منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده در ۲۲ دی ۱۳۹۱ در فصل دوم, فلسفه | ۰ دیدگاه

آغاز و انجام

آغاز و انجام

در ادامه بحث قبلی که پیرامون آب و حقیقت مایه حیات بودن آن صحبت شد، در اینجا ضمن توضیحات تکمیلی، مراتب و علل این حقیقت را بررسی می کنیم تا به سر منشأ آن نائل شویم. جناب مولوی با هنرمندی تمام در یک شعر می فرماید: ای تو در کشتی تن رفته به خواب / آب را دیــــــــدی نــــگــــــر در آبِ آب آب را آبیـســت کــاو مـیـرانـــدش / روح را روحیست کاو می خواندش [1] لطفاً در مورد این ابیات، توضیحاتی را بفرمایید. –        بسیار لطیف و زیباست. همان طور که قبلاً عرض کردم، ما «آب» را به حسب ظاهر و در عالم حس، همین جسم سیّال می دانیم. اما همین آب که جسمی سیّال است، روح و معنی آن، «مایه حیات بودن» است. به موازات این آب ظاهری که در ظرف و در کوزه و در نهر و دریاست، آب دیگری هم در معنی است که این آب محسوس را می راند. آب، در رود جریان دارد ولی آب دیگری هم هست که این آب جاری در رود...

ادامه مطلب