منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده توسط در ۰۵ مرداد ۱۳۹۲ در تجلی, عرفان, فصل چهارم | ۶ دیدگاه

فناء فی الله یا حلول و اتحاد ؟!

*       استاد! اکنون به مدخل بحث بسیار مهمی رسیدیم. معمولاً وقتی انسان از انانیّت خود رها می شود و همان طور که شما هم فرمودید، از جنبه یلی الخَلقی به جنبه یلی الرَبّی وارد می گردد، اصطلاحاً به این مرحله در عرفان « فناء فی الله و بقاء بالله » گفته می شود. اینجاست که بحث بسیار مهمی مطرح می شود و در عین حال، سؤالات بسیار مهمی نیز به دنبال آن پیدا خواهد شد. اینکه اصلاً فناء فی الله به چه معناست؟ آیا بدین معناست که سالک که خودش چیزی است، در خداوند که او نیز چیزی جدای از سالک است مندک می شود؛ همچون رفتن قطره در آب؟ خب در اینجا که ترکیب حاصل شده و مشکلاتی نظیر تشبیه مطرح خواهد شد. سؤال دیگر اینکه آیا در فناء فی الله، آن هنگامی که انسان به اوج مقام بی خودی می رسد و لا تعیّن می گردد، آیا در آن صورت دیگر چیزی خواهد بود که در چیز دیگری به نام خدا فنا شود؟

مطلب بسیار مهمی را مطرح کردید. سرّ اینکه در طول تاریخ سخن عرفا به درستی فهمیده نشده است و حتی خیلی صریح و روشن عرض کنم، دلیل اینکه عرفان گاهی سر از شرک در آورده است [به عدم فهم صحیح همین موضوع بر می گردد]. عرفا از اول حرف های درستی زده اند ولی وقتی سخنان آنها به دست اذهان نامستعد برای درک آن مطلب افتاده، به شرک و کفر و بت پرستی و ثنویت تبدیل شده است.

[حقیقت این است که] درک مقام فنا جز برای انسان فانی مشکل است. کسی می فهمد فانی یعنی چه که خودش فانی باشد. هر چقدر برای انسان غیرفانی، فنا را توضیح دهید نمی تواند درک کند که فنا به چه معناست. عرفا هم برای توضیح این مسئله به تشبیه متوسل شده اند، چون گاهی انسان ناچار است مطالب سنگین را با مثال بیان کند. همان طور هم که فرمودید، عرفا این مطلب را با مثال هایی مانند قطره و دریا یا موج و دریا مثال زده اند. اما بزرگان گفته اند: « المثال یُقرّبُ مِن وجه و یُبعّد من وجوه » یعنی ذکر مثال از یک جهت انسان را [به حقیقت] نزدیک می کند و موجب فهم او می شود اما از جهات دیگری او را [از آنچه حقیقت نام دارد] دور می سازد. مثلاً همین تشبیه [فنا] به قطره و دریا در عین اینکه نزدیک کننده است، گمراه کننده نیز هست، چون قطره چیزی است که با دریا متحد می شود. از همین روست که [برخی از اشخاص] از فنا، حلول فهمیده اند. در حالی که به قول شبستری:

حلول و اتحاد اینجا محال است / که در وحدت، دویی عین ضلال است [1]

بحث فنا دکتر اسماعیل منصوری لاریجانی

کسانی که از فنا، حلول یا اتحاد می فهمند – که هر دو آن هم کفر صریح است – بدان علت است که هنوز در قید انانیّت گرفتار مانده اند. مادامی که انسان در قید انانیّت گرفتار آمده، دو بین بوده و اَحوَل است. انسانی هم که دو بین است نمی تواند فنا را بفهمد. کسی می تواند فنا را بفهمد که به مقام فنا رسیده است. وقتی هم که این شخص از فنا سخن گفت، دوباره دیگران نخواهند فهمید. فنا، رفع تعیّن است نه اینکه دو [شیء با هم ترکیب شده و امتزاج پیدا کنند]. هیچ دو تایی یکی نخواهند شد. حتی وقتی که [دو شیء] با هم ترکیب شوند باز هم [وحدت پیدا نکرده و] به صورت ترکیب باقی خواهند ماند، به طوری که اگر این ترکیب را تجزیه کنید، مجدداً دو تا خواهند شد.

اما انسان به جایی می رسد که در آن مقام دوئیّت در کار نیست. باز شبستری در بیت دیگری زیبا فرموده است: تعیّن بود … [2] (قسمتی از نوار جا افتاده است)

[یا شاعر دیگری در این باب می فرماید:]

[در شکل بتان رهزن عشاق، حق است / لا! بلکه عیان در همه آفاق، حق است]
چیزی که بود ز روی تقیید، جهان / والله که همان به وجه اطلاق، حق است [3]

همیشه وقتی انسان زیبایی ها را می بیند، این حقّ است که ظاهر می شود اما او آن را به شکل یک بُت [= شیء زیبا] می بیند. شما یک گل را زیبا می بینید یا یک قیافه زیبا را زیبا می دانید. اینها زیبا هستند اما این زیبایی از آنِ حقّ است. شما [از زیبایی حقّ] چه می بینید؟ صورت زیبا و یک گل می بینید. شما [زیبایی حق را] در یک قید می بینید چرا که شما چشم اطلاق بین ندارید. چشم ما مقیّد است و مقیّدات را هم می بیند. ولی [باید توجه داشت که] این همان ظهور حقّ است که شما آن را مقیّد می بینید. این حق است که در شکل بتان رهزنی کرده و شما را مجذوب خود می کند، اما شما فکر می کنید که گل است یا آن صورت زیباست. مجنون هم فکر می کند آن صورت لیلی است. او صورت لیلی را می بیند اما در واقع آن ظهور حقّ است. در شکل بتان رهزن عشاق، حق است. لا! بلکه عیان در همه آفاق، حق است.

از این روست که آن عارف بزرگ حرف عجیبی زده است. او می گوید من از مردم روزگار تعجب می کنم! از چه چیزی تعجب می کند؟ از اینکه مردم فکر می کنند خدا پنهان است و عالم ظاهر! همه همین طور فکر می کنند. همه می خواهند از این عالم ظاهر به خدایی پنهان برسند. اما این عارف می گوید من حیرت می کنم! این خداست که ظاهر است و عالم است که پنهان! از این به بعد برو عالم را پیدا کن! ظهور از آنِ حق تعالی است.

*       همه عرفان در همین جاست.

همه عرفان در اینجاست اما انسان باید مطلق و مقیّد را خوب بفهمد؛ اینکه مطلق یعنی چه و مقیّد به چه معناست. مادامی هم که انسان در قید است، مقیّد است. مقام فنا رفع این قید و تعیّن است. فنا، حلول نیست و خداوند در موجودات دیگر حلول نمی کند. این کفر محض است! فنا، اتحاد هم نیست و دو تا چیز هرگز یکی نمی شوند، چون هر دو شیئی اگر هم یکی شوند، چنانچه بعداً تجزیه گردند مجدداً دو تا خواهند شد. مثلاً آب ترکیبی است از اکسیژن و هیدروژن. حال اگر آن را تحلیل کنید دوباره به اکسیژن و هیدروژن تجزیه خواهد شد.

بنابراین «وحدت» و «اتحاد» از هم جدا بوده و متفاوت اند. این حرف غلطی است اگر گفته شود بنده و خداوند متحد می شوند. اتحاد حرف غلطی است، [بلکه عبارت و معنای صحیح،] وحدت است. مقام فنا هم مقام وحدت است، یعنی انسان در این مقام متوجه می شود که تا حالا در قید بوده و هنگامی که این قید برداشته شود فلم یبق الّا حق؛ جز حق چیز دیگری نخواهد بود. اما خب انصافاً ادراک این مطلب مقداری سخت است. به همین علت هم بوده که این همه مشکلات در تاریخ به وجود آمده است. جنگی هم که میان دیگران و عرفا به وجود آمده بدان جهت است که مطلب عرفا به درستی درک نمی شود. اگر این مطلب به درستی درک شود، مشکلی نخواهد بود.


[1] شیخ محمود شبستری، گلشن راز، بخش ۳۱ – قاعده در بطلان حلول و اتحاد. عین این ابیات عبارتند از:
من و ما و تو او هست یک چیز / که در وحدت نباشد هیچ تمییز
هر آن کو خالی از خود چون خلا شد / انا الحق اندر او صوت و صدا شد
شود با وجه باقی غیر هالک / یکی گردد سلوک و سیر و سالک
حلول و اتحاد از غیر خیزد / ولی وحدت همه از سیر خیزد
تعین بود کز هستی جدا شد / نه حق شد بنده نه بنده خدا شد
حلول و اتحاد اینجا محال است / که در وحدت دویی عین ضلال است
وجود خلق و کثرت در نمود است / نه هرچ آن می‌نماید عین بود است

[2] تعین بود کز هستی جدا شد / نه حق شد بنده نه بنده خدا شد (همان منبع)

[3] ابوسعید ابوالخیر، رباعیات، رباعی شماره 94


اطلاعات و مشخصات

شماره سریال: m-019-c

شماره قسمت: 019

مدت زمان: 5:57

فرمت فایل تصویری: | H.264/AVC MPEG-4 | 600×400px | 25fps | 320kbps |

فرمت فایل صوتی: | MP3 | 44.1KHz | Mono | 64kbps |

پیوند کوتاه:
www.maarefat.com/?p=1649

۶ دیدگاه

  1. واقعا مقام فنا را قشنگ توضیح دادید. ممنونم. مدتی بود که این قضیه دغدغه ذهنم شده بود. خدا را شکر میکنم که با سایت شما آشنا شدم. و خیلی از سوالاتم جواب داده میشود. خدا حفظتان کند.

    • در واقع باید قدردان مقام علمی جناب استاد دینانی بود!

      متشکریم از ابراز لطف شما

  2. جهان سپاس یگانه کسی بودی که تااندازه قناعت کردم خداکند باهم ارتباط داشته باشیم وسوالات خود را همرایت شریک کنم

  3. باسلام و عرض ادب بسیار سپاسگزارم عالی بود . خداوند استادراحفظ بفرماید

  4. سلام. تشکر از سایت ارزنده شما. کاش کانال تلگرامی هم داشتید چون تلگرام این روزها خیلی همه گیر شده و دسترسی به مطلالب شما از طریق این شبکه اجتماعی برای علاقه مندان ساده تر خواهد بود. تشکر

    • سلام. کانال تلگرام سایت معرفت مدتی ست راه اندازی شده و در حال فعالیت می باشد. برای درسترسی به این کانال آدرس زیر را دنبال کنید:

      https://telegram.me/maarefat_tvshow

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *