منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده توسط در ۷ آذر ۱۳۹۱ در تجلی, عرفان, فصل دوم | ۱ دیدگاه

فیض اقدس؛ تجلی ذات در صفات

فیض اقدس و فیض مقدس از جمله اصطلاحات اهل عرفان در بیان حقیقت آفرینش و تجلی حق است. اما در نظر عرفا و اهل سلوک، هدف خداوند از آفرینش موجودات و تجلی در پدیده ها چه بوده است؟ می دانیم که خداوند غنی بالذات و بی نیاز مطلق است اما علت فصل و ظهور و خلق موجودات به دست خداوند چیست؟ این پرسش نیز از جمله پرسش های بنیادی است که همه ما به آن می اندیشیم.

ضمن تشکر از حضور حضرتعالی در این برنامه.

استاد، همانطوری که استحضار دارید، خداوند متعال بر اساس حدیث قدسی « کنت کنزا مخفیا فاحببت ان اعرف » به اقتضای اسماء و صفات – که همان حقایقی هستند که در حضرت علمی وجود دارند – پاسخ می دهد. از آنجا که اقتضای حال آن ها، فصل و ظهور بوده است، خداوند نیز آن را اجابت نموده است. از شما می خواهم برای تبیین این تجلی اوّلی یا «فیض اقدس» که در عرفان هم به عنوان مبدأ بحث های معرفت شناختی مطرح است، توضیحاتی بفرمایید.

-        بسم الله الرحمن الرحیم

شما به «فیض اقدس» اشاره کردید؛ تجلی اول یا تجلی ذات در صفات. و به درستی هم آن کلام قدسی شریف را تلاوت کردید که: « کُنتُ کَنزاً مَخفیاً فَأَحبَبتُ أَن أُعرَف فَخَلَقتَ الخَلقَ لِکَی أُعرَف »

اجازه بدهید تا در ابتدا پیرامون کلمه « کُنتُ » که یک فعل ماضی و به معنای « من بودم » است، توضیحی بدهیم. با توجه به اینکه فعل به حسب ذات، مقرون به زمان است اما گاهی هنگامی که در مورد خدا به کار می رود، نمی تواند معنای زمانی قبلی خود را داشته باشند. یکی از کارهای مهم بشر که در عین سادگی دارای اهمیت زیادی است – و برخی از افراد به اهمیت این مسئله توجهی ندارند – تقسیم «کلمه» به اسم و فعل و حرف است. شاید این امر که هر کلمه، یا اسم است، یا فعل است و یا حرف، در علم گرامر و دستور زبان چیز ساده ای باشد. علمای علم دستور زبان و صرف و نحو هم، توضیحاتی درباره معنای اسم و فعل و حرف اظهار کرده اند. ما وارد آن بحث نمی شویم زیرا مناسبتی با موضوع بحث ما ندارد، اما فعلاً به قسمت «فعل» آن اشاره ای خواهم کرد.

توضیح آنکه، فعل بر حسب ذات، مقرون به یکی از سه زمان است؛ فعل یا مقرون به زمان گذشته است (ماضی) ، یا در زمان آینده است (مضارع) یا اینکه مربوط به زمان حال است. بعضی از این افعال نیز در مورد ذات مقدس حق تبارک و تعالی بکار گرفته می شوند؛ مانند همان کلمه « کُنتُ ». کنت کنزاً مخفیاً؛ به این معنا است که من بودم. در اینجا ذهن بلافاصله منصرف می شود تا زمان دوری را تصویر کند؛ دورترین زمانی که امکان دارد تا به تصور آدمی در آید، ذهن آن را به تصور در می آورد و می گوید که در آن زمان، خداوند پنهان بوده و حالا ظاهر شده است. در حالی که این مسئله اصلاً زمانی نیست بلکه همین الآن هم اینگونه است. « کُنتُ » یعنی همین الآن هم مخفی است و در آینده هم مخفی خواهد ماند، نه اینکه در وقتی پنهان بودم، بلکه همین الآن هم پنهان هستم و در آینده هم پنهان خواهم بود. حق تبارک و تعالی در « مقام ذات احدی » هم در گذشته، هم در حال و هم در آینده و بلکه همیشه [پنهان است].

فیض اقدس

بنابراین شما مقام غیب الغیوب را همیشه پنهان می دانید؟

-        بله همین طور است. «غیب الغیوب» پنهان است. البته غیب هم انواعی دارد اما غیب الغیوب با هر غیبی فرق می کند. پس مقام ذات احدی همیشه پنهان است، نه اینکه تنها در زمانی پنهان بوده است بلکه هم اکنون و در آینده نیز پنهان خواهد ماند. به همین دلیل است که برخی عرفا، از «هجران ابدی» صحبت می کنند. هجران ابدی به این معناست که آن مقام ذات احدی، غیر قابل وصول است. دسترسی به مقام ذات و کُنه ذات احدی، امکان پذیر نیست.

