منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده توسط در ۱۰ آذر ۱۳۹۱ در عرفان, عقل و عشق, فصل دوم | ۵ دیدگاه

دید ملک عشق نداشت!

ممکن است شما هم شنیده باشید که مقام انسان حتی از فرشتگان هم برتر و بالاتر است. از همین رو باید گفت، عشق انسان نیز از عشق فرشته برتر و بالاتر است. اما دلیل این حرف چه می تواند باشد؟ جناب خواجه حافظ شیرازی نیز با بیان شیوای خود به طرح این موضوع پرداخته و به نکات ظریفی اشاره کرده است.

استاد جناب حافظ می فرمایند:

نظری کرد رخش دید ملک عشق نداشت / عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد [1]

مراد حافظ از این حرف چه می تواند باشد؟ اگر همه هستی، مظاهر و تجلی خداست و یا طبق فرمایش حضرتعالی، همه این عالم برای نگرش خدا به خود است، پس چه فرقی میان آدم و غیر آدم در جلوه بودن و مظهر بودن حق وجود دارد؟
همچنین حضرت محیی الدین نیز در فص آدمی از کتاب فصوص الحکم، نسبت انسان کامل با ذات اقدس اله را مانند نسبت مردمک چشم با انسان می داند.

–        سؤال بسیار مهمی را مطرح کردید و جای بحث را باز کردید که جناب خواجه حافظ در این شعر، چه مطلبی را بیان می کند؟ جلوه ای کرد رخش، دید مَلک عشق نداشت! آیا ملائکه عشق ندارند؟ این حرف خیلی مهمی است و حافظ با صراحت می گوید که ملک، عشق نداشت. آیا ما می توانیم قائل بشویم که فرشتگان، عشق را نمی دانند و ندارند؟ آیا جبرئیل، عشق ندارد؟ آیا سایر فرشتگان ملاء اعلی و ملائکه مهیّمین – فرشتگانی که در هَیَمان عظمت حق تعالی تا ابد مستغرق اند – عشق ندارند؟ حافظ که به راحتی می گوید: جلوه ای کرد رخش، دید ملک عشق نداشت / عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد.

 عشق فرشته

جناب خواجه با کلمه «آتش» این مسئله را حل می کند. اما این مسئله را بیش از همه، عطار توانسته است که حل بکند. عطار می فرماید، نه اینکه ملک، عشق نداشته باشد، ملائکه عشق دارند و ما واقعاً نمی توانیم بگوییم که فرشته که عقل محض و مجرد محض است و هیچ شهوت و تقاضای مادی در او نیست، عشق ندارد. این مطلب را نمی توان درباره فرشتگان گفت، اما نکته ظریفی وجود دارد که حافظ نیز با یک کلمه به آن اشاره کرد؛ فرشته عشق دارد اما عشق دردمندانه ندارد! خوب توجه کنید چون نکته مهمی است. عشق دو نوع است: یکی عشق معمولی است و یکی هم عشقی است که در آن دردمندی و فراق وجود دارد. عاشق، بدون درد نیست، عاشق همیشه نوعی دردمندی عاشقانه دارد. البته دردمندی عاشقانه، دردی که از عشق خیزد و نه غصه نان و فکر آب. این دردها، روزمره است و همه موجودات آن را دارا می باشند.

بنابراین فرشته اگر عشق هم داشته باشد – چون ما نمی توانیم بگوییم که ندارد – دردمند نیست. اما انسان، عاشقی دردمند است. من فکر می کنم که خواجه با به کار بردن کلمه آتش، به این نکته اشاره می کند: عین «آتش» شد و بر آدم زد. عشقی که به سراغ آدم می آید، آتش است، می سوزاند و دردمندی دارد.


[1] حافظ شیرازی، غزلیات، غزل شماره 152:
در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد / عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
جلوه‌ ای کرد رخت دید ملک عشق نداشت / عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد
عقل می ‌خواست کز آن شعله چراغ افروزد / برق غیرت بدرخشید و جهان برهم زد
مدعی خواست که آید به تماشاگه راز / دست غیب آمد و بر سینه نامحرم زد
دیگران قرعه قسمت همه بر عیش زدند / دل غمدیده ما بود که هم بر غم زد
جان علوی هوس چاه زنخدان تو داشت / دست در حلقه آن زلف خم اندر خم زد
حافظ آن روز طربنامه عشق تو نوشت / که قلم بر سر اسباب دل خرم زد


اطلاعات و مشخصات

شماره سریال: m-005-c

شماره قسمت: 005

مدت زمان: 3:36

فرمت فایل تصویری: | H.264/AVC MPEG-4 | 600×400px | 25fps | 320kbps |

فرمت فایل صوتی: | MP3 | 44.1KHz | Mono | 64kbps |

پیوند کوتاه:
www.maarefat.com/?p=264

۵ دیدگاه

  1. این غزل را بنده حقیر تقدیم به روح بلند استاد عزیز حکیم عالیقدر دینانی تقدیم می کنم.

    *در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد
    عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

    *جلوه‌ای کرد رخت دید ملک عشق نداشت
    عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد

    *عقل می‌خواست کز آن شعله چراغ افروزد
    برق غیرت بدرخشید و جهان برهم زد

    *مدعی خواست که آید به تماشاگه راز
    دست غیب آمد و بر سینه نامحرم زد

    *دیگران قرعه قسمت همه بر عیش زدند
    دل غمدیده ما بود که هم بر غم زد

    *جان علوی هوس چاه زنخدان تو داشت
    دست در حلقه آن زلف خم اندر خم زد

    *حافظ آن روز طربنامه عشق تو نوشت
    که قلم بر سر اسباب دل خرم زد

  2. باسلام به استادعزیزدکتردینانی -درکتاب حافظ معنوی اشاره کردید به این که فرشته عشق نداردبه نظرمن وتحقیقی که کردم عشق درهمه هستی جاری هست امامراتب داردفرشتگانی درعالم لاهوتی هستندکه درحیرانی بسرمیبرندوبه ذکرحق مشغولندمگرنه این که اسمائ الهی می وشرابندخواندن وذکرگفتن آن یعنی نوشیدن شراب پس این ملایکه عاشقند ودایم درذکرند البته هرموجودی به اندازه جام وجودش ازاین می مینوشد وانسان جامع جمیع عوالم است مطمئنا صدرنشین عشق است پس فرشته عشق دارد امادرحدخودش وبس- باتشکراززحمات شمادربرنامه های معرفت

    • با عرض سلام و احترام خدمت شما دوست گرامی؛
      مطلبی که شما ضمن نقل فرمایشات دکتر دینانی در کتاب مذکور بیان داشتید، عیناً مطابق با مطالبی است که در بالا و در این بخش از برنامه معرفت توسط دکتر دینانی ایراد شده است. ایشان نیز با نقل قولی از عطار به این نکته اذعان دارند که نمی توان فرشتگان را بدون عشق تلقی کرد، بلکه می توان این گونه گفت که «عشق دردمندانه» تنها در انسان یافت می شود.

  3. سلام و عرض ادب به شما دست اندرکاران محترم برنامه معرفت . سوای برنامه فوق العاده تون این تلاشی که برای سایت و آپلود کردن برنامه ها به صورت منظم و آرشیو بندی انجام شده نیز قابل ستایش و قابل تقدیر هست چرا که برنامه های صدا و سیما متاسفانه سایت های به روز و خوبی ندارند و الان واقعا شگفت زده شدم که رسیدم به این سایت. چون من داشتم تمام برنامه ها رو در یوتیوب نگاه می کردم و چه خوب که سایت خود برنامه رو پیدا کردم . واقعا سپاسگزارم از دکتر دینانی، دکتر لاریجانی ، و شما مدیریت محترم سایت که با دقت و حوصله نیز به نظرات دوستان پاسخ میدید.

    با آرزوی توفیق روزافزون برای شما و همکاران گرامی تون.

    • سلام و احترام متقابل ما را نیز پذیرا باشید. بسیار خوشحالیم که مطالب ارائه شده در این وبسایت مورد پسند و رضایت شما قرار گرفته است. مطمئناً اگر کار مثبتی در این زمینه انجام شده، علاقه و میل قلبی مسئولین این سایت تنها عامل موفقیت بوده است. امیدواریم که شایسته لطف و توجه کاربران بوده باشیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *