منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده توسط در ۲۷ فروردین ۱۳۹۳ در امامت, دین و شریعت, فصل چهارم, فقه | ۳ دیدگاه

شفاعت؛ حقیقت تکوینی

*       سؤال بعدی ما راجع به شفاعت است. همان طور که حضرتعالی فرمودید، عقلی که از ساحت آستان قدس الهی تنزل می کند و تجافی هم ندارد، مرحله به مرحله جلوه های خویش را نشان خواهد داد. در اینجا نکته ای بدست می آید و آن اینکه عقل در هر مرحله از تنزل خویش که انسان بتواند تصور کند، یکنواختی و یگانگی اش محفوظ می ماند. این نکته چنین می رساند که حقیقت عقل، همان گوهر شریف و قدسی است که خداوند او را آفریده و قسم می خورد که عزیزتر و شریف تر از تو نیافریده ام. تجلی این عقل هم چنانکه فرمودید، وحی است. شاید با جمع کردن بیانات نبی اکرم (ص) که فرمود «اول ما خلق الله نوری» و «اول ما خلق الله العقل» نیز بتوان به این نتیجه رسید.

جناب ملاصدرا به زیبایی در ذیل آیه « يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى وَهُم مِّنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ » [1] به موضوع شفاعت می پردازد. انسانی که از طرف خدا می آید، آنچه نیاز بشر است را با خود می آورد. در واقع نبی آمده است که نیاز بشر را تأمین بکند. اسماء و صفات الهی حامل ارزاق مادی و معنوی جوامع بشری هستند، بنابراین انسان به هر نحوی که به حامل این اسماء و صفات متوسل شود، دقیقاً به این معناست که به خداوند متوسل شده است. در حقیقت اینجا یک قاعده بدست می آید و آن اتحاد عاشق با معشوق و محب با محبوب است. اگر ما این قاعده را بپذیریم، آیا بحث شفاعت – که در مورد این موضوع هم شبه افکنی زیاد شده است – حل می شود یا خیر؟

شفاعت - دکتر دینانی

بعضی از افراد بحث شفاعت را مشکل دانسته اند، در حالی که هیچ مشکلی در آن نیست. علت این موضوع هم آن است که مردم تصور درستی از شفاعت ندارند. شفاعت اگر در مقام لفظ باشد، به نحوی که شما لفظاً بگویید که من تو [= معصوم] را شفیع قرار دادم و به تو متوسل می شوم اما در باطن شما چیزی [متناسب با آن لفظ] نباشد، لقلقه لسان خواهد بود. شفاعت یک امر واقعی و نفس الامری است. اصلاً شفاعت یک حقیقت است و حتی به شما عرض می کنم که [سیر کمالی انسان] اصلاً بدون شفاعت نمی شود.

ببینید! انسان در باطن خود به حق تعالی وصل است و با او معیّت دارد. «حق» با ماست: « وَهُوَ مَعَكُمْ » [2]. این معیّت در انسان کامل [متحقق] شده به طوری که انسان ها هر چقدر هم که ناقص باشند، باز هم به انسان کامل وصل اند. انسان ها از نظر باطن به یک کمال وصل اند و به هیچ وجه از [منبع] کمال منقطع نیستند. ما منقطع و وانهاده شده نیستیم! بعضی گمان می کنند که انسان وانهاده و در این عالم پرت شده است! شاید هم بعضی از فیلسوفان غربی چنین تعبیری داشته اند که در اذهان نیز به غلط چنین تصوری به وجود آمده است. اما ما پرت نشده ایم و از منبع هستی منقطع نیستیم. ما در باطن به منبع هستی وصل بوده و به حق تعالی اتصال داریم.

چنانچه ما به این اتصال آگاهی پیدا کنیم، در آن صورت است که وصل خواهیم شد. شفاعت نیز بدین معناست که من به یک حبل متین اتصال دارم و این حبل متین من را به بالا می برد. منتها [شفاعت] باید با آگاهی توأم باشد. شفاعت آن جایی است که من به آن حبل متینی که از باطن و سرّ سویدای من به مکمن غیب اتصال واقعی و نفس الامری دارد، آگاهی داشته باشم. [باید بدانم که] من این نردبان و این رشته محکم را به دست گرفته و بالا می روم. من [به منبع هستی] وصلم و هیچ گاه از آن منقطع نبوده ام!

مردمی که خود را منقطع می دانند، در [ساحت] آگاهی خود منقطع هستند. حتی کفار نیز منقطع از حق نیستند، بلکه در آگاهی منقطع اند. یک کافر به حسب مقام تکوین از حق تعالی جدا نیست، بلکه خودش [این اتصال را] ندانسته و نادان است. در شخص کافر، یک عناد و یک دشمنی و کفر جلوی چشم او را گرفته است، اما اگر این پرده عناد و کفر برداشته شود، خواهد دید که در باطن [به حق تعالی] وصل است. در این هنگام اگر دست شما به آن رشته شفاعت رسید، خود به خود شما را [به مراتب بالا] خواهد برد، چرا که شفاعت یک امر تکوینی است. پس لازم است که انسان این حجاب ها و عنادها را بردارد. این أنانیت ها و نفسانیت هاست که هر لحظه ما را از آن رشته محکمی که در باطن به آن وصل هستیم دور می کند. شفاعت، خود به خود وجود دارد و یک امر اعتباری نیست! شفاعت یک امر اعتباری و لفظی نیست، بلکه یک امر تکوینی است.


[1] قرآن کریم، سوره الانبیاء، آیه 28 : « يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى وَهُم مِّنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ ؛ آنچه فراروی آنان و آنچه پشت سرشان است می داند و جز برای کسی که [خدا] رضایت دهد، شفاعت نمی کنند و خود از بیم او هراسان اند. »

[2] قرآن کریم، سوره الحدید، آیه 4 : « هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ السَّمَاء وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ؛ اوست آن کس که آسمانها و زمین را در شش هنگام آفرید آن گاه بر عرش استیلا یافت. آنچه در زمین درآید و آنچه از آن برآید و آنچه از آسمان فرود آید و آنچه در آن بالا رود [همه را] می داند. و هر کجا باشید او با شماست، و خدا به هر چه می کنید بیناست. »


اطلاعات و مشخصات

شماره سریال: m-023-c

شماره قسمت: 023

مدت زمان: 5:47

فرمت فایل تصویری: | H.264/AVC MPEG-4 | 600×400px | 25fps | 320kbps |

فرمت فایل صوتی: | MP3 | 44.1KHz | Mono | 64kbps |

پیوند کوتاه:
www.maarefat.com/?p=2567

۳ دیدگاه

  1. عالی بود، سپاس…

  2. با سلام و خسته نباشید
    لینک دانلود ها خراب شده و کار نمی کنه
    فصل ۱۱ و ۱۲ رو که بنده امتحان کردم مشکل داره
    لطفا پیگیری کنید

    • سلام.

      با عرض پوزش به اطلاع می رساند که هم اکنون اختلالی در سرورهای ما بوجود آمده و در حال بررسی و رفع این مشکل هستیم. پس از رفع مشکل اطلاعیه ای در پیشخوان سایت قرار خواهد گرفت.

      از شکیبایی شما متشکریم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *