منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده در ۱۹ فروردین ۱۳۹۳ در دین و شریعت, فارابی, فصل چهارم, فلسفه, نبوت | ۶ دیدگاه

وحی، تنزل عقل است

وحی، تنزل عقل است

بین متفکران جهان اسلام از همان ابتدا این مسئله وجود داشت که عقل و وحی چه نسبتی با هم دارند؟ تلاش های فراوانی در این راستا انجام شده است، از جمله ابن رشد که کلمه «توفیق» را بکار برده است. از آن طرف ابن سینا هم به گونه دیگر تلاش کرده است. حتی ملاصدرا نیز در صدد پاسخ به این مسئله بر آمده و می توان به یک معنی گفت که همه فلسفه او در واقع نوعی سازگاری میان عقل و وحی محسوب می شود. اما ابونصر فارابی کلامی گفت که بعد از هزار سال هنوز اعتبار آن محرز است و جای تأمل دارد.

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۳ مرداد ۱۳۹۲ در تجلی, عرفان, فصل چهارم, قرآن, ملاصدرا | ۰ دیدگاه

عرفانی به بلندای کوه

عرفانی به بلندای کوه

کوه از این جهت مظهر عرفان است که بالای حسی است، چون انصافاً هم خیلی ارتفاع دارد. رفیع ترین موجودات در کره زمین کوه ها هستند. اما این رفعت، سمبل یک رفعت معنوی است و رفعت معنوی، صرفاً از آنِ انسان است. هیچ موجودی در عالم، رفعت انسان را ندارد؛ نه جماد، نه نبات، نه حیوان، و حتی نه فرشته! فرشته هم تا حدودی رفعت دارد و از یک جا به بعد تمام می شود.

ادامه مطلب

ارسال شده در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ در سهروردی, کتاب, منابع و مراجع | ۲۴ دیدگاه

دانلود کتاب آواز پر جبرئیل سهروردی

دانلود کتاب آواز پر جبرئیل سهروردی

شخصیت عظیم و کم نظیر شیخ شهاب الدین یحیی بن سهروردی، حکیم متألّه و ملقب به «شیخ اشراق»، مؤسس دومین نظام فلسفه اسلامی به نام «حکمة الاشراق»، از چهره های عجیب قرن ششم هجری است که به حکمت، فلسفه و عرفان جان تازه ای بخشیده است. سهروردی آزاده و اندیشمند، با انتخاب نام «اشراق» بر فلسفه خود، توانست با وجود علمای مذهبی و متعصّبان قشری جامعه خود، با زبان زیبا و لطیف رمز و اشاره، منظرهایی دل انگیز از جهان هستی و منازل سلوک روحانی، پیش چشم خواننده تصویر کند و مقصد والای انسان گم گشته و دور مانده از وطن را نشان دهد. تأثیر شگفت وی بر روند فکر فلسفی، به ویژه در جهان اسلام، و پی‌ریزی مکتبی گسترده و عمیق که فرهنگ و حکمت ایرانیان باستان و یونان قدیم را با عرفان اسلامی پیوند داد و گذر از دوران باستان به دوران اسلامی را از دیدگاه فلسفی امکان پذیر کرد و استدلال و نظر را به یاری ذوق و شهود، قداست بخشید، چیزی است که مشتاقان علم...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۶ اسفند ۱۳۹۱ در شناخت شناسی, فصل سوم, فلسفه, قرآن | ۲ دیدگاه

علم انسان؛ از حضور تا حصول

علم انسان؛ از حضور تا حصول

همان طور که پیگیر سیر مطالب معرفت هستید، بحث با جناب دکتر دینانی در تبیین مقام حضور و ظهور هستی، به تفسیر این آیه از قرآن کریم رسید: «شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلاَئِکَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَآئِمَاً بِالْقِسْطِ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ» با توجه به مطالب بسیار مهمی که در قسمت پیشین در باب علم حضوری و علم حصولی و همچنین معنای شهود گفته شد، در این قسمت کمی دقیق تر به مقوله علم و دو نوع حضوری و حصولی آن (با توجه به آیه قرآن) می پردازیم. در نهایت نیز نگاهی خواهیم داشت به مقام علمی حضرت ختمی مرتبت و مقایسه علم انسان کامل و فرشتگان. *       استاد با توجه به آیه « شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلاَئِکَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ » [1] این سؤال مطرح می شود که چرا شهود وحدت خدا تنها در خدا و ملائکه و اولوا العلم خلاصه شده است؟ چرا این ویژگی در میان همه موجودات، فراگیر نیست؟ اولاً عبارت « اولوا العلم » فراگیر است؛ زیرا...

ادامه مطلب