در اینجا لازم بود من این توضیح را بدهم که این حدیث، در صدد بیان مقامی است که در آن مقام، ذات احدی پنهان است. اما این پنهانی باید ظهوری هم داشته باشد. به قید ذات و به قید احدیت که [هیچ گاه] ظاهر نمی شود، اما چون مطلق و غیر متناهی است، بنابراین تجلی می کند. این تجلی [در مرحله اول]، همان طور که شما نیز به آن اشاره کردید، یک تجلی در مقام فیض اقدس است و در این جا خداوند به صفات خود ظاهر می شود. [چنانکه می دانید] خداوند دارای اسماء حسنی است: « أَیًّا مَّا تَدْعُواْ فَلَهُ الأَسْمَاء الْحُسْنَی »[1]. خداوند دارای صفات بسیاری چون: رحمان و رحیم و متکلم و سمیع و بصیر و عالم و … است. اسماء خداوند، ظاهر است در حالی که مقام ذات، ظاهر نیست. پس مقام ذات در اسماء ظاهر می شود و این همان «تجلی» است که شما به آن اشاره کردید. فیض اقدس یعنی ظهور ذات در مقام اسماء و صفات. این یک نوع ظهور است، ظهوری در مقام اسماء و صفات، که به آن «فیض اقدس» می گویند. از طرفی هم هر یک از اسماء، اقتضایی دارد – اسماء حق تعالی، اقتضائاتی دارند و فعال هستند – و بنابراین تجلی هر اسم نیز اثر خود را در جهان دارد. تجلی به رحمانیت، تجلی به رحیمیت، تجلی به رازقیت، تجلی به علم، تجلی به کلام و هکذا. و در این میان  تجلی به آفرینش و خلق هم هست که منشاء ظهور «فیض مقدس» می باشد.

بنابراین در مرحله اول، تجلی در مقام فیض اقدس است که در اسماء و صفات متجلی می شود و بعد از آن هر اسمی هم تجلی می کند که فیض مقدس نام دارد. پس از آن به کلمه «کُن» می رسد و انبساط می یابد؛ کُن، فَیَکون. یعنی با اشاره و اراده حق، همه چیز هست می شود. حتی تخلل فاء هم در اینجا وجود ندارد، پس از «کُن» حتی لحظه ای درنگ نیست. حرف «فـَ» در ظاهر و در [قاموس] ادبیات عربی، به « فاء تفریع » معروف است و فاصله و تراخی را نشان می دهد. [این آیه هم در ظاهر به این شکل خوانده می شود که] گفت باش، پس شد. در صورتی که حرف فاء در اینجا معنای حقیقی خود را ندارد. یعنی درنگ و فاصله ای وجود ندارد؛ کُن، همان یکون است. بنابراین، [فیض مقدس] یک تجلی اسمائی است که آفرینش با آن آغاز می شود.

اما همه این حرف هایی که گفته شد از کلمه «أَحبَبتُ» شروع می شود. کُنتُ کَنزاً … این کنز، مخفی است؛ معمولاً گنج همیشه پنهان است و کلمه گنج با پنهانی سر و کار دارد. گنجی مخفی بودم – و همان طور که عرض کردم هنوز هم در مقام ذات پنهان است – فَأَحبَبتُ أَن أُعرَف. کلمه احببت در اینجا نقش آفرین است. البته خود حب نیز یک تجلی محسوب می شود و در مقایسه با مقام ذات، جایگاه پایین تری دارد. حب یک تجلی الهی و ظهور حبّی است. … فَخَلَقتَ الخَلقَ لِکَی أُعرَف.

آفرینش آغاز می شود و حق تعالی در این آفرینش شناخته می شود. حق تعالی خود را در ظهور خود می بیند؛ خود را می نگرد؛ حق در تجلی خود می نگرد و آنجایی که حق تعالی به خود می نگرد، آن هم یک تجلی است. توجه کنید! با تجلی است که خداوند خودش را می بیند و خودش به خودش می نگرد. خداوند خود را می بیند اما در آیینه ظهور. خداوند در آیینه ظهور و در آیینه آفرینش و خلق و در آیینه صفات – که هر کدام از آنها، مرائی متعاکسه هستند – خود را می بیند. اگر انسانی هم کمال پیدا کند، می تواند به اندازه کمال خود، حق را در آفرینش ببیند. همچنین اگر بتواند آنچنان پیش برود که عین [= چشم] او، عین حق بشود، آنگاه با عین حق، حق را می بیند.


[1] قرآن کریم، سوره الاسراء، آیه 110: « قُلِ ادْعُواْ اللّهَ أَوِ ادْعُواْ الرَّحْمَـنَ أَیًّا مَّا تَدْعُواْ فَلَهُ الأَسْمَاء الْحُسْنَی وَلاَ تَجْهَرْ بِصَلاَتِکَ وَلاَ تُخَافِتْ بِهَا وَابْتَغِ بَیْنَ ذَلِکَ سَبِیلاً ؛  بگو: خواه خدای را «اللّه» بخوانید یا «رحمان» بخوانید، هر کدام را که بخوانید او راست نامهای نیکو. و نماز خویش به آواز بلند مخوان و آن را آهسته هم مخوان، و میان آن راهی بجوی. »


اطلاعات و مشخصات

شماره سریال: m-005-b

شماره قسمت: 005

مدت زمان: 10:11

فرمت فایل تصویری: | H.264/AVC MPEG-4 | 600×400px | 25fps | 320kbps |

فرمت فایل صوتی: | MP3 | 44.1KHz | Mono | 64kbps |

پیوند کوتاه:
www.maarefat.com/?p=234

468 ad

۱ دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>