منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده توسط در ۲۸ آبان ۱۳۹۱ در دین و شریعت, فصل دوم | ۰ دیدگاه

تنها عقل تسلیم دین می شود

حتما برای شما هم این سؤال بوجود آمده است که نسبت میان عقل و دین چیست؟ چرا عقل باید از دستورات دینی که بعضاً بسیار دشوار و حتی ظاهراً غیر معقول است، اطاعت کند؟ آیا اول باید به حکم عقل عمل کرد یا اول باید دین را – صرف نظر از عقل – قبول کرد؟

اگر این سؤالات برای شما هم مطرح شده است این بحث را دنبال کنید.

بعضی از آیات قرآن، بشر را به جهاد و شهادت طلبی دعوت می کند و آیات جهاد خیلی زیاد است. در اینجا می خواهم بدانم که مخاطب قرآن، کدام عقل است؟ عقل چه منافعی در این امور می بیند که تسلیم آن می شود و راه جهاد و شهادت را انتخاب می کند؟

–        همه آیات قرآن کریم خطاب به همه مؤمنین و بلکه همه انسان ها هستند. همه انسان ها مخاطب به خطاب الهی هستند. ببینید، وقتی شما می گویید که [عقل] چه چیزی را حساب می کند، [پاسخ این است که] امر، وقتی امر خداوند باشد، مقتضای عقل این است که تسلیم امر خداوند باشد. خود همین، حکم عقل است. تسلیم شدن به امر خداوند حکم عقل است.

تسلیم شدن، صفت عشق است یا صفت عقل؟

–        این عقل است که تسلیم امر خداوند می شود. اتفاقاً عشق، سرکش است؛

عشق از اول سرکش و خونی بود / تا گریزد هر که بیرونی بود

مردم فکر می کنند که عقل، سرکش است. عقل به جای خود هم سرکش است و هم تسلیم. عقل در مقابل خداوند، تسلیم است. بعضی ها این اشتباه را می کنند که می گویند عقل، متکبّر است یا عقلا متکبّر اند. [درحالی که] تکبّر بی عقلی است و آدم بی عقل، متکبّر است. [ضمن اینکه] کبر هم موارد دارد. چه کسی در مقابل خداوند، متکبّر است؟ اگر کسی به وحدت غیر متناهی حق، باور دارد و با عقلانیتش فهمیده است که خداوند، محیط علی الاطلاق است و ساری و جاری در هستی است و همه هستی، ظلّ حق تعالی و پرتو نور حق است، احاطه قیّومی لایتناهی را درک کرد، چگونه [می توان گفت که این شخص] تسلیم نیست؟!

تسلیم شدن در مقابل حق، حکم عقل است. اصلاً دین اگر به معنای تسلیم شدن در برابر خداوند باشد، حکم عقل است. نه اینکه شما اول دیندار بشوید و بعداً عقل پیدا کنید. اینجا یک اشتباه رخ داده است! اول عاقلی و بعد دیندار می شوی. شخص به مقتضای عقلش دین را قبول می کند، نه به مقتضای بی عقلی. آدم بی عقل دین را قبول نمی کند و اگر دین را هم قبول کند، دین او چندان ارزشی ندارد. قبول دیانت، مقتضای حکم عقل است.

نسبت میان عقل و دین

دین یعنی باور به عظمت خداوند. و مقتضای [پی بردن به] عظمت خداوند، تسلیم شدن و سر فرود آوردن در مقابل عظمت لایتناهی است. پس [شخص] چون عاقل است، دیندار است. اتفاقاً حتی همه فقها و علمای علم اصول – من در اینجا با حکما و عرفا کاری ندارم – این آیه شریفه را که (أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُول) [این گونه تفسیر کرده اند]:

قرآن کریم می گوید که این امر خداست که شما از خدا و از رسول خدا اطاعت کنید. علمای علم اصول می گویند، «اوامر»، الزام آور است. یعنی امر، دلالت بر وجوب می کند. همه علمای علم اصول و فقها می گویند که این امر، ارشادی است. امر ارشادی در اصطلاح علمای علم اصول به چه معناست؟ کلمه «ارشادی» اصطلاح خاصی است و به معنای نصیحت کردن نیست. «امر ارشادی» در مقابل «امر مولوی» به این معناست که این [امر]، چیز تازه ای به شما نمی گوید و تنها ارشاد به حکم عقل است. یعنی اگر خدا هم نگفته بود که (أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُول) خود عقل می فهمید که باید [از خدا و رسول] اطاعت کند. فرض کنید که خدا این حرف را نگفته بود – این را می شود فرض کرد – [در آن صورت] باز هم عقل سالم می فهمید که باید از خدا اطاعت کند. پس اگر عقل خودش می فهمید، چرا [خداوند هم] گفته است؟ [علمای علم اصول] می گویند که این، ارشاد به حکم عقل است. یعنی اگر ما هم نمی گفتیم خود عقل می فهمید ولی ما عقل را ارشاد می کنیم. پس ارشاد به این معنا نیست که حرف تازه ای گفته شود. اما [اوامری مثل] نماز بخوان! روزه بگیر! و … اینها امر مولوی است، یعنی اگر [خداوند] نمی گفت ما نمی فهمیدیم که باید در ماه رمضان روزه بگیریم یا حتی اصلا نمی دانستیم که باید روزه بگیریم. پس اینجا امر مولوی است یعنی من به تو که نمی دانستی می گویم که این کار را بکن. یا صبح بلند شو و دو رکعت نماز بخوان؛ چه بسا من نمی دانستم که باید این کار را بکنم یا اگر هم می دانستم، دو رکعت بودنش را نمی دانستم. پس امر مولوی می کند که نماز بخوان. این امر مولوی است و چیزی به من می گوید که من آن را نمی دانستم.

وقتی [خداوند] می گوید اطیعوا الله، چیز تازه ای به من نمی گوید. اگر هم نمی گفت، عقل سالم می دانست که اطاعت خدا لازم است، چون خداوند علی الاطلاق است، قادر مطلق است، علم مطلق است، غیرمتنهاهی مطلق است. در مقابل این عظمت لایتناهی مگر می شود که تسلیم نبود؟

بنابراین دین انسان، بر اساس عقلش ارزیابی می شود، نه اینکه انسان اول دیندار می شود و بعداً عقل پیدا می کند!


اطلاعات و مشخصات

شماره سریال: m-003-c

شماره قسمت: 003

مدت زمان: 5:30

فرمت فایل تصویری: | H.264/AVC MPEG-4 | 600×400px | 25fps | 320kbps |

فرمت فایل صوتی: | MP3 | 44.1KHz | Mono | 64kbps |

پیوند کوتاه:
www.maarefat.com/?p=91

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *