منوی برگه ها
منوی دسته ها

برنامه این هفته

مشاهده هفته های قبل

آخرین مطالب

عروه وثقی و رشته محکم عقل

ارسال شده در ۰۱ فروردین ۱۳۹۳ در شناخت شناسی, فصل چهارم, قرآن, ملاصدرا | ۳ دیدگاه

هنگامی که عقل به حق توجه کرد و شوائب اوهام را از خود زدود، آنگاه وثقی و محکم خواهد شد. انسان با این آویزه – که من اسم آن را «عقل الهی» می گذارم – تا جایی تعالی پیدا خواهد کرد که دو قوس نزول و صعود و این راه بی پایان را طی کرده و به مقصد اقصی و هدف اعلا دست می یابد. اما اگر در میانه راه قاطی پیدا کرد، در راه مانده و یا حتی سقوط خواهد کرد.

قیاس و برهان در نظر معتزله و اشاعره

ارسال شده در ۲۷ اسفند ۱۳۹۲ در شناخت شناسی, علم کلام, فصل چهارم, فلسفه, منطق | ۰ دیدگاه

انسان نسبت به ادراکات، یک فانوس است. انسان یک خورجین یا یک توبره ای نیست که ادراکات در آن انباشته شود، بلکه یک فانوس است که همواره روشن و روشن تر می گردد. البته این فانوس، نفت می خواهد که نفت آن همان صغری و کبری و آن استعداد است. یعنی ما باید از تمام مسائل پیرامون خود استفاده کنیم، تا این فتیله روشن شود.

نزول و صعود حقیقت مطلق در دایره وجود انسان کامل

ارسال شده در ۰۸ بهمن ۱۳۹۲ در انسان شناسی, فصل چهارم, هستی شناسی | ۰ دیدگاه

اگر ما بخواهیم هستی مطلق را به صورت هندسی ترسیم کنیم، آن را به شکل یک دایره ترسیم خواهیم کرد. دو نیم دایره نزول و صعود، دایره وجود انسان است. بنابراین رسیدن به حق از طریق انسان کامل میسر است. اصلاً بدون اتصال به انسان کامل، راهی برای رسیدن به حقیقت نیست! سرّ رسالت و ضرورت وجود انبیاء نیز همین است؛ یعنی یک انسان کاملی وجود دارد که تمام انسانها باید از مسیر آن انسان کامل عبور کنند تا بتوانند دایره هستی را درنوردند.

حضرت آگاهی یا عالم ناآگاهی؟!

ارسال شده در ۰۳ بهمن ۱۳۹۲ در تجلی, شناخت شناسی, فصل چهارم | ۲ دیدگاه

من نمی دانم این روزها که بعضی ها از ضمیر ناخودآگاه صحبت می کنند چگونه متوجه این مطلب نیستند؟ این افراد درباره چیزی صحبت می کنند که ناخودآگاه است و می خواهند انسان را به ناآگاه ببرند! آیا اصلاً می توان به ناآگاه رفت؟! اصلاً آیا ناآگاه برای خودش جایی است؟! این یک وهم است، ولی در عالم معقول و برای کسی که تعقل داشته باشد، بیرون از فضای آگاهی چیزی نیست.

تفسیر ابن سینا از عنایت و علم عنایی

ارسال شده در ۲۸ دی ۱۳۹۲ در ابن سینا, عرفان, فصل چهارم, هستی شناسی | ۰ دیدگاه

حق تعالی در ازل و حتی قبل از آفرینش، «توجّه» داشت. اما سؤال مهم این است که چه چیزی می تواند شایسته توجه حق بوده باشد؟ چه چیزی در ازل بود در حالی که جز خدا چیزی نبود، و نیز چه چیزی شایستگی داشت که توجه حق را به خود جلب و جذب کند؟ این مسئله خیلی مهمی است.

بررسی تفصیلی نسبت حق و خلق

ارسال شده در ۰۲ آبان ۱۳۹۲ در تجلی, عرفان, فصل چهارم, هستی شناسی | ۴ دیدگاه

غالب مردم در مسئله توحید، از اثبات خداوند صحبت می کنند. آنها تلاش می کنند خدا یا مبدأ را بوسیله یک بیان یا یک برهان و دلیل اثبات کنند. البته این خوب است اما خیلی مهم نیست. شاید هیچ انسان عاقل و باشعوری در عالم پیدا نشود که به یک مبدأ قائل نباشد. مشکل پیچیده پس از قبول یک مبدأ بزرگ و لایتناهی و محیط و سرمدی آن است که نسبت آن با سایر موجودات چگونه است؟

مسئله رفع تکلیف در عرفان

ارسال شده در ۰۲ مهر ۱۳۹۲ در دین و شریعت, عرفان, فصل چهارم | ۴ دیدگاه

این طور تواهم کرده اند که اگر کسی واصل شد یا به قول شما فانی شد و از خودی رَست، دیگر تکلیف برای آن شخص برداشته می شود. اما مشکل اینجاست که این افراد تکلیف را بد معنی می کنند. بد هم معنی نمی کنند، اما ما باید مراتب انسان را بفهمیم و حقیقت تکلیف را بدانیم تا این مسئله روشن شود.

صفحه 2 از 1112345...10...قبلی »