منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده در ۰۲ خرداد ۱۳۹۲ در حکمت خسروانی, سهروردی, فصل سوم, فلسفه | ۲ دیدگاه

اصالت وجود یا اصالت نور؟!

اصالت وجود یا اصالت نور؟!

با بیان آراء بزرگانی چون شیخ اکبر محیی الدین عربی و صدرالمتألهین شیرازی در باب مسئله وجود، اکنون نوبت به شیخ اشراق شهاب الدین سهروردی می رسد تا ببینیم این حکیم بزرگ اشراقی چه تفسیری از حقیقت بسیط و ظهور مطلق ارائه می دهد. سهروردی بر خلاف ملاصدرا وجود را امری اصیل ندانسته و بلکه صریحاً به اعتباری بودن آن اذعان دارد. اما نباید گمان برد که ایشان با اعتباری دانستن وجود، قائل به اصالت ماهیت است. بلکه ایشان معنی دیگری از این حقیقت ارائه می کند که بر اساس آن، «نور» امری اصیل و حقیقی به شمار می آید. مسئله وجود و تفاوت آن با نور، یکی از مسائلی است که در میان معاصرین کمتر مورد توجه قرار گرفته و از همین رو حکمت اشراقی سهروردی نیز به دست فراموشی سپرده شده است. در حالی که دکتر دینانی معتقد است مسئله نور و ظلمت که در فرهنگ ایران باستان نیز سابقه داشته، غنی تر و اصیل تر از مسئله وجود و عدم است که البته پیشینه یونانی دارد؛...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۱۲ فروردین ۱۳۹۲ در ابن سینا, فصل سوم, فلسفه, قرآن, ملاصدرا, هستی شناسی | ۱ دیدگاه

کفایت حق و دعوت به تماشای آیات آفاقی و انفسی

کفایت حق و دعوت به تماشای آیات آفاقی و انفسی

همان طور که مطلع هستید، در قسمت پیشین به تبیین برهان صدیقین و اختلاف تقریر آن توسط ملاصدرا و ابن سینا پرداخته شد. اکنون در ادامه بحث قبلی و پرداختن به وجه اختلاف دو تقریر از این برهان توسط این دو شخصیت بزرگ، توجه خود را به آیه ای جلب می کنیم که نقش عمده ای در بیان حقیقت این برهان ایفا می کند و آن آیه: « سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَ فِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ». همان طور که در متن این آیه مشاهده می شود، خداوند متعال می فرماید: « نشانه‌های خود را در آفاق و در انفس به آنها خواهیم نمود، تا برایشان روشن گردد که او، خود حقّ است. آیا کافی نیست که پروردگارت خود شاهد هر چیزی است؟ ». در این آیه به دو مسئله اشاره شده است؛ یکی اینکه در ابتدا می فرماید نشانه های خود را به آن ها نشان می دهیم تا به حقانیت خداوند پی ببرند. این موضوع...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۱۸ اسفند ۱۳۹۱ در انسان شناسی, فصل سوم, فلسفه, هستی شناسی | ۶ دیدگاه

توازن و تعادل در سایه آگاهی کامل

توازن و تعادل در سایه آگاهی کامل

در این مقال نیز ادامه تفسیر آیه شهد الله را پی می گیریم و به بیان رابطه علم و آگاهی که در ابتدای آیه به آن اشاره شده است با قسط و میزان که در ادامه آیه شاهد آن هستیم می پردازیم. *       استاد! نکات بسیار لطیف و زیبایی را در رابطه با آیه « شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ » و همچنین در مورد مقام ملائکه و اولوا العلم فرمودید. اما آیه کریمه قرآن در ادامه می فرماید: « … وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَآئِمَاً بِالْقِسْطِ ». مفسرین در اینجا به عبارت «قسط» نگاه های متفاوتی داشته اند که نمی توان آن را با کاربرد عرفی این مفهوم یکی دانست. ما معمولاً قسط را معادل «عدالت» می دانیم اما بسیاری از بزرگان عرفا مخصوصاً صاحب بیان السعادة، در بیان معنای این واژه می گوید: هر کسی به توازن عقل و عشق رسید و معمار وجود او، عقل او شد، مصداق مفهوم قسط خواهد بود. این سخن کسی است که ما او را سردسته فرقه ای می دانیم که...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۴ بهمن ۱۳۹۱ در دین و شریعت, عرفان, فصل دوم | ۲ دیدگاه

شهادت یا هلاکت؟!

شهادت یا هلاکت؟!

باز هم مسئله ظاهر و باطن و صورت و معنی! احتمالا شما هم تا کنون به افرادی بر خورده اید که حادثه عاشورا و عمل امام حسین (ع) در کربلا و قیام ایشان را نوعی هلاکت و یا حتی خودکشی تلقی می کنند. تعجبی نیست! در گذشته نیز شاهد چنین افرادی با این طرز فکر بوده ایم. اما از این شبهات که بگذریم و در حقیقت شهادت امام حسین (ع) بیشتر تفکر و تأمل کنیم به حقایقی خواهیم رسید که نمایانگر عظمت مقام انسان می باشد. شهادت ولی مطلق خداوند و فنای حقیقی او، دارای نکات و اشاراتی است که کمتر کسی به حقیقت آن پی می برد. مقام قرب حق و رضوان الله، مقامی نیست که بتوان آن را حتی با نعمت های بهشتی نیز قابل مقایسه دانست؛ مقامی که تنها با عبودیت حاصل شده و سرانجام به ربوبیت ختم می شود. مسلم است که اگر انسانی بتواند این مقام را درک کند، نه تنها زندگی پست و حیات ناچیز این دنیا در چشم او کمترین ارزشی نخواهد...

ادامه مطلب