منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده توسط در ۰۲ مهر ۱۳۹۲ در دین و شریعت, عرفان, فصل چهارم | ۴ دیدگاه

مسئله رفع تکلیف در عرفان

*       استاد در اینجا سؤالی وجود دارد که البته چندین نفر از بینندگان برنامه هم آن را مطرح کرده اند و خوب است که من آن را در اینجا بیان کنم. و آن اینکه متأسفانه بعضی از فِرَق صوفیانه چنین تلقی می کنند که انسان وقتی به مقام فناء فی الله و بقا بالله می رسد، تکلیف از او برداشته می شود. یعنی وظیفه شریعت این است که اشخاص را به مقام فناء فی الله برساند. از همین رو نسبت شریعت با حقیقت را همچون نردبان و پشت بام در نظر می گیرند. همان طور که شاعر می فرماید:

چون شدی بر بام های آسمان / زشت باشد جست و جوی نردبان [1]

یا شعر دیگری که به حافظ منسوب است – البته من بعید می دانم این شعر متعلق به حافظ باشد – و در آن می گوید: «… که سلطان نخواهد خراج از خراب». یا جناب شبستری هم می گوید:

همه حکم شریعت از «من» توست / که آن وابسته جان و تن توست
«من» و «ما» چون نباشد در میانه / چه کعبه چه کنشت چه دیرخانه [2]

به همین دلیل از این ابیات سوء استفاده شده است و گفته می شود کسی که به مقام فناء فی الله رسید، دیگر تکلیف شرعی ندارد. این سخن اعتراض بعضی از متشرعین و فقها را هم برانگیخته که البته بجا هم هست.

جناب علامه سید حیدر آملی بسیار خوب به این مسئله پاسخ داده که ذکر پاسخ آن را به وقتی دیگر موکول می کنیم. اما جناب عبدالرزاق لاهیجی در شرح گلشن راز برای این که این موضوع را جمع و جور کند، گفته است آنهایی که به مقام فناء فی الله رسیدند و بر نگشتند و در سُکر خود باقی ماندند، تکلیفی برای آنها نیست، و آنهایی که از آن مقام برگشتند و از سکر به صَحو آمدند، بر این اشخاص تکلیف وجود دارد. اما در هر حال غالب عرفای شیعه مانند جناب ملاصدرا، بوعلی، علامه سید حیدر آملی و بزرگان دیگری مانند فیض کاشانی طبق گفته شما که فرمودید منیّت انسان یک توهم است، اذعان دارند وقتی انسان این حقیقت را در یابد و بفهمد که خودش یک توهم است، این مسئله قابل حل خواهد بود. چنانکه در قرآن کریم هم داریم که می فرماید: « وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاء اللَّهُ » [3]

اگر این نکته را برای بینندگان که در این مورد بسیار سؤال پرسیده بودند توضیح بفرمایید، خیلی خوب است. چون بنای ما بر این است که ان‌شاء‌الله به برخی از این شبهات و پرسش ها در خلال برنامه پاسخ دهیم.

بله، همان طور که فرمودید، این نکته بسیار مهم بوده و اعتراض متشرعان هم بجا و شبهه هم شبهه مهمی است. در آن موضوع هم تردید نکنید که آن شعر متعلق به خواجه حافظ است، ولی معنای خاصی دارد که آن را معنی خواهیم کرد.

*       حافظ در آن بیت می گوید:

تو خود حافظا سر ز مستی متاب / که سلطان نخواهد خراج از خراب

بله! شعر متعلق به خواجه است.

*       ولی من تردید دارم!

رفع تکلیف در عرفان - دکتر دینانی

من عرض خواهم کرد که معنی این شعر چیست؛ معنای بدی ندارد! یعنی وقتی رفع شبهه شد، معنی آن هم درست می شود. بله، این طور تواهم کرده اند که اگر کسی واصل شد یا به قول شما فانی شد و از خودی رَست، دیگر تکلیف برای آن شخص برداشته می شود. ببینید! مشکل اینجاست که این افراد تکلیف را بد معنی می کنند. بد هم معنی نمی کنند، اما ما باید مراتب انسان را بفهمیم و حقیقت تکلیف را بدانیم تا این مسئله روشن شود.

همه ما مکلف هستیم؛ به نماز، به روزه و به دیگر آداب شرعی. کلمه «تکلیف» منَ الکُلفة است و کلفت یعنی تکلّف و سختی. یعنی انسانی که در هوای گرم تابستان روزه می گیرد برای او سختی دارد، یا در هوای سرد زمستان باید صبح از خواب بلند شود و برای نماز وضو بگیرد، البته کار سختی است. ولی باید این کار را بکند؛ چون تکلیف است که این کار را انجام دهد. مادامی که انسان در قید تن است و مادامی که در قید خودی است، تکلیف، تکلیف [= سخت] است. البته روح تکلیف، عبادت است و اطاعت شیرین است. اطاعت از محبوب و حق سخت نیست، خیلی شیرین است! اصلاً مطابق فطرت و عبودیت و آفرینش است. اما این شرایط است که مقداری سختی می آورد. چرا که من در شرایط خودی هستم.

ولی شخص سالک و واصل و یا به قول حضرتعالی، شخص فانی، به مقامی رسیده است که انانیّت او برداشته شده است. یعنی شوق طاعت و عشق عبادت در او وجود دارد اما سختی عبادت نیست. برداشته شدن تکلیف بدین معناست که دیگر سختی نیست، نه اینکه عبادت نباشد. توجه بفرمایید! تکلیف برداشته شدن نه به این معنی است که نماز نخواند، بلکه یعنی صبح بلند شدن و نماز خواند برای شخص عارف سخت نیست و عاشقانه بلند می شود. تکلیف نیست نه به این معنا که دیگر روزه نمی گیرد، بلکه یعنی اصلاً سختی روزه داری را حس نمی کند و این عمل او عاشقانه است. [رفع تکلیف] یعنی آنچه که برای غیر عاشق و غیر واصل کلفت و سخت است، برای شخص واصل سختی ندارد. [اعمال] چنین شخصی عین عبادت بوده و این شخص خود به خود در حال عبادت است. اعمال غیر عبادی این شخص هم عبادت محسوب می شود.

*       چنین شخصی مصداق آیه « عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ » [4] است.

آفرین بر شما! « عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ » یعنی یک چنین انسان هایی. او به مقام وصلی رسیده است که دیگر سختی حس نمی کند. نه اینکه نماز نمی خواند و یا روزه نمی گیرد! او همه این اعمال و احکام را بجا می آورد، اما برای او کلفت نیست.

*       خب، اینکه خیلی خوب است! «تلک عبادة الاحرار»

بله! منظور عرفا هم همین بوده است، نه اینکه قلم تکلیف از این شخص برداشته شده و هیچ کاره و لاابالی است.

*       اما شاعر می گوید: همه حکم شریعت از من توست …

اصلاً عین عبادت خواهد شد. این عین دستور حق است. بنابراین ما اگر این مسئله را این طور معنی بکنیم، شعر حافظ هم معنی [درستی] پیدا خواهد کرد. در این صورت تکلیف دیگر رنج و خراج نیست. اشخاص دیگر فکر می کنند که با عبادت خود خراج می دهند، در صورتی که عبادت خراج نیست. عبادت عین عشق و محبت و عبودیت و وجه اللهی است. اقتضای وجه الله هم همین است؛ کسی که به مقام وجه اللهی رسیده است غیر از این نخواهد کرد و سراپا در عبادت است.

بنابراین در این مسئله سوء تفاهم شده است. چون وقتی مقام ها عوض می شود و کسی که در مقام پایین تر است، مقام شخص بالاتر را درک نمی کند، [از سخن او] سوء تفسیر می کند. بسیاری از این مطالب [و شبهات] بر اثر سوء تفسیر و سوء تعبیر و کج فهمی پیدا می شود. اگر مطالب عرفا به درستی فهمیده شود، هیچ کس به اسقاط تکلیف فتوا نخواهد داد. اسقاط تکلیف بدان معنی خواهد بود که انجام تکالیف، شیرین است. همان طور که وقتی از حضرت قاسم در آن سختی و تشنگی سؤال می شود می گوید: «اهلا من العسل» . در این حالت دیگر سختی و کلفت نیست. بلند شدن از خواب در هنگام صبح و در هوای سرد، برای شخص سالک سخت نیست، نه اینکه ترک عبادت می کند! همه نفس های چنین شخصی عبادت است. برای شخص واصل همه چیز از جمله همین عبادات شرعی، عبادت محسوب می شود.

*       البته یک تعبیر هم آن است که چون این اشخاص در شدت استغراق هستند [تکلیفی بر گردن آنها نیست]. همچون شعر حافظ که می گوید:

چه سان توان که سرم را ز سجده برگیرم / به صبح و شام که دائم تو در نماز منی

وقتی من نمی توانم سرم را از سجده بردارم، دیگر رکوعی هم نخواهم داشت!

اما حتی وقتی [در مقام وصل] هم سرتان را از سجده بر می دارید، باز در سجده حق هستید. یعنی هیچ وقت از سجود حق خارج نیستید. این سجده دیگر سجده صوری نیست، بلکه به معنای این است که شما در همه حال در سجده هستید.

*       ولی تعبیر درست و زیبا همان بیان حضرتعالی است. وقتی انسان به وجه الله برسد، همه چیز شیرین خواهد بود. همان چیزی که مولا امیرالمؤمنین (ع) می فرماید: «ما عبدتک خوفاً من نارک و لا طمع فی جنتک ولکن وجدتک اهلاً» [5] . این «وجد» در واقع همان وجه الله است.

یعنی حضرت امیر (ع) از کارهای عبادی خود احساس کلفت نمی کند و عاشقانه نماز می خواند. این یک نوع تعشق است. عبادت نوعی عشق ورزیدن با حق است. کلفت نیست، عشق ورزیدن است. [حضرت امیر (ع)] با عبادت خود، با خدا معاشقه می کند.


[1] مولوی، مثنوی معنوی، دفتر سوم، بخش 52 – حکایت

[2] شیخ محمود شبستری، گلشن راز، بخش 15 – جواب. در این شعر آمده است:
همه حکم شریعت از من توست / که این بربسته جان و تن توست
من تو چون نماند در میانه / چه کعبه چه کنشت چه دیرخانه

[3] قرآن کریم، سوره الانسان، آیه 30 : « وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاء اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا ؛ و شما جز آن نمی خواهید که خدا خواسته باشد، زیرا خدا دانا و حکیم است. »

[4] قرآن کریم، سوره المعارج، آیه 23 : « الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ ؛ آنان که بر نماز خویش پیوسته و پاینده‏اند. »

[5] بحارالانوار، ج 41، ص 14


اطلاعات و مشخصات

شماره سریال: m-020-d

شماره قسمت: 020

مدت زمان: 8:43

فرمت فایل تصویری: | H.264/AVC MPEG-4 | 600×400px | 25fps | 320kbps |

فرمت فایل صوتی: | MP3 | 44.1KHz | Mono | 64kbps |

پیوند کوتاه:
www.maarefat.com/?p=1980

۴ دیدگاه

  1. خیلی عالی بود…وبهترین پاسخ به یکی از سوال های همیشگی بنده…
    متاسفانه موفق به دیدن این برنامه نشده بودم خیلی ممنون که متن تایپ شده راهم میگذارید متن دقت وفهم مطلب را بیشتر میکند هرچند شیرینی شنیدن کلام استاد چیز دیگریست…

  2. باسلام و تشكر و ارزوي سلامتي و موفقيت واقعا دست تون درد نكنه كه برنامه معرفت رو كه شايسته است واقعن چندين بار شنيد و تامل كرد در دست رس علاقه مندان گذاشتيد من كه خيلي لذت ميبرم و پاسخ سوالهايم را ميگيرم …ومن الله التوفيق

    • عرض سلام و احترام خدمت شما همراه گرامی. مایه خوشحالی ماست که مطالب سایت مورد استفاده شما قرار گرفته است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *