منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده توسط در ۱۲ دی ۱۳۹۱ در تجلی, عرفان, فصل دوم | ۰ دیدگاه

صادر اول، سایه حق است

در ادامه بحث گذشته که پیرامون مفهوم عرش خداوند و قرار گرفتن آن بر آب بود، در این قسمت کمی دقیق تر به مفهوم عرش پرداخته می شود. کلمه دیگری که در این معنا در قرآن کریم به کار گرفته شده، لفظ «کرسی» است. هر چند که دو واژه عرش و کرسی از لحاظ لغوی بسیار به هم نزدیک اند اما بسته به اینکه در چه نسبتی با خداوند قرار می گیرند، معنای متفاوتی خواهند داشت.

آنچه در این قسمت به آن می پردازیم، بیان معنای عرش و کرسی است و اینکه در این آیه چه نسبتی با آب دارند. همچنین نکات حائز اهمیتی نیز در باب اولین مخلوق و صادر اول گفته شده که با موضوع عرش و کرسی، تناسب بسیاری دارد.

صاحب بیان السعاده [1] در تفسیر آیه « وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاء »، عرش را عالی ترین مرتبه هستی تفسیر می کند. اما می گوید، عالی ترین مرتبه هستی خودش علی الماء است. ایشان «ماء» را همان ولایت مطلقه کلیه که این هستی را ایجاد کرده، در نظر می گیرند. ما هم در عرفان و حکمت قائلیم که «حقیقت محمدیه» [2] صادر اول و نخستین تعیّن است. همچنین ایشان در ادامه می گوید، «ماء» که همان ولایت مطلقه است، وجهی به حق دارد که به آن «عرش» می گوییم و وجهی هم به خلق دارد که آن را «کرسی» می نامیم؛ بنابراین معنای عرش و کرسی را نیز در اینجا مشخص کرده است. اگر امکان دارد در مورد کرسی و عرش و نسبت آن با آب که در این آیه ذکر شده است را بیان بفرمایید.

–        بله، همان طور که فرمودید [بازگشت این موضوع به] ولایت است. «ولایت کلیه» که جنبه یلی الرب دارد، همان «معرفت» است؛ همان صادر اول است. صادر اول به یک تعبیر – در روایات ما – عقل کل است؛ « أَوَّلَ مَا خَلَقَ اللَهُ الْعَقْلُ » [3]. این از احادیث ماست و ما از خودمان چیزی نمی گوییم. البته این احادیث [همان طور که در پاورقی اشاره شد] چند جور است؛ چندین روایت [با این مضمون] هست که صدرالمتألهین نیز در اول کتاب «شرحی بر اصول کافی» این روایات را نقل کرده است. عقل در اینجا به معنای عقل گرفتار و حاصل ادراکات ما نیست، بلکه مراد از آن، عقل کل است. در بعضی از روایات هم آمده که « أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَهُ نُورِى » حضرت ختمی مرتب فرموده که نور من [اولین مخلوق بود]. نور هم همان علم و عقل است و حضرت ختمی مرتبت تجسم عقل کل است. هر دو روایت به یک معنا منتهی می شود و مضمون آنها با یکدیگر مساوقت دارد.

بنابراین همان طور که ایشان فرموده و بنده هم قبلاً عرض کردم عرش، عالی ترین مرتبه هستی است و عالی ترین مرتبه هستی، طبیعتاً اولین مرتبه هستی هم هست. از این طرف که نگاه کنیم، عالی ترین است اما اگر از حق شروع کنیم، اولین و نخستین تجلی حق است. یکی بودن آغاز و انجام نیز، به همین موضوع مربوط است؛ از طرف خلق که شروع کنیم، اعلی است و از طرف حق که شروع کنیم، اول است. و این نخستین صادر که وزان آن، وزان حق تبارک و تعالی است، تجلی کلی حق است.

صادر اول، سایه حق است

یکی از حکمای بزرگ ما به نام آقا علی مدرس زنوزی [4] در این باب عبارتی دارد که من هم آن را در کتاب «معاد از دیدگاه حکیم مدرس زنوزی» آورده ام. ایشان می گوید: «اثرِ تمامِ ذات، تمامِ اثرِ ذات است». به این جمله خوب دقت بفرمایید! وقتی که ذات به ذات تجلی کند آن، تمام ذات است؛ یعنی اثر ذات، اثر تمام ذات است و نقصی در آن نیست. تمامیت در تمامیت است منتها تمامیت ظلّی! حق، یک تمامیت اصلی است و بر اساس آن، اصل و جوهر هستی، حق است. اما حق، در مقام تجلی هم ظلی دارد مانند (بلا تشبیه) جسمی که سایه دارد. ظل، همان سایه است. این سایه، اثر تمام ذات است و تمام اثر ذات است. یک سایه، سایه ی تمام جسم است و تمام سایه جسم است. بنابراین تمام اثر ذات، اثر تمام ذات است. وزان ظلّ حق، وزان حق است فقط با این تفاوت که یکی اصل است و دیگری ظلّ است. اساساً برای بیان نسبت مخلوقات با خداوند – که البته نسبت مهمی هم هست – بهترین تعبیر، همین تعبیر «ظل» و «ذی ظل» است چنانکه این تعبیر در قرآن کریم نیز آمده است: « أَلَمْ تَرَ إِلَى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ » [5]. البته بعضی ها هم – چنانچه در برخی از اشعار آمده است – نسبت خلق با حق که از نخستین صادر تا آخرین صادر ادامه می یابد را با قطره و دریا تشبیه کرده اند [6] و اینچنین گفته اند که: کلِ عالمِ هستی، قطره ای است در مقابل دریای عظمت حق تعالی. اما بزرگان معتقد اند که این، تشبیه خوبی نیست و مثال قطره و دریا، تشبیه نارسایی است. چرا؟ چون وقتی قطره ای را از دریا بر می دارید به اندازه همان قطره از دریا کم می شود! حتی اگر شما سر انگشت خود را به دریا بزنید (مثلاً برای شمردن صفحات کتاب) به همان اندازه که دست شما از دریا رطوبت پیدا می کند، به همان اندازه یعنی به اندازه رطوبت سر انگشت شما از عظمت دریا کاسته شده است. در حالی که با آفرینش موجودات، چیزی از خداوند کم نمی شود، حتی به اندازه رطوبت سر انگشتان شما! پس بهترین تشبیه، تشبیه به سایه و صاحب سایه است. چون وقتی شما سایه دارید، چیزی از وجود شما کم نشده است؛ سایه شما، سایه شماست بدون اینکه چیزی از شما کم بشود. بنابراین بهترین تعبیر این است که ما عالم را ظل و سایه حق بدانیم و آن صادر اول هم که در ابتدا به آن اشاره شد، ظلّ حق است؛ سایه ای است که حق را نشان می دهد.


[1] بیان‌السعاده فی مقامات العباده، که با نام کوتاه شده «بیان‌السعاده» شناخته می‌ شود کتابی در تفسیر عرفانی و شیعی قرآن به زبان عربی است. مؤلف این کتاب عارف قرن چهاردهم هجری حاج سلطان ‌محمد گنابادی ملقب به سلطان علی شاه از اقطاب سلسله نعمت‌ اللهیه است.

[2] اصطلاحی در عرفان ابن ‌عربی، به معنای تعیّن اول از ذات الهی كه همان اسم اعظم و جامع اسماء حسناى حق است. از این حقیقت، همه عوالم به ظهور رسیده است و به آن «حقیقةالحقایق» نیز می‌ گویند.

[3] این حدیث که منسوب به پیامبر اکرم (ص) است با عبارات دیگری هم وارد شده از جمله: اول ما خلق الله نوری؛ اول ما خلق الله روحی؛ اول ما خلق الله القلم؛ اول ما خلق الله ملک کروبی. از کتب و منابع این حدیث می توان به کتاب بحار الانوار اشاره کرد: بحارالانوار، ج 1، باب حقيقة العقل و كيفيّته و بدو خلقه، ص 97 (چاپ حروفی).

[4] آقا علی معروف به علی مدرس، فرزند حکیم نامدار و مؤسس حوزهٔ فلسفی تهران ملا عبداللّه زنوزی، پس از تلمذ نزد پدر و اساتید بزرگ فلسفه و عرفان در تهران، اصفهان و قزوین بر کرسی تدریس فلسفه و حکمت در مدرسهٔ سپه سالار تهران قرار گرفت و قریب به چهل سال به تدریس حکمت و فلسفه پرداخت؛ و چراغ حکمت متعالیه را روشن نگاه داشت. حکیم مؤسس آقا علی مدرس زنوزی – در شب شنبه هفدهم ذیقعده سال 1307 ه. ق. رحلت فرمود.

[5] قرآن کریم، الفرقان، آیه 45 : « أَلَمْ تَرَ إِلَى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَوْ شَاء لَجَعَلَهُ سَاكِنًا ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا ؛ آیا ندیده ‏ای که پروردگارت چگونه سایه را گسترده است؟ و اگر می ‏خواست، آن را ساکن قرار می ‏داد، آن گاه خورشید را بر آن دلیل گردانیدیم. »

[6] برای نمونه شاید بتوان این بیت از مولوی را شاهد آورد که: تو دریایی و من یک قطره ای جان / ولیکن جزو را کل می ‌توان کرد. مولوی، دیوان شمس، غزلیات، غزل شماره 684


اطلاعات و مشخصات

شماره سریال: m-008-c

شماره قسمت: 008

مدت زمان: 6:04

فرمت فایل تصویری: | H.264/AVC MPEG-4 | 600×400px | 25fps | 320kbps |

فرمت فایل صوتی: | MP3 | 44.1KHz | Mono | 64kbps |

پیوند کوتاه:
www.maarefat.com/?p=370

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *