منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده توسط در ۰۱ فروردین ۱۳۹۳ در شناخت شناسی, فصل چهارم, قرآن, ملاصدرا | ۳ دیدگاه

عروه وثقی و رشته محکم عقل

*       اگر اجازه بفرمایید، بنده نظر ملاصدرا را در اینجا عرض کنم. ایشان هم چنانچه حضرت عالی فرمودید، بر تحصیل استعداد و آمادگی های نفس ناطقه جهت دریافت فیض غیبی تأکید داشته و در این رابطه از یک آیه استفاده می کند: « وَمَن يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى » [1]. بدین ترتیب [ملاصدرا] کمال استعداد را مقام تسلیم می داند. ما می بینیم که در اینجا چگونه همه موضوعات به یکدیگر گره خورده و عرفان نظری، عرفان عملی و برهان در اینجا جمع می شوند. اینکه حضرتعالی هم فرمودید ساحت قرآن معجزه است، واقعاً از این نظر معجزه است. در این آیه، هم بحث «تسلیم» است آنجا که می فرماید «َ مَن يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ » و هم بحث «وجه» و هم بحث «عروة الوثقی» و هم خدا.

در واقع عروه وثقی، همان حبل الله متین و رشته [محکم] است. وقتی شما می خواهید صعود کنید، باید رشته ای برای شما آویزان باشد، زیرا شما پَر ندارید که با آن پرواز کنید! آن رشته نیز باید وثقی و محکم باشد. «وثقی» یعنی خیلی محکم باشد به طوری که گسیخته نشود. در صورتی که شما دست خود را به رشته ضعیفی بند کنید، چنانچه هیکل شما سنگین باشد، این رشته گسیخته شده و شما سقوط خواهید کرد.

عروه وثقی یا حبل الله متین و یا همان رشته محکم، در درون خود انسان است. من آن رشته محکم را عقل هم می دانم. عقل، همان عروه وثقی است، منتها عقل خالی از شوائب اوهام! چنانچه اوهام، تمایلات، نفسانیات، اغراض دنیوی و …. که رنگارنگ و  بلکه هزاران رنگ اند، با عقل قاطی شد و آن عقل مشوب گردید، عقل دیگر عروه وثقی نبوده و ضعیف و از هم گسیخته خواهد شد. اما اگر عقل از شوائب اوهام پاک شد و به حق توجه کرد – دوباره به مسئله وجه باز می گردیم – و با حق عناد نورزید، [آنگاه می تواند برای انسان همان عروه وثقی باشد].

عروه وثقی و رشته محکم عقل

وقتی من از «حق» صحبت می کنم، باید توجه داشت که حقّ مطلق همانا خداوند است، ولی حق شئونی دارد. برای مثال اینکه شما در هنگام داوری باید حق را در نظر داشته باشید، خودش راهی به حق تعالی خواهد بود. همچنین در هنگام راه رفتن، نگاه کردن، پاسخ به یک پرسش، رعایت حق همسایه و همه این موارد هم باید حق را رعایت بکنیم. توجه به حق از حقوق اعتباری مانند حق همسایه و حقوق اجتماعی شروع می شود تا اینکه به حقیقت مطلق برسد. همه اینها شئون حق هستند.

هنگامی که عقل به حق توجه کرد و شوائب اوهام را از خود زدود، آنگاه وثقی و محکم خواهد شد. انسان با این آویزه – که من اسم آن را «عقل الهی» می گذارم – تا جایی تعالی پیدا خواهد کرد که دو قوس نزول و صعود و این راه بی پایان را طی کرده و به مقصد اقصی و هدف اعلا دست می یابد. اما اگر در میانه راه قاطی پیدا کرد، در راه مانده و یا حتی سقوط خواهد کرد. نتیجه چنین امری گاهی می تواند سقوط هم باشد. در صورتی که این رشته وثقی نبود و با اوهام، تخیلات، نفسانیات، شهوات و خواسته ها مشوب شد، [انسان] سقوط کرده و با سقوط خود در وادی ضلالت خواهد افتاد.

این راه، راه بسیار محکمی است اما در عین حال پر خطر بوده و به توجه نیاز دارد. همان طور که عرض کردم انسان باید به وجهه حق توجه داشته باشد و هیچ وقت حق را فراموش نکند. اگر انسان از رعایت حقوق اعتباری شروع کند و همواره حق را مد نظر داشته باشد، راه را به سلامت طی خواهد کرد و به حق مطلق خواهد رسید.

*       جناب ملاصدرا چنین عقلی را عقل متخلق می داند.

آقای لاریجانی! خود اخلاق هم از شئون عقل است. ما اخلاق منهای عقل نداریم. این خودش یک مسئله است و شاید درباره آن بحث بکنیم که ریشه و منشأ اخلاق چیست؟ و اساساً اخلاق از کجا ناشی می شود؟ و اخلاق از کجا بر انسان الزام می شود؟ و در نهایت اینکه اخلاق از کجا اعتبار خود را پیدا می کند؟ [مسلماً، اخلاق] ریشه عقلانی دارد. وقتی شما می فرمایید «عقل متخلق»، یعنی همان عقلی که ریشه اخلاق است. بنابراین خود اخلاق از شئون عقل است.


[1] قرآن کریم، سوره لقمان، آیه 22 : « وَمَن يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى وَإِلَى اللَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ ؛ و هر کس خود را – در حالی که نیکوکار باشد – تسلیم خدا کند، قطعاً در ریسمان استوارتری چنگ زده و فرجام کارها به سوی خداست. »


اطلاعات و مشخصات

شماره سریال: m-022-c

شماره قسمت: 022

مدت زمان: 5:21

فرمت فایل تصویری: | H.264/AVC MPEG-4 | 600×400px | 25fps | 320kbps |

فرمت فایل صوتی: | MP3 | 44.1KHz | Mono | 64kbps |

پیوند کوتاه:
www.maarefat.com/?p=2511

۳ دیدگاه

  1. تفاوت ديدگاههاي حافظ و سعدي در برنامه فروردين ۹۳و همچنين تشريح آن توسط استاد ديناني بسيار موشكافانه بوده است كه انسان بر حسب مقتضيات آگاهي و خرد خود ميتواند در تجربيات روزمره زندگي بكار برد.

  2. باسلام خدمت جناب آقای دکتردینانی .ایشان بعلاوه اینکه خیلی حکیمانه وعرفانی توضیح میدهند خیلی هم دقیق بحث رابه نقطه وحدت میرسانند ولی چرا ایشان آخرش نمی گویند نقطه وحدت همان ولایت مطلقه امیرالمومنین علی(ع)است.لطفا اگر میشه یک توضیحی هم درباره شعر حضرت عمان باموضوع “بازساقی گفت تاچندانتظار”بدهند.دوستدار شما

  3. بســــــــم الله الرحمــــــن الرحیــــــــــم

    علی (ع) فرمود : ان اخوف ما اخاف علیکم اثنان : اتباع الهوی و طول الامل فاما اتباع الهوی فیصد عن الحق و اما طول الامل فینسی الاخره . همانا بیشترین چیزی که از آن بر شما می ترسم ، دو چیز است : پیروی هوای نفس و درازی آرزو . اما پیروی هوای نفس ، از راه حق باز میدارد و اما آرزوی دراز ، آخرت را به فراموشی می سپارد .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *