند دایره هستی را درنوردند.

ادامه مطلب

ارسال شده در ۱۳ تیر ۱۳۹۲ در انسان شناسی, تجلی, عرفان, فصل چهارم | ۰ دیدگاه

تجلی زیبایی در ادراکات انسان

تجلی زیبایی در ادراکات انسان

سؤال این است که آیا می توان از آیه تجلی نتیجه گرفت: حُسن خداوند به همان اندازه که قابل رؤیت و دیدن است، قابل شنیدن هم هست؟ آیا اینجا بحث «سماع» که جایگاه بسیار مقدسی در عرفان اسلامی دارد، باز نمی شود؟

ادامه مطلب

ارسال شده در ۳۰ خرداد ۱۳۹۲ در انسان شناسی, تجلی, شناخت شناسی, فصل سوم | ۰ دیدگاه

پرده رومیان و آینه چینیان

پرده رومیان و آینه چینیان

اکنون که در آخرین بخش از آخرین قسمت فصل سوم برنامه معرفت به سر می بریم، اگر بخواهیم برای بحث های هستی شناسانه ای که تا کنون به آن پرداختیم، یک نتیجه گیری به عمل آوریم در واقع باید بیاییم و بررسی کنیم که اکنون باید چکار کرد؟ اگر این طور است که حقیقت هستی همه موجودات را فرا گرفته و آنها را به ظهور رسانده است، ما چه نسبتی با این حقیقت بسیط داریم؟ چگونه است که انسان با این حقیقت متعالی در وحدت به سر می برد اما از آن ناآگاه و بی خبر است؟ اینها از جمله مباحثی است که در این بخش پایانی به آن خواهیم پرداخت و به فضل و امید پروردگار، دفتر فصل سوم را به اتمام خواهیم رساند. امیدواریم که شما عزیزان همچون گذشته با ما در این مسیر همراه باشید. *       جناب سهروردی در رابطه با «وجه» می فرماید کسی که به حقیقت نور واقف شود، این وجه او را به «نورالانوار» خواهد رساند. در واقع این همان «شعاع» است که...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۲۵ خرداد ۱۳۹۲ در ابن عربی, انسان شناسی, عرفان, فصل سوم | ۳ دیدگاه

چهار مرغ نفسانیت

چهار مرغ نفسانیت

در این بخش به تفسیر آیه ای از قرآن کریم پرداخته شده است که در آن آیه حضرت ابراهیم از خداوند تقاضا می کند چگونگی زنده شدن مردگان را به او نشان دهد. اما همچون همیشه با فرا رفتن از ظواهر ضمن حفظ آن و نیز تعمّق در آیات قرآن می توان به حقایق مهمی دست یافت که از جمله در این آیه نیز به آن اشاره شده است. این چهار مرغ، چه مرغانی بودند؟ منظور از زنده شدن مردگان چیست؟ چرا حضرت ابراهیم از خدا می خواهد که زنده شدن مردگان را هم اکنون به او نشان دهد؟ پاسخ این سؤالات به ضمیمه نکات مهم دیگر را در بیان دکتر دینانی جستجو کنید. *       جناب محیی الدین می گوید از آنجا که حضرت ابراهیم باید تحقق وجه الهی و تجلی اسماء و صفات حق باشد، خداوند خواست او را با محبت خویش پر کند تا دیگر غیری در حضرت ابراهیم نباشد. این هم که حضرت ابراهیم می گوید: « كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى » [1] نه از این جهت...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۲۱ خرداد ۱۳۹۲ در ابن عربی, انسان شناسی, تجلی, عرفان, فصل سوم | ۶ دیدگاه

انسان کامل وجه حق است

انسان کامل وجه حق است

در بخش قبلی شاهد بودید که پس از واژگان وجود و نور، یکی دیگر از واژگان برای بیان حقیقت هستی، واژه «وجه» بوده است. وجه که در لغت به معنای «صورت» به کار رفته، در واقع بیانگر حقیقت هستی و حق تبارک و تعالی می باشد. این حقیقت در هر موجودی به اندازه ظرفیت وجودی او ظاهر شده است و به این ترتیب همه موجودات را شامل می شود. اما نکته ای که در اینجا حائز اهمیت است آن است که چه موجودی بیشترین بهره را از این حقیقت داراست؟ به عبارت دیگر چه موجودی در میان این موجودات، تصویر جامعی از حقیقت را نمایش می دهد؟ این مسئله که به نوعی پایه و اساس عرفان به شمار می آید، در این مقاله و در بیان دکتر دینانی به نحو احسن و به وجه کاملی تبیین شده است. *       استاد! ریشه این بحث [= وجه حق] را جناب محیی الدین در «فصّ ابراهیمی» بنا نهاده است. در آنجا می گوید حضرت ابراهیم، خود دارای مقام خلیلی است و از...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ در انسان شناسی, فصل سوم, فلسفه | ۰ دیدگاه

عهد ازلی و فطرت الهی انسان

عهد ازلی و فطرت الهی انسان

اگر به خاطر داشته باشید، در قسمت قبلی پیرامون موضوع کفایت حق در اثبات حقیقت خویش و نیز تفاوت آن با رسیدن به خدا از طریق ماسوای حق به طور مفصل بحث و گفتگو صورت گرفت. این مطلب که خداوند، خودش برای اثبات خویش کافیست، ارتباط تنگاتنگی با موضوع «فطرت» و جایگاه آن در وجود انسان دارد. چرا که آنچه از آن به فطرت یاد می شود، حقیقتی اصیل و الهی است که از هرگونه پلیدی و ناپاکی به دور بوده و این حقیقت در وجود انسان به ودیعه گذاشته شده است. چنانچه بتوان این حقیقت درون انسان، یعنی همان فطرت را ظهور حق و تجلی خداوند دانست، می توان گفت که رسیدن به این حقیقت، راهی برای رسیدن به حق – تبارک و تعالی – می گشاید. بنابراین با شناخت صحیح این گوهر وجود خویش و راه رسیدن به آن می تواند تا حدّ زیادی به حقیقت وجود دست یافت. *       استاد! سؤال اینجاست: انسانی که از آن مقام [دیگر] می آید – مقام غیبی که فرمودید به...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۱۸ اسفند ۱۳۹۱ در انسان شناسی, فصل سوم, فلسفه, هستی شناسی | ۶ دیدگاه

توازن و تعادل در سایه آگاهی کامل

توازن و تعادل در سایه آگاهی کامل

در این مقال نیز ادامه تفسیر آیه شهد الله را پی می گیریم و به بیان رابطه علم و آگاهی که در ابتدای آیه به آن اشاره شده است با قسط و میزان که در ادامه آیه شاهد آن هستیم می پردازیم. *       استاد! نکات بسیار لطیف و زیبایی را در رابطه با آیه « شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ » و همچنین در مورد مقام ملائکه و اولوا العلم فرمودید. اما آیه کریمه قرآن در ادامه می فرماید: « … وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَآئِمَاً بِالْقِسْطِ ». مفسرین در اینجا به عبارت «قسط» نگاه های متفاوتی داشته اند که نمی توان آن را با کاربرد عرفی این مفهوم یکی دانست. ما معمولاً قسط را معادل «عدالت» می دانیم اما بسیاری از بزرگان عرفا مخصوصاً صاحب بیان السعادة، در بیان معنای این واژه می گوید: هر کسی به توازن عقل و عشق رسید و معمار وجود او، عقل او شد، مصداق مفهوم قسط خواهد بود. این سخن کسی است که ما او را سردسته فرقه ای می دانیم که...

ادامه مطلب
صفحه 1 از 212