منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده در ۲۸ دی ۱۳۹۲ در ابن سینا, عرفان, فصل چهارم, هستی شناسی | ۰ دیدگاه

تفسیر ابن سینا از عنایت و علم عنایی

تفسیر ابن سینا از عنایت و علم عنایی

حق تعالی در ازل و حتی قبل از آفرینش، «توجّه» داشت. اما سؤال مهم این است که چه چیزی می تواند شایسته توجه حق بوده باشد؟ چه چیزی در ازل بود در حالی که جز خدا چیزی نبود، و نیز چه چیزی شایستگی داشت که توجه حق را به خود جلب و جذب کند؟ این مسئله خیلی مهمی است.

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۲ آبان ۱۳۹۲ در تجلی, عرفان, فصل چهارم, هستی شناسی | ۴ دیدگاه

بررسی تفصیلی نسبت حق و خلق

بررسی تفصیلی نسبت حق و خلق

غالب مردم در مسئله توحید، از اثبات خداوند صحبت می کنند. آنها تلاش می کنند خدا یا مبدأ را بوسیله یک بیان یا یک برهان و دلیل اثبات کنند. البته این خوب است اما خیلی مهم نیست. شاید هیچ انسان عاقل و باشعوری در عالم پیدا نشود که به یک مبدأ قائل نباشد. مشکل پیچیده پس از قبول یک مبدأ بزرگ و لایتناهی و محیط و سرمدی آن است که نسبت آن با سایر موجودات چگونه است؟

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ در انسان شناسی, فصل سوم, فلسفه | ۰ دیدگاه

عهد ازلی و فطرت الهی انسان

عهد ازلی و فطرت الهی انسان

اگر به خاطر داشته باشید، در قسمت قبلی پیرامون موضوع کفایت حق در اثبات حقیقت خویش و نیز تفاوت آن با رسیدن به خدا از طریق ماسوای حق به طور مفصل بحث و گفتگو صورت گرفت. این مطلب که خداوند، خودش برای اثبات خویش کافیست، ارتباط تنگاتنگی با موضوع «فطرت» و جایگاه آن در وجود انسان دارد. چرا که آنچه از آن به فطرت یاد می شود، حقیقتی اصیل و الهی است که از هرگونه پلیدی و ناپاکی به دور بوده و این حقیقت در وجود انسان به ودیعه گذاشته شده است. چنانچه بتوان این حقیقت درون انسان، یعنی همان فطرت را ظهور حق و تجلی خداوند دانست، می توان گفت که رسیدن به این حقیقت، راهی برای رسیدن به حق – تبارک و تعالی – می گشاید. بنابراین با شناخت صحیح این گوهر وجود خویش و راه رسیدن به آن می تواند تا حدّ زیادی به حقیقت وجود دست یافت. *       استاد! سؤال اینجاست: انسانی که از آن مقام [دیگر] می آید – مقام غیبی که فرمودید به...

ادامه مطلب