منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده توسط در ۲۶ دی ۱۳۹۱ در عرفان, فصل دوم | ۳ دیدگاه

شراب معنوی مایه آزادی و آزادگی

از جمله موضوعاتی که در حادثه کربلا نقش اساسی و پررنگی داشت، موضوع آب بوده است. از همین رو عاشورا را نماد تشنگی و آب می دانیم. اما این موضوع نیز چون سایر موضوعات دینی، یک جنبه ظاهری و یک جنبه باطنی دارد. در مقام ظاهر، امام حسین و دیگر یارانشان، تشنگان کربلا بودند درحالی که اگر به مقام باطن برویم موضوع کاملاً برعکس می شود! امام حسین چشمه جوشان آب است و دیگران تشنه آب این چشمه اند.

مطلب مرتبط دیگر با این موضوع که در باطن امر، هم ریشه و هم معنا هستند، نقش و مفهوم شراب در ادبیات قرآنی و همچنین ادبیات عرفانی است. کاربرد مکرر عرفا از مفاهیمی چون شراب و ساقی که از مشهورات این حوزه است، مخالفت بسیاری را برانگیخته درحالی که در این مقاله معنای واقعی و ریشه قرآنی این امر، روشن خواهد شد. پس هم اکنون همراه ما باشید.

موضوعی که در واقعه کربلا اهمیت دارد، بحث آب است. درباره این موضوع، بزرگانی چون عبدالرحمن جامی، عمان سامانی در گنجینه اسرار، سنایی غزنوی و … تعابیر زیبایی دارند. ریشه عقلانی و حکمی این تعابیر نیز همان مطالبی است که شما قبلاً درباره آب فرمودید. اما اگر لطافت ها و زیبایی های عرفانی هم به جنبه حکمی آن اضافه شود، جالبتر خواهد شد.

ما در تاریخ عاشورا می خوانیم که قمر بنی هاشم (ع) ساقی کربلا بود. یعنی امام حسین (ع) به او مأموریت می دهد که چون اهل حرم تشنه هستند، او باید برود و آب تهیه کند. در اینجا عمان سامانی مطالب بسیار زیبایی را فرموده است. قمر بنی هاشم، به هر حال تالی معصوم است و خودش چشمه است اما چرا تشنه است؟ او با حیرت به بالای فرات می رود و دستی به آب می زند. ناگهان آب، از حیرانی او باخبر شده و مقصود او را در می یابد. آنگاه آب خطاب به حضرت می فرماید:

این طراوت ها که بینی در من است / جملگی از حاصل آن خرمن است
گـر به مولایم رســانـی جـان مـن / تـا ابـد سیـراب گـردد کـام مـن
چون تو هم رودی از آن دریـا شدی / این چنیـن آشفته سوی ما شدی

بنابراین تا کسی تشنه نباشد، به آب هم نخواهد رسید. تعابیر بسیار زیبایی است.

از طرف دیگر در روز عاشورا و در گرما گرم نبرد، حضرت علی اکبر از پدر خود طلب آب می کند. اما مگر علی اکبر نمی‌داند که پدر، از او تشنه تر است؟ در اینجا ما هم به این شبهات پر و بال می دهیم. درحالی که در اینجا مراد از آب، آب روحانی است نه این آبی که در فرات جریان دارد. داستان آن مفصل است تا جایی که حضرت علی اکبر به پدر می گوید که حوریان می آمدند و از چشمه‌سار تو آب می بردند (یعنی همان آب ولایت) من به آنها گفتم که تشنه ام، مرا آب دهید:

گـفـتــم مـن تشـنـه ام بنما صـواب / بر دهــان من فشـان چند جرعه آب
چون نمودم زان سبو چند جرعه نوش / از سرم رفت ای پدر یک لحظه هوش
دیـــدم آبـش می دهــد بوی حسین / چشــمه‌سـار حـوریـان کوی حسین
ای پـــدر مـن تـشـنـه ام آبــم بـده / از خـتـــــام مِســک نـایـابـم بـده
آن شـرابــی را که ســاقی سـاخـتــه / رمــز مـسـتـی را در آن انـداخـتــه

استاد، پاسخ این سؤال را می خواهیم از زبان شما بشنویم؛ در قرآن کریم، چند نوع شراب ذکر شده است که خوب، ریشه شراب هم از آب است از جمله این آیات: « إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا » [1]  « وَيُسْقَوْنَ فِيهَا كَأْسًا كَانَ مِزَاجُهَا زَنجَبِيلًا » [2]  « عَيْنًا فِيهَا تُسَمَّى سَلْسَبِيلًا » [3]  « وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا » [4]  « يُسْقَوْنَ مِن رَّحِيقٍ مَّخْتُومٍ » [5]  « خِتَامُهُ مِسْكٌ » [6]  « وَمِزَاجُهُ مِن تَسْنِيمٍ » [7] . مفسرین ما حدوداً دَه نوع شراب را از قرآن احصاء کرده اند. علت تنوع این شراب ها و نسبت آنها با آب معرفت چیست؟

-        بله. همانطور که فرمودید در قرآن کریم با عبارات مختلف از « شراب طَهور » صحبت شده است که خوب البته ریشه این شراب ها، همان آب حیات و آب معرفت است. وقتی در بهشت صحبت از شراب می شود، منظور همان آب معرفت است.

« إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ » [8] هم که چشمه اصلی این آب است.

-        بله. کوثر، سرچشمه اصلی است و در واقع همان مقام ولایت است که تمامی ندارد. آن چنان فراوان است که پایان ندارد. منتها این تعبیرات که گاهی از مزاج کافوری و زنجبیلی و تسنیم و امثال ذلک تعبیر شده است، نشانگر تنوعات آگاهی و معرفت است. آب در اینجا یعنی آب حیات و آب معرفت؛ اصلاً اساس ولایت، آگاهی و معرفت کلی است و این معرفت، تنوع و گوناگونی دارد. معرفت در هر مقام و مرتبه ای یک تجلی دارد و همه آنها نیز تجلیات حق است.

آن مستی آفرینی‌ای هم که شراب دارد در اینجا به معنای رهیدن از هرگونه تعلق است. « شراباً طهورا » آنجاست که انسان جز به خدا، به هیچ چیز دیگری تعلق ندارد؛ [این شراب] طهور است یعنی از غیر حق [پاک می کند]. طهور یعنی مطهّر، یعنی از غیر حق پاک کننده است. این شراب طهور و پاک کننده است اما انسان را از چه چیزی پاک می کند؟ شرابی که ما درصدد معنی کردن آن هستیم و در واقع همان شراب معرفت است، از غیر حق پاک کننده است. در این مقام، هیچ تعلّقی به غیر حق نیست و این همان طهارت مطلق انسان است. یک طهارت، طهارت از نجاست های ظاهری است که خوب این هم یک نوع طهارت است؛ برای مثال در نماز، بدن شما باید از نجاست های ظاهری پاک باشد. این مرحله ظاهر و حسّی طهارت است. همچنین داریم طهارت نفس، طهارت روح، … تا جایی که این طهارت به مرحله ای می رسد که انسان، از غیر حق پاک می شود؛ یعنی تعلق و وابستگی ندارد. چون هر تعلق و هر وابستگی به غیر حق، یک نوع شرک است، یک نوع تعلق است، یک نوع حجاب است. و آنجایی که انسان از قید تعلق آزاد شد [در آنجا شراب معرفت را چشیده است] :

غلام همّت آنم که زیر چرخ کبود / زِ هرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است [9]

وقتی که می گوییم باید از «رنگ تعلق» پاک شد، بدی در تعلق است نه در مال! بعضی از افراد فکر می کنند که وقتی ما از آزادی مطلق صحبت می کنیم، به این معناست که مثلاً دنیا و مال و طبیعت بد است. نه! صحبت بر سر بد و خوبی آنها نیست. انسان در این زندگی، همه چیز می خواهد؛ زندگی می خواهد، مال می خواهد، حیات می خواهد، غذا می خواهد، … همه اینها هست اما آن چیزی که مذموم است، «تعلّق» است. داشتنِ بدون تعلق، هیچ عیبی ندارد اما تعلق ولو به اینکه چیزی نداشته باشید، بد است. اگر تعلق داشته باشی ولو فقیر باشی، در آن صورت باز هم تو متعلق هستی، اما اگر غنی باشی ولی تعلق نداشته باشی، در واقع رهایی. بنابراین باید زِ قید تعلق آزاد شد و این طهور هم پاک بودن از قید تعلقات است.

شراب معنوی - آزادی و آزادگی

با توجه به بیان شما که فرمودید: کوثر، ولایت است، در واقع امام حسین می خواست تا با این رفتار و حرکات، تعلقات یاران را بزداید.

-        بله همین طور است و حضرت، ترک تعلقات کرد. البته در باطن که تعلق نداشت اما با این کار، تعلقات ظاهری را هم از میان برد.

در شعری هم داریم که می گوید:

کیست مولا؟ آن‌که آزادت کند / بند رِقیّت زِ پایت وا کند [10]

-        این شعر مولانا، دقیقاً شعر درستی است و همه حقیقت را در اینجا بیان کرده است: کیست مولا؟ آن‌که آزادت کند. مادامی که انسان از غیر حق آزاد نیست، وارسته نیست.

در ادامه هم می فرماید:

ای گـروه مؤمـنـان شادی کنید / مثـل سرو و سوسن آزادی کنید
چون به آزادی نبوّت هادی است / مؤمنان را از خدا آزادی است [11]

بهترین ارمغان الهی برای بشریت که توسط وحی فرستاد …

-        … آزادی از غیر حق است!

استاد! آزادی و آزادگی چه تفاوتی با هم دارند؟

-        آزادی، حاصل آزادگی است.

اینکه امام حسین می فرماید: « إِنْ لَمْ یَکُنْ لَکُمْ دینٌ … فَکُونُوا أَحْرارًا» [12]

-        احرار هم به همین معناست. یعنی شما گرفتارید، بدبختید! اگر می توانید، خود را آزاد کنید! که البته این کار برای آنها خیلی بعید بود. در کربلا، آزادی مطلق در برابر قید مطلق قرار گرفته بود. آنها در زنجیر قیود گرفتار بودند.

بعضی از این روشنفکران از این جمله [امام حسین] استفاده می کنند و می گویند: آزادی و آزادگی یک مفهوم برون دینی است. زیرا در این حدیث، حضرت می فرماید: کونوا احرارا ! اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید. آیا این حرف صحیح است؟

-        اصلاً معرفت و عرفان و دین، عین آزادگی است؛ دین یعنی آزادگی. خوب، این افراد دین را بد می فهمند! وقتی که قشری می شوند، این طور می فهمند.

دین آمده است تا هم تعلقات درونی و هم تعلقات بیرونی را از بین ببرد؛ اساس دین همین است.

-        اگر چنانچه این افراد، معرفت درست داشتند این حرف را نمی زدند.

ندای فطرت هم، ندای آزادی و آزادگی است. بسیار خوب استاد.


[1] قرآن کریم، سوره الانسان، آیه 5 : « إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا ؛ نیکان از جام‌هایی می‌نوشند که آمیخته به کافور است. »

[2] قرآن کریم، سوره الانسان، آیه 17 : « وَيُسْقَوْنَ فِيهَا كَأْسًا كَانَ مِزَاجُهَا زَنجَبِيلًا ؛ و در آنجا از جامی که آمیزه زنجبیل دارد به آنان می‏نوشانند. »

[3] قرآن کریم، سوره الانسان، آیه 18 : « عَيْنًا فِيهَا تُسَمَّى سَلْسَبِيلًا ؛ از چشمه ای که آن را سلسبیل می‌گویند. »

[4] قرآن کریم، سوره الانسان، آیه 21 : « عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِن فِضَّةٍ وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا ؛ بر تنشان جامه‌هایی است از سندس سبز و استبرق و به دستبندهایی از سیم زینت شده‌اند و پروردگارشان از شرابی پاکیزه سیرابشان سازد. »

[5] قرآن کریم، سوره المطففین، آیه 25 : « يُسْقَوْنَ مِن رَّحِيقٍ مَّخْتُومٍ ؛ از شرابی سر به مُهر سیراب شوند. »

[6] قرآن کریم، سوره المطففین، آیه 26 : « خِتَامُهُ مِسْكٌ وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ ؛ مهر آن از مشک است و پیش دستی کنندگان در آن بر یکدیگر پیش دستی می‌کنند.»

[7] قرآن کریم، سوره المطففین، آیه 27 : « وَمِزَاجُهُ مِن تَسْنِيمٍ ؛ آمیزه آن تسنیم است.»

[8] قرآن کریم، سوره الکوثر، آیه 1 : « إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ ؛ ما کوثر را به تو عطا کردیم. »

[9] حافظ، غزلیات، غزل شماره 37

[10] مولوی، مثنوی معنوی، دفتر ششم، بخش ۱۲۹ – در تفسیر این خبر کی مصطفی صلوات‌الله علیه فرمود من کنت مولاه فعلی مولاه تا منافقان طعنه زدند کی بس نبودش کی ما مطیعی و چاکری نمودیم او را چاکری کودکی خلم آلودمان هم می‌فرماید الی آخره:
زین سبب پیغامبر با اجتهاد / نام خود وان علی مولا نهاد
گفت هر کو را منم مولا و دوست / ابن عم من علی مولای اوست
کیست مولا آنک آزادت کند / بند رقیت ز پایت بر کند
چون به آزادی نبوت هادیست / مؤمنان را ز انبیا آزادیست
ای گروه مؤمنان شادی کنید / هم‌چو سرو و سوسن آزادی کنید

[11] همان.

[12] امام حسین (ع) می فرمایند: « یا شیعَةَ آلِ أَبی سُفْیانَ إِنْ لَمْ یَکُنْ لَکُمْ دینٌ وَ کُنْتُمْ لا تَخافُونَ الْمَعادَ فَکُونُوا أَحْرارًا فی دُنْیاکُم وَ ارْجِعُوا إِلی أَحْسابِکُمْ إِنْ کُنْتُم عَرَبًا کَما تَزْعَمُونَ ؛ ای پیروان آل ابوسفیان، اگر دین ندارید و از معاد نمی‌ترسید، پس در دنیایتان آزاده باشید و اگر خود را عرب می‌پندارید، به نیاکان خود بیندیشید. » بحارالانوار، جلد 45، ص 49


اطلاعات و مشخصات

شماره سریال: m-008-e

شماره قسمت: 008

مدت زمان: 9:24

فرمت فایل تصویری: | H.264/AVC MPEG-4 | 600×400px | 25fps | 320kbps |

فرمت فایل صوتی: | MP3 | 44.1KHz | Mono | 64kbps |

پیوند کوتاه:
www.maarefat.com/?p=417

468 ad

۳ دیدگاه

  1. بسیار عالی

  2. باعرض سلام وارادت محضر مبارک حضرت استاد ومجری محترم برنامه
    من باب وظیفه خواستم تشکر وقدر دانی خودم را عرض کنم وتقاضایی داشتم که لطفا استاد معظم ما تشنگان معارف را از اسرارورموزمعرفتی نهج البلا غه هم آگاه وآشنا بفرمایند.

    • عرض سلام و ادب خدمت شما. ما هم به سهم خود از شما بیننده گرامی تشکر می کنیم. برای ارائه نظر و پیشنهاد در مورد موضوعات و تولید برنامه لطفاً از سایت رسمی برنامه اقدام بفرمایید: pro-marefat.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>