منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده توسط در ۱۶ مرداد ۱۳۹۲ در تجلی, دین و شریعت, سید حیدر آملی, عرفان, فصل چهارم | ۵ دیدگاه

این جهان کوه است و فعل ما ندا

*       ما هر چه که راجع به کوه [و مظهریت و نقش آن در عرفان سخن] بگوییم باز هم کم است. حضرتعالی هم قبلاً به برخی نکات در این باره اشاره کردید. این جلسه هم می خواهیم ارتباط کوه با وجه الله را در مقام فناء فی الله و بقاء بالله بررسی نماییم. از همین رو مجدداً از حضرتعالی می خواهم تا بیشتر روی این نظریه تأمل شود. البته من باید این مقدمه را هم عرض کنم که جناب علامه سید حیدر آملی در تفسیر «محیط الاعظم» نظریه زیبایی در این باب دارند مبنی بر این که انبیا و اولیا برای چه در دل کوه ها می نشستند و با خدا راز و نیاز می کردند؟ سپس می گوید در راه، عارفی را دیدم که دوان دوان به طرف کوهی می رفت. از او پرسیدم که چنین شتابان به کجا می روی؟ گفت به محضر عارف بالله می روم (اسم کوهی را هم برد و گفت مثلاً فلان کوه). پرسیدم چرا؟ گفت به بدن این کوه نگاه کن که چه اخلاق سبزی دارد! در دل آن هم چشمه ها می جوشد! اما من چه چیزی دارم؟ این شعر هم از جناب مولوی است که به همان داستان اشاره دارد:

نه بدن از سبز پوشان می شود / نه از او یک چشمه جوشان می شود
نه صدای بانگ مشتاقی درو / نه صفای جرعه ساقی درو
کو حمیت تا ز تیشه وز کُلَند / این چنین کُه را ز ریشه برکند [1]

با این مقدمه می خواهیم وارد این بحث شویم که طبق نظر حضرتعالی، کوه نماد رفعت و جهت همه پدیده ها به سوی خداوند است و در واقع یک قبله عرفانی است که انسان باید از آن استفاده بکند.

بسم الله الرحمن الرحیم

خب! دوباره باز می گردیم به موضوع نماد بودن کوه. اما خاصیت دیگری هم در کوه هست که در حرف های مولوی هم آمده است. به غیر از رفعت که خصلت واقعی و ویژگی اولی کوه است، «انعکاس» هم در کوه وجود دارد. مولوی هم انصافاً به همه این جهات [موجود در کوه] توجه داشته و با آن دقت ظریف عارفانه گفته است:

این جهان کوه است و فعل ما ندا / سوی ما آید نداها را صَدا [2]

کلمه «صَدا» که ما به آن «صِدا» هم می گوییم، به معنای انعکاس صوت است. وقتی که شما در کوهستانی فریاد بزنید و صدایی از شما در آید، انعکاس دارد.

*       به قول معروف، «پژواک» است.

دقیقاً پژواک است. خود همین خصیصه پژواک داشتن کوه، از جمله خصایصی است که برای اهل عرفان مهم است و مولوی هم به درستی به این حقایق رسیده است. او در همین شعر، جهان را یک کوه دانسته و فعل ما را ندا. یعنی کوچکترین عمل ما، حتی نَفَس ما، در این کوهستان عظیم عالم انعکاس پیدا می کند؛ درست مانند بانگی که شما در کوهستانی سر می دهید. [نتیجه این عمل] به ما می رسد و این برای ما یک هشدار است. باید مواظب باشیم که با انجام هر عمل [نادرستی] نگوییم که دیگر شده است و مهم نیست! کوچکترین عمل تا بزرگترین عمل ما انعکاس دارد و به ما [بازگشت داده خواهد شد]. انعکاس، یعنی بازگشت و در واقع ردّ فعل است؛ یعنی به ما بر می گردد. ممکن نیست عملی از ما سر بزند و اثر آن به ما نرسد. پس ما باید این هشیاری را داشته باشیم که اعمال بیهوده انجام ندهیم.

دکتر ابراهیمی دینانی در برنامه معرفت

*       به نظر شما کوه می تواند از مصادیق «کتاب مبین» باشد؟

بله هست، چون انعکاس دارد. این نکته ای بوده که آن عارف بدان رسیده است. کوه هم رفعت دارد و هم اینکه همه چیز را انعکاس می دهد.

*       جناب مولوی در جای دیگر هم می فرماید:

ما چو ناییم و صدا در ما ز توست / ما چو کوهیم و ندا در ما ز توست [3]

پس این هم یک بعد و وجهه دیگری از کوه است. به غیر از رفعت که قبلاً درباره آن صحبت کردیم و گفتیم که ویژگی کوه رفعت است، ویژگی دیگر آن انعکاس است. ما نباید فکر کنیم که هر کاری انجام می دهیم بیهوده است و اثری ندارد و یا در برابر آن مسئولیتی نداریم. این طور نیست! ما در برابر کوچکترین کارهایی که انجام می دهیم تا بزرگترین آنها مسئولیم و پژواک آنها به ما می رسد. اگر ما همین نکته را از کوه بیاموزیم، خیلی حواسمان جمع خواهد بود!


[1] مولوی، مثنوی معنوی، دفتر دوم، بخش ۲۶ – فرمودن والی آن مرد را کی این خاربن را کی نشانده‌ای بر سر راه بر کن. اصل این ابیات بدین شرح است:
نه ز جان یک چشمه جوشان می‌شود / نه بدن از سبزپوشان می‌شود
نی صدای بانگ مشتاقی درو / نی صفای جرعهٔ ساقی درو
کو حمیت تا ز تیشه وز کلند / این چنین که را بکلی بر کنند

[2] مولوی، مثنوی معنوی، دفتر اول، بخش ۹ – فرستادن پادشاه رسولان به سمرقند به آوردن زرگر

[3] مولوی، مثنوی معنوی، دفتر اول، بخش ۲۹ – اعتراض مریدان در خلوت وزیر. اصل این بیت عبارت است از:
ما چو ناییم و نوا در ما ز تست / ما چو کوهیم و صدا در ما ز تست


اطلاعات و مشخصات

شماره سریال: m-020-a

شماره قسمت: 020

مدت زمان: 5:04

فرمت فایل تصویری: | H.264/AVC MPEG-4 | 600×400px | 25fps | 320kbps |

فرمت فایل صوتی: | MP3 | 44.1KHz | Mono | 64kbps |

پیوند کوتاه:
www.maarefat.com/?p=1693

۵ دیدگاه

  1. من بارها این مساله رو تجربه کردم…دست کم نگیرید

  2. فانما تولو فثم وجه الله : به هر طرف که رو کنی وجه روی خداوند را میتوان دید . از دیدگاه من خدا را نمی توان دید ولی از منظری دیگر نگاه کردن به تجلیات خداوند یعنی دیدن روی خدا . و شما کوه را که وجه ای از خداوند است به زیباترین نحو ممکن معرفی کردید . ممنونم . اشک من سرازیر شد . موفق باشید .

  3. به قول استاد اگر کوه انعکاس صدای ماست پس عمل ما هم انعکاس عمل ماست، نتیجه میگیرم که هر عمل ریز و درشت ما، منعکس دهنده ای مثل کوه دارد که برخی ها از آن به طبیعت یاد میکنند.

  4. عالی بود.مرسی .خیییییییلی ممنون

  5. سلام علیکم

    چه وقت منظورتان است ؟ قبل از تولد واقعی ( زندگی در زندان ذهن و نفس ) یا منظور بعد از تولد و رهایی از زندان ذهن و نفس است ؟ اگر شق دوم را میگویید حضور نازل می شود در محضر اویید، وجدی دورتادور شما را در برمیگیرد دایما میگویید معشوقا سپاس معشوقا تو باش اینگونه و من نباشم معشوقا باش و جانم بستان معشوقا من نیستم هر چه هست تو هستی در این حضور شما نفس تان را می بینید نه به چشم سر اما وقتی نفس حرف میزند شما می بینید که دارد وراجی میکند حقیقتا این حضور معشوق این شیرین ترین آرامش با چه چیزی قابل قیاس است؟ چه میگویم عجبااا حضور معشوق انقدر شیرین است که هیچ انسان عاقلی با هیچ چیزی عوض نخواهد کرد حرف های نفس خنده دار خواهد شد در حضور اویید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *