منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده در ۱۳ آبان ۱۳۹۳ در تجلی, فصل چهارم, قرآن, هستی شناسی | ۴ دیدگاه

معیت قیومی و رابطه خالق با مخلوق

معیت قیومی و رابطه خالق با مخلوق

اساساً مهم ترین مسئله، مسئله رابطه حق تعالی با غیر خودش است. رابطه خداوند با موجودات – که همان معیت او با غیر اوست – از قبیل هیچ یک از انوع معیت ها و ارتباط هایی که ما تاکنون می شناسیم نیست. بزرگان ما و من نیز به پیروی از آنها، این معیت را «معیت قیومی» می نامم. معیت قیومی به چه معناست؟

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۱ فروردین ۱۳۹۳ در شناخت شناسی, فصل چهارم, قرآن, ملاصدرا | ۳ دیدگاه

عروه وثقی و رشته محکم عقل

عروه وثقی و رشته محکم عقل

هنگامی که عقل به حق توجه کرد و شوائب اوهام را از خود زدود، آنگاه وثقی و محکم خواهد شد. انسان با این آویزه – که من اسم آن را «عقل الهی» می گذارم – تا جایی تعالی پیدا خواهد کرد که دو قوس نزول و صعود و این راه بی پایان را طی کرده و به مقصد اقصی و هدف اعلا دست می یابد. اما اگر در میانه راه قاطی پیدا کرد، در راه مانده و یا حتی سقوط خواهد کرد.

ادامه مطلب

ارسال شده در ۲۰ مرداد ۱۳۹۲ در تجلی, عرفان, فصل چهارم, قرآن, منطق | ۲ دیدگاه

معانی مختلف وجه و صورت و رابطه آن با خلقت

معانی مختلف وجه و صورت و رابطه آن با خلقت

کلمه «وجه» یکی از واژه های کلیدی قرآن کریم و حتی از کلمات کلیدی در عرفان است. « كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ ». یعنی هر چه در این عالم «به خود» باشد فانی خواهد شد، و نه فانی خواهد شد بلکه هم اکنون فانی است. اگر چیزی به خود باشد در واقع نیست، اما از آن جهت که به حق بوده و وجه حق به شمار می آید همیشگی و پایدار است. وجه حق هرگز نابود نمی شود؛ وجه الله ازلی و ابدی است.

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۳ مرداد ۱۳۹۲ در تجلی, عرفان, فصل چهارم, قرآن, ملاصدرا | ۰ دیدگاه

عرفانی به بلندای کوه

عرفانی به بلندای کوه

کوه از این جهت مظهر عرفان است که بالای حسی است، چون انصافاً هم خیلی ارتفاع دارد. رفیع ترین موجودات در کره زمین کوه ها هستند. اما این رفعت، سمبل یک رفعت معنوی است و رفعت معنوی، صرفاً از آنِ انسان است. هیچ موجودی در عالم، رفعت انسان را ندارد؛ نه جماد، نه نبات، نه حیوان، و حتی نه فرشته! فرشته هم تا حدودی رفعت دارد و از یک جا به بعد تمام می شود.

ادامه مطلب

ارسال شده در ۲۸ تیر ۱۳۹۲ در تجلی, عرفان, فصل چهارم, قرآن | ۳ دیدگاه

دیدن خدا در گرو ندیدن خود

دیدن خدا در گرو ندیدن خود

مادامی که کسی – حتی حضرت موسی – در قید انانیت است، خدا برای او قابل دیدن نیست؛ به نفی ابد. اما وقتی انانیت تمام شد و از بین رفت، من اینجا این ادعا را می کنم که حق را می توان با همین چشم سَر هم دید!
دید پیمبر نه به چشمی دگر / بلکه بدین چشم سر این چشم سر

ادامه مطلب

ارسال شده در ۱۶ تیر ۱۳۹۲ در تجلی, سید حیدر آملی, فصل چهارم, قرآن | ۱ دیدگاه

تجلی در کلمه؛ تجلی در عقل

تجلی در کلمه؛ تجلی در عقل

کلام یعنی بارز و ظاهر شدن، و نخستین تجلی خداوند نیز در کلمه بوده است. چنانچه در آن جمله معروف آمده است: « اول کلمة شقّت أسماء الممکنات کلمة کُن ». پس اولین چیزی که در گوش عالم ممکنات طنین افکند و اولین صدایی که در گوش هستی طنین افکند، کلمه «کُن» حق تبارک و تعالی بود. این نخستین طنین بود که در گوش ممکنات پدید آمد.

ادامه مطلب

ارسال شده در ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ در فصل سوم, فلسفه, قرآن, ملاصدرا, هستی شناسی | ۷ دیدگاه

قائده بسیط الحقیقة در لسان امیرالمؤمنین (ع) و کلام قرآن

قائده بسیط الحقیقة در لسان امیرالمؤمنین (ع) و کلام قرآن

در بخش قبلی تحت عنوان « وجود در نظر ابن عربی » به بررسی مسئله رابطه واجب الوجود با سایر موجودات از نگاه ابن عربی پرداخته شد و گفته شد که واجب الوجود ازلی و ابدی تنها خداوند است و دیگر موجودات، قائم به وجود او موجود اند. اما ملاصدرا نیز به عنوان یک فیلسوف که با قواعد و احکام عقلی سر و کار دارد، قائده ای را بیان می کند که مفاد آن چیزی جز اظهارات ابن عربی نیست. این قاعده بسیار مهم که پس از ملاصدرا جایگاه مهمی در فلسفه پیدا کرد، با عنوان « بسیط الحقیقة کلّ الاشیاء و لیس بشیء منها » مطرح شده است و رابطه واجب الوجود را با سایر موجودات، روشن تر از قبل بیان می کند. گذشته از اینکه این قائده عقلی و مستحکم در زبان یک فیلسوف آمده باشد یا در سخن یک عارف، حاوی حقیقتی است که به روشنی و وضوح کامل در احادیث معصومین و آیات قرآن آمده است. اینکه معنا و مفهوم قائده بسیط الحقیقة چیست و...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۱۲ فروردین ۱۳۹۲ در ابن سینا, فصل سوم, فلسفه, قرآن, ملاصدرا, هستی شناسی | ۱ دیدگاه

کفایت حق و دعوت به تماشای آیات آفاقی و انفسی

کفایت حق و دعوت به تماشای آیات آفاقی و انفسی

همان طور که مطلع هستید، در قسمت پیشین به تبیین برهان صدیقین و اختلاف تقریر آن توسط ملاصدرا و ابن سینا پرداخته شد. اکنون در ادامه بحث قبلی و پرداختن به وجه اختلاف دو تقریر از این برهان توسط این دو شخصیت بزرگ، توجه خود را به آیه ای جلب می کنیم که نقش عمده ای در بیان حقیقت این برهان ایفا می کند و آن آیه: « سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَ فِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ». همان طور که در متن این آیه مشاهده می شود، خداوند متعال می فرماید: « نشانه‌های خود را در آفاق و در انفس به آنها خواهیم نمود، تا برایشان روشن گردد که او، خود حقّ است. آیا کافی نیست که پروردگارت خود شاهد هر چیزی است؟ ». در این آیه به دو مسئله اشاره شده است؛ یکی اینکه در ابتدا می فرماید نشانه های خود را به آن ها نشان می دهیم تا به حقانیت خداوند پی ببرند. این موضوع...

ادامه مطلب
صفحه 1 از 212