منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده در ۲۷ اسفند ۱۳۹۲ در شناخت شناسی, علم کلام, فصل چهارم, فلسفه, منطق | ۰ دیدگاه

قیاس و برهان در نظر معتزله و اشاعره

قیاس و برهان در نظر معتزله و اشاعره

انسان نسبت به ادراکات، یک فانوس است. انسان یک خورجین یا یک توبره ای نیست که ادراکات در آن انباشته شود، بلکه یک فانوس است که همواره روشن و روشن تر می گردد. البته این فانوس، نفت می خواهد که نفت آن همان صغری و کبری و آن استعداد است. یعنی ما باید از تمام مسائل پیرامون خود استفاده کنیم، تا این فتیله روشن شود.

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۲ خرداد ۱۳۹۲ در حکمت خسروانی, سهروردی, فصل سوم, فلسفه | ۲ دیدگاه

اصالت وجود یا اصالت نور؟!

اصالت وجود یا اصالت نور؟!

با بیان آراء بزرگانی چون شیخ اکبر محیی الدین عربی و صدرالمتألهین شیرازی در باب مسئله وجود، اکنون نوبت به شیخ اشراق شهاب الدین سهروردی می رسد تا ببینیم این حکیم بزرگ اشراقی چه تفسیری از حقیقت بسیط و ظهور مطلق ارائه می دهد. سهروردی بر خلاف ملاصدرا وجود را امری اصیل ندانسته و بلکه صریحاً به اعتباری بودن آن اذعان دارد. اما نباید گمان برد که ایشان با اعتباری دانستن وجود، قائل به اصالت ماهیت است. بلکه ایشان معنی دیگری از این حقیقت ارائه می کند که بر اساس آن، «نور» امری اصیل و حقیقی به شمار می آید. مسئله وجود و تفاوت آن با نور، یکی از مسائلی است که در میان معاصرین کمتر مورد توجه قرار گرفته و از همین رو حکمت اشراقی سهروردی نیز به دست فراموشی سپرده شده است. در حالی که دکتر دینانی معتقد است مسئله نور و ظلمت که در فرهنگ ایران باستان نیز سابقه داشته، غنی تر و اصیل تر از مسئله وجود و عدم است که البته پیشینه یونانی دارد؛...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۳ فروردین ۱۳۹۲ در ابن سینا, حکمت خسروانی, فصل سوم, فلسفه | ۲ دیدگاه

ابن سینا؛ فیلسوف مشایی یا حکیم اشراقی؟!

ابن سینا؛ فیلسوف مشایی یا حکیم اشراقی؟!

ابن سینا، رئیس المشائین! این لقب و عنوانی است که بیش از هزار سال پس از وفات ابن سینا، هنوز هم در مورد او بکار می رود. در طول تاریخ تفکر جهان اسلام، ابن سینا، این حکیم و دانشمند بلند مرتبه، به عنوان بزرگترین فیلسوف مشایی شهرت یافته است. اما شواهد بسیاری وجود دارد که ابن سینا در بسیاری از موارد به این مکتب فلسفی – که ریشه یونانی و ارسطویی دارد – وفادار نمانده و بعضاً بر مشرب فلسفی دیگری سخن گفته است. از جمله این شواهد می توان به مواردی اشاره کرد که ابن رشد – یکی از بزرگترین فیلسوفان غرب جهان اسلام که شکی در ارسطویی و مشایی بودن وی نیست – به ابن سینا خرده گرفته و نظریات او را بر خلاف فلسفه ارسطو دانسته است. ابن رشد بر اساس همین اختلاف نظرهایی که ابن سینا با ارسطو داشت، او را شایسته عنوان «فیلسوف» ندانسته و وی را یک «متکلم» خطاب کرده است. اما یکی دیگر از مهم ترین شواهدی که نشان می دهد ابن...

ادامه مطلب