منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده در ۰۹ خرداد ۱۳۹۲ در حکمت خسروانی, سهروردی, فصل سوم | ۰ دیدگاه

معنای نور در کلام سهروردی

معنای نور در کلام سهروردی

در بخش قبل شاهد بودید که سهروردی چگونه وجود را امری اعتباری دانسته و آن را ساخته و پرداخته ذهن انسان می داند، و نیز مشاهده کردید که او بجای وجود، از نور استفاده می کند و طبق بیان جناب دکتر دینانی، فیلسوفی قائل به اصالت نور است. اما لازم است تا کمی در مورد واژه نور و منظور و مراد سهروردی از این مفهوم بیشتر صحبت شود. آنچه در این بخش از نظر شما خواهد گذشت به همین موضوع توجه دارد که منظور از نور چیست؟ و این نور با وجود انسان، عقل و خدا چه نسبتی دارد؟ همچنین خواهید دید که بزرگانی چون ابن سینا و غزالی نیز چگونه در مسئله نور به سخن پرداخته اند. قابل ذکر است که این بخش، آخرین بخش از قسمت پانزدهم برنامه معرفت است. در بخش بعدی وارد قسمت شانزدهم و در واقع آخرین قسمت از فصل وجودشناسی فلسفی در برنامه معرفت خواهیم شد. *       نکته زیبایی که جناب سهروردی را در میان دیگر حکما ممتاز می کند این است که...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۲ خرداد ۱۳۹۲ در حکمت خسروانی, سهروردی, فصل سوم, فلسفه | ۲ دیدگاه

اصالت وجود یا اصالت نور؟!

اصالت وجود یا اصالت نور؟!

با بیان آراء بزرگانی چون شیخ اکبر محیی الدین عربی و صدرالمتألهین شیرازی در باب مسئله وجود، اکنون نوبت به شیخ اشراق شهاب الدین سهروردی می رسد تا ببینیم این حکیم بزرگ اشراقی چه تفسیری از حقیقت بسیط و ظهور مطلق ارائه می دهد. سهروردی بر خلاف ملاصدرا وجود را امری اصیل ندانسته و بلکه صریحاً به اعتباری بودن آن اذعان دارد. اما نباید گمان برد که ایشان با اعتباری دانستن وجود، قائل به اصالت ماهیت است. بلکه ایشان معنی دیگری از این حقیقت ارائه می کند که بر اساس آن، «نور» امری اصیل و حقیقی به شمار می آید. مسئله وجود و تفاوت آن با نور، یکی از مسائلی است که در میان معاصرین کمتر مورد توجه قرار گرفته و از همین رو حکمت اشراقی سهروردی نیز به دست فراموشی سپرده شده است. در حالی که دکتر دینانی معتقد است مسئله نور و ظلمت که در فرهنگ ایران باستان نیز سابقه داشته، غنی تر و اصیل تر از مسئله وجود و عدم است که البته پیشینه یونانی دارد؛...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۳ فروردین ۱۳۹۲ در ابن سینا, حکمت خسروانی, فصل سوم, فلسفه | ۲ دیدگاه

ابن سینا؛ فیلسوف مشایی یا حکیم اشراقی؟!

ابن سینا؛ فیلسوف مشایی یا حکیم اشراقی؟!

ابن سینا، رئیس المشائین! این لقب و عنوانی است که بیش از هزار سال پس از وفات ابن سینا، هنوز هم در مورد او بکار می رود. در طول تاریخ تفکر جهان اسلام، ابن سینا، این حکیم و دانشمند بلند مرتبه، به عنوان بزرگترین فیلسوف مشایی شهرت یافته است. اما شواهد بسیاری وجود دارد که ابن سینا در بسیاری از موارد به این مکتب فلسفی – که ریشه یونانی و ارسطویی دارد – وفادار نمانده و بعضاً بر مشرب فلسفی دیگری سخن گفته است. از جمله این شواهد می توان به مواردی اشاره کرد که ابن رشد – یکی از بزرگترین فیلسوفان غرب جهان اسلام که شکی در ارسطویی و مشایی بودن وی نیست – به ابن سینا خرده گرفته و نظریات او را بر خلاف فلسفه ارسطو دانسته است. ابن رشد بر اساس همین اختلاف نظرهایی که ابن سینا با ارسطو داشت، او را شایسته عنوان «فیلسوف» ندانسته و وی را یک «متکلم» خطاب کرده است. اما یکی دیگر از مهم ترین شواهدی که نشان می دهد ابن...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۱۰ بهمن ۱۳۹۱ در حکمت خسروانی, عرفان, فصل دوم | ۰ دیدگاه

نور و حقیقت زیبایی

نور و حقیقت زیبایی

آنچه شما در این پست و سه پست آینده شاهد آن هستید، مجموعاً قسمت دهم از برنامه معرفت را تشکیل می دهد. قسمت دهم معرفت نیز آخرین برنامه ایست که با موضوع کربلا و ایام دهه محرم پخش شده است. بنابراین در قسمت یازدهم، شاهد موضوع جدیدی خواهیم بود. اما آنچه در قسمت دهم برنامه معرفت مورد بحث و گفتگو قرار گرفته است موضوع زیبایی و زیبایی شناسی (بویژه در حادثه کربلا) از نگاه فلسفی و عرفانی است. به این ترتیب که در ابتدا تعریفی از ماهیت زیبایی ارائه می شود و در ادامه بحث پیرامون نحوه زیبا دیدن و جنبه های معرفتی و اخلاقی مربوط به انسان و زیبایی سخن به میان می آید. آنچه در زیر آمده است نیز، مباحث مقدماتی و در واقع تعریف و بیان ماهیت زیبایی و زشتی از نگاه قرآنی و فلسفی و عرفانی است. با استعانت از آیات سوره نور و این مطلب که خداوند خود را نور آسمان ها و زمین معرفی کرده است، وارد تعریف نور و زیبایی شده و...

ادامه مطلب