منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده در ۱۱ فروردین ۱۳۹۳ در شناخت شناسی, فصل چهارم, فلسفه | ۱ دیدگاه

مراتب عقل حدّ یقف ندارد

مراتب عقل حدّ یقف ندارد

آگاهی آدمی حدّ یقف ندارد. آگاهی شما به چه مرحله ای می رسد که دیگر بالاتر از آن، آگاهی متصور نباشد؟ شما به هیچ مرحله ای از آگاهی – که از شئون عقل است – نمی رسید، مگر آنکه فوق آن مرتبه دیگری از آگاهی هست. چنانچه باز هم بالاتر روید، دو مرتبه فوق آن آگاهی هست. وقتی من از عقل سخن می گویم، به این عقل اشاره می کنم، نه به عقل اقتصادی و عقل سیاسی فلان سیاست مدار. مراتب چنین عقلی لایتناهی است.

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۳ بهمن ۱۳۹۲ در تجلی, شناخت شناسی, فصل چهارم | ۲ دیدگاه

حضرت آگاهی یا عالم ناآگاهی؟!

حضرت آگاهی یا عالم ناآگاهی؟!

من نمی دانم این روزها که بعضی ها از ضمیر ناخودآگاه صحبت می کنند چگونه متوجه این مطلب نیستند؟ این افراد درباره چیزی صحبت می کنند که ناخودآگاه است و می خواهند انسان را به ناآگاه ببرند! آیا اصلاً می توان به ناآگاه رفت؟! اصلاً آیا ناآگاه برای خودش جایی است؟! این یک وهم است، ولی در عالم معقول و برای کسی که تعقل داشته باشد، بیرون از فضای آگاهی چیزی نیست.

ادامه مطلب

ارسال شده در ۱۳ بهمن ۱۳۹۱ در انسان شناسی, عرفان, فصل دوم | ۰ دیدگاه

انسان، مظهر کامل زیبایی

انسان، مظهر کامل زیبایی

همان طور که مطلع هستید در قسمت پیشین، بر این نکته تاکید شد که شرط اساسی فهم زیبایی، معرفت و دور کردن جهل است و همچنین گفته شد که هر چقدر ادراک انسان قوی تر باشد، در همه چیز زیبایی می بیند. موضوعی که در این قسمت به آن پرداخته می شود، معرفی مصداق برتر زیبایی است. اینکه زیباترین موجود در عالم آفرینش چیست و چه چیز آن را زیبا کرده است. همچنین به این مسئله نیز پرداخته می شود که چرا انسان این توانایی را دارد که زیبایی ها را درک کند؟ و از آنجا که عشق از زیبایی نشأت می گیرد، عاشق ترین موجود در عالم هستی کیست؟ در آخر نیز اشاره ای به موقعیت زشتی و زیبایی در واقعه کربلا می شود و اینکه هیچ کس قدرت پنهان کردن زیبایی را ندارد. رسالت انبیاء از آن جهت دعوت به زیبایی است چون عالم زیباست؛ هر چیز که خدا آفریده است زیباست. در تعالیم اهل بیت و اولیاء الله نیز به قدر فراوان از مصادیق دعوت به...

ادامه مطلب