منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده توسط در ۰۶ اسفند ۱۳۹۱ در شناخت شناسی, فصل سوم, فلسفه, قرآن | ۲ دیدگاه

علم انسان؛ از حضور تا حصول

همان طور که پیگیر سیر مطالب معرفت هستید، بحث با جناب دکتر دینانی در تبیین مقام حضور و ظهور هستی، به تفسیر این آیه از قرآن کریم رسید: «شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلاَئِکَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَآئِمَاً بِالْقِسْطِ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ»

با توجه به مطالب بسیار مهمی که در قسمت پیشین در باب علم حضوری و علم حصولی و همچنین معنای شهود گفته شد، در این قسمت کمی دقیق تر به مقوله علم و دو نوع حضوری و حصولی آن (با توجه به آیه قرآن) می پردازیم. در نهایت نیز نگاهی خواهیم داشت به مقام علمی حضرت ختمی مرتبت و مقایسه علم انسان کامل و فرشتگان.

*       استاد با توجه به آیه « شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلاَئِکَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ » [1] این سؤال مطرح می شود که چرا شهود وحدت خدا تنها در خدا و ملائکه و اولوا العلم خلاصه شده است؟ چرا این ویژگی در میان همه موجودات، فراگیر نیست؟

اولاً عبارت « اولوا العلم » فراگیر است؛ زیرا الف و لام در «العلم» الف و لام استغراق است. البته باید در اینجا خود «علم» را هم معنی کنیم …

*       در اینجا حتماً علم حضوری مورد نظر است.

البته همین طور است! اساس علم، حضور است. البته این [که اساس علم را حضور می دانیم و اصالت را به علم حضوری می دهیم] به این معنی نیست که منکر علوم دیگر می شویم! هر علمی، علم است؛ از جمله علومی که مدوّن شده مانند علوم حصولی، علوم پوزیتیویستی [2] ، علوم تاریخی، … . این ها علم و دانش اند و دارای اعتبار هستند ولی همان طور که عرض کردیم اساس علم، حضور است. و البته [علم و آگاهی] از حضور به حصول می آید و اگر حضور نباشد، علوم دیگر نیز اعتبار و جایگاهی نخواهند داشت.

بنابراین، تبعه علم حق، ملائکه و فرشتگان هستند که البته مجردات اند و همیشه در ارتباط با حق هستند و از شئون او به حساب می آیند. همچنین اولوا العلم یعنی کسانی که صاحبان علم اند [این ها نیز مظهر و تابع علم حق هستند] . این «العلم» که از حضور سرچشمه می گیرد و ال و لام آن استغراق است، [نزول می کند] و همه علوم را شامل می شود؛ حتی علم حصولی را هم شامل می شود. اگر از علم حضوری آمدی، به حصول هم بیا! هیچ عیبی نیست. از حصول هم می توان به حضور راه یافت، به شرطی که در حصول متوقف نمانی. بنابراین از حضور به حصول می آییم و همچنین از حصول هم به حضور می رویم، به شرطی که حصول را برای خود، حجاب نکنیم. اینها نکات ظریفی است که انصافاً از این آیه بر می آید.

*       نکته دیگری که از این آیه شریفه می توان استنباط کرد، این نتیجه است که وجود خداوند، مبنای شناخت غیر اوست. اما در اینجا کارکرد [و حوزه فعالیت و جایگاه] عقل و عشق چیست؟ این پرسش، چیزی است که به نظر من، عارف شبستری خیلی خوب به آن توجه کرده است. می فرماید:

در آن موضع که نور حق دلیل است / چه جای گفتگوی جبرئیل است
فرشــته گـر چـه دارد قـرب درگـاه / نگنجـد در مقـام «لی مـع الله»
چـو نــور حـق مَلَـک را پَـر بـسوزد / خــرد را جمله پا و سر بسوزد [3]

علم انسان

دقیقاً همین طور است. همان طور که در مورد اولوا العلم صحبت کردیم، حتی باید گفت علم ملائکه و فرشتگان، در پرتو علم انسان است. همه فرشتگان با مقاماتی که دارند، در مقام « لی مع الله » نمی گنجند. این سخن به این معنی است که نزدیک ترین موجود به حق – تبارک و تعالی – و نزدیک ترین علم، به علم نامتناهی حق، علم انسان کامل است. انسان های کامل، اولیا، انبیا و نبی اکرم (ص) [نزدیک ترین موجودات به حق تعالی هستند].

[در حدیثی از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است که ایشان فرمودند:] « إِنَّ لِی مَعَ اللَهِ اُوقاتٌ لاَ یَسَعُنِی فِیهِ مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَلاَ نَبِی‌ٌّ مُرْسَلٌ » . یعنی لحظه هایی و حالاتی و حضوری هست که در آن حضور، هیچ چیز حتی انبیا و فرشتگان نمی گنجند؛ جبرئیل نیز در آنجا پرتویی از انوار حضرت ختمی مرتبت است. جبرئیل، جلوه ای از پیغمبر است؛ جبرئیل که [نمی تواند] به پیغمبر علم بیاموزد! درست است که گفته شده: « عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى » [4] و من این را قبول دارم، اما بعضی از افراد این آیه را این طور تفسیر کرده اند (که خوب درست هم هست) : مراد از «شدید القوی» حضرت جبرئیل است. اما آیا جبرئیل به حضرت ختمی مرتبت علم آموخت یا اینکه جبرئیل، جلوه ای از نور حضرت ختمی مرتبت بود؟! [مسلماً] خود جبرئیل، جلوه ای از نور اوست و «شدید القوی» نیز، حق – تبارک و تعالی –  است.

شعری که شما از شبستری خواندید [بیانگر] این مطلب است و گرنه من می خواستم مطلب دیگری بگویم. در« لی مع الله » چیزی نمی گنجد و این مقام تنها اختصاص به انسان کامل نبوی یعنی حضرت ختمی مرتبت دارد. هیچ چیزی در آن نمی گنجد و آنجا فوق همه چیز است. یعنی جبرئیل نیز در آن آستانه باید سر تعظیم فرود بیاورد، چرا که شأنی از شئون پیغمبر است. این مقام خیلی والایی است که مقامی بالاتر از آن قابل تصور نیست. این مقام، تقریباً مقام « او ادنی » و بلکه بالاتر است.

*       آیا می توانیم مصداق اولوا العلم را « قَآئِمَاً بِالْقِسْطِ » در نظر بگیریم؟

همین طور است. اولوا العلم در مرحله اول از مقام حضور می آید و [در ادامه به حصول نیز می رسد]. من (ا لـ) در اولو العلم را الف و لام استغراق گرفتم ولی در عین حال، [علم] سلسله مراتب دارد؛ از حضور تا حصول. از حضور در انبیا و اولیا و سپس در حصول و پس از آن در اهل علم می آید. هر کجا علم و دانشی هست، مرتبه ای از نورانیّت و تجرّد هست و ظهور این نورانیّت از حضور ازلی حق – تبارک و تعالی – ناشی می شود.


[1] قرآن کریم، سوره آل عمران، آیه ۱۸

[2] Positivist science، علومی هستند که بر اساس آن، تنها داده های برگرفته از «تجربه حسّی» قابل اعتماد بوده و می تواند منشاء معرفت یقینی قرار گیرند.

[3] شیخ محمود شبستری، گلشن راز، بخش 7 – جواب:
در آلا فکر کردن شرط راه است / ولی در ذات حق محض گناه است
بود در ذات حق اندیشه باطل / محال محض دان تحصیل حاصل
چو آیات است روشن گشته از ذات / نگردد ذات او روشن ز آیات
همه عالم به نور اوست پیدا / کجا او گردد از عالم هویدا
نگنجد نور ذات اندر مظاهر / که سبحات جلالش هست قاهر
رها کن عقل را با حق همی باش / که تاب خور ندارد چشم خفاش
در آن موضع که نور حق دلیل است / چه جای گفتگوی جبرئیل است
فرشته گرچه دارد قرب درگاه / نگنجد در مقام «لی مع الله»
چو نور او ملک را پر بسوزد / خرد را جمله پا و سر بسوزد
بود نور خرد در ذات انور / به سان چشم سر در چشمه خور
چو مبصر با بصر نزدیک گردد / بصر ز ادراک آن تاریک گردد
سیاهی گر بدانی نور ذات است / به تاریکی درون آب حیات است
سیه جز قابض نور بصر نیست / نظر بگذار کین جای نظر نیست
چه نسبت خاک را با عالم پاک / که ادراک است عجز از درک ادراک
سیه رویی ز ممکن در دو عالم / جدا هرگز نشد والله اعلم
سواد الوجه فی الدارین درویش / سواد اعظم آمد بی کم و بیش
چه می‌گویم که هست این نکته باریک / شب روشن میان روز تاریک
در این مشهد که انوار تجلی است / سخن دارم ولی نا گفتن اولی است

[4] قرآن کریم، سوره النجم، آیه 5 : « عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوَى ؛ آن را [فرشته]‏ شديد القوى به او فرا آموخت. »


اطلاعات و مشخصات

شماره سریال: m-012-b

شماره قسمت: 012

مدت زمان: 5:15

فرمت فایل تصویری: | H.264/AVC MPEG-4 | 600×400px | 25fps | 320kbps |

فرمت فایل صوتی: | MP3 | 44.1KHz | Mono | 64kbps |

پیوند کوتاه:
www.maarefat.com/?p=711

۲ دیدگاه

  1. با سلام وعرض خدا قوت- تشکر میکنم ازدست اندرکاران این سایت وبرنامه معرفت مخصوصا استاد دینانی. ما دانشجویان رشته فلسفه وکلام ازاقای دینانی میخواهیم که دردانشگاه قم حظور پیدا کنند ودعوت ما را بپذیرند ودر همایشی ازسخنان گهربارایشان بهره مند شویم.

    • درود بر شما. ما هم متقابلاً از شما سپاسگزاریم.

      می توانید دعوت خود را از طریق مسئولین وبسایت هواداران (ebrahimi-dinani.com) به گوش استاد برسانید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *