منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده در ۲۰ مهر ۱۳۹۴ در حافظ, کتاب, مطالب برگزیده, منابع و مراجع, وبلاگ | ۲۲ دیدگاه

حافظ؛ انسان شناس بزرگ

حافظ؛ انسان شناس بزرگ

ضمن عرض تبریک و شادباش به مناسبت فرارسیدن فصل بهار و همچنین تبریک و تهنیت عید نوروز و نیز آرزوی سعادت و نیکبختی و تعالی روزافزون در سال جدید برای همه دوستان و همراهان وبسایت معرفت، در نظر داریم تا به همین مناسبت، هدیه‌ای را به عنوان عیدانه تقدیم شما کنیم. آنچه که برای شما تهیه و آماده کرده‌ایم، متنی از جناب استاد دینانی است که به عنوان یک مقدمه بر کتاب «حافظ معنوی» به نگارش در آورده‌اند. حافظ شیرازی، بی گمان نه تنها در ادب و عرفان ایران، بلکه در ادب و شعر جهان، مقامی بی مانند دارد که با گذشت زمان و مرور ادوار مختلف، پیوسته بر جلال و شکوه و اوج منحصر به فردش افزوده شده است. حقیقت این است که از زمان، باید به عنوان شارح حافظ یاد کرد و چه بسیار بوده اند اندیشمندان والا مقامی که عمری را در اندیشیدن به زوایا و اعماق سخن حافظ به سر آورده اند. در این میان دکتر دینانی، روایتی دیگر از حافظ را ارائه می دهد...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۱۳ بهمن ۱۳۹۳ در عرفان, فصل چهارم | ۱ دیدگاه

لزوم رسیدن به خودآگاهی و داشتن پیر طریق

لزوم رسیدن به خودآگاهی و داشتن پیر طریق

پیر، یعنی انسانی که این راه را رفته، سختی های آن را به خود دیده، خطرها را به جان خریده و از راه و رسم منزل ها بی خبر نیست؛ «که سالک بی خبر نبوَد ز راه و رسم منزل ها». اگر ما نیز با کلمات آنها آشنا شویم و به آنها اتصال پیدا کنیم، می توانیم این راه را برویم. ولی شرط اول آن است که خودآگاهی پیدا کنیم. مادامی که ما خود را نشناسیم و ندانیم که راه باطن، راه درون خودمان است، طی طریق ممکن نخواهد شد.

ادامه مطلب

ارسال شده در ۲۸ دی ۱۳۹۲ در ابن سینا, عرفان, فصل چهارم, هستی شناسی | ۰ دیدگاه

تفسیر ابن سینا از عنایت و علم عنایی

تفسیر ابن سینا از عنایت و علم عنایی

حق تعالی در ازل و حتی قبل از آفرینش، «توجّه» داشت. اما سؤال مهم این است که چه چیزی می تواند شایسته توجه حق بوده باشد؟ چه چیزی در ازل بود در حالی که جز خدا چیزی نبود، و نیز چه چیزی شایستگی داشت که توجه حق را به خود جلب و جذب کند؟ این مسئله خیلی مهمی