منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده توسط در ۰۶ تیر ۱۳۹۲ در تجلی, عرفان, فصل چهارم | ۰ دیدگاه

تجلی رحمانی و تجلی رحیمی

*       خب! اکنون با بیان این مطالب، معنای آن دو آیه [1] چه می شود؟ آنجا که آن جنّ به حضرت سلیمان گفت من تخت بلقیس را در اینجا حاضر می کنم.

بنابراین در آنجا هم ایجاد و اعدامی صورت نگرفته است. بعضی از افراد می گویند که [تخت بلقیس] در آنجا اعدام و سپس نزد سلیمان ایجاد شد! اما این طور نیست؛ نه اعدام شد و نه ایجاد. آن [تخت] ظهور حق بود که در اینجا هم ظهور پیدا کرد.

*       مطلب مورد نظر محیی الدین در این بخش یعنی «فصّ حکمة رحمانیّة فی کلمة سلیمانیة» رحمت بوده است. ایشان «رحمت» را به دو قسم رحمانی و رحیمی در نظر می گیرد که بر اساس آن خداوند با رحمت رحمانی‌اش بر همه چیز ظهور و جلوه دارد. محیی الدین در این داستان، عمل جن را به رحمت رحمانی تعبیر می کند و عمل آصف را رحمت رحیمی می داند.

دکتر اسماعیل منصوری لاریجانی

بله. باز هم مطلب مهمی را مطرح کردید، که البته آن را از شیخ اکبر محیی الدین نقل فرمودید. البته بین رحمان و رحیم تفاوت وجود دارد. رحمت رحمانی و رحمت رحیمی، هر دو مبالغه اند. صیغه رحمان و صیغه رحیم هر دو مبالغه را می رسانند و بنابراین غیر از راحم هستند. [از این ریشه] یک کلمه «راحم» داریم، یک کلمه «رحیم» داریم و یک کلمه «رحمان». این سه واژه تقریباً به یک معنی اند با این تفاوت که رحیم و رحمان صیغه مبالغه هستند ولی راحم صیغه اسم فاعل است. پس هم رحیم که بر وزن فعیل است، به معنای مبالغه است و هم رحمان. اما بحث بر سر این است که بین این دو صیغه مبالغه چه فرقی وجود دارد؟ البته هر دوی این واژه ها با واژه راحم تفاوت دارند، اما خود این دو کلمه که هر دو هم مبالغه هستند با یکدیگر چه تفاوتی دارند؟

همان طور که شما هم اشاره کردید، بعضی ها رحمان را «عام» و رحیم را «خاص» دانسته اند. از همین رو میان رحمت رحمانی که رحمتی عام و برای همه موجودات است و رحمت رحیمی که رحمتی خاص بوده و تنها شامل خواص می شود، تفاوت قائل شده اند. تا اینجا حرفی نیست و پذیرفتن این حرف هم خیلی آسان است، ولی ممکن است کسی در اینجا شبهه ای مطرح کند و آن اینکه حق تعالی به حکم رحمت بی پایان و به حکم غیرمتناهی بودن رحمتش، خاص و عام در او چه معنایی می تواند داشته باشد؟ در حق، از آن جهت که حق است و از آن جهت که غیرمتناهی و بی کرانه است، خاص و عام چگونه معنی پیدا می کند؟ [توجه کنید که] خاص و عام، دو قید هستند.

در اینجا باید بگوییم که این دو قید خاص و عام که طبق آن رحیم، رحمت خواص است و رحمان، رحمت عوام است، قید «قابلی» هستند نه قید «فاعلی». در حق تعالی، علی الاطلاق قید نیست! اما در قابل قید هست. اینجا دوباره به آغاز سخنمان باز می گردیم؛ رحمت به حکم قابلیت اشیاء مستعد است. رحمت از آن جهت رحیمی است که برخی اشیاء خاص اند و مشمول رحمت رحیمی هستند. و برای برخی دیگر از اشیاء که عام اند، مشمول رحمت رحمانی می شوند. بنابراین دو قید خاص و عام را به سوی «قابل» بچرخانید.

از آن جهت که حق تعالی دارای رحمت است، رحمت او عام [و فراگیر] است؛ «وسعت رحمتی کل شیء» ؛ «سبقت رحمته غضبه» که آیه بسیار عجیبی است! هر چقدر در این جمله تأمل شود باز هم کم است: «سبقت رحمته غضبه». انسان، هم رحمت دارد و هم غضب؛ خداوند نیز هم رحمان است و هم غضب دارد، اما سبق رحمت [بر غضب] خیلی معنی دارد! اولاً رحمت غیر متناهی است، و ثانیاً وقتی رحمت بر غضب سابق باشد، معنای آن چیست؟ یعنی غضب، عارض است و هر عارضی قابل زوال است. این بخاطر آن است که رحمت بعد از غضب می آید و چون بعد از آن است، می تواند زایل شود. اما رحمت زوال پذیر نیست. رحمت حق لحظه ای زوال ندارد.


[1] آیات 39 و 40 سوره النمل. در قسمت پیشین یعنی در بخش «لبس بعد لبس در حرکت جوهری» به طور مفصل در این باره صحبت شد.


اطلاعات و مشخصات

شماره سریال: m-017-c

شماره قسمت: 017

مدت زمان: 4:35

فرمت فایل تصویری: | H.264/AVC MPEG-4 | 600×400px | 25fps | 320kbps |

فرمت فایل صوتی: | MP3 | 44.1KHz | Mono | 64kbps |

پیوند کوتاه:
www.maarefat.com/?p=1531

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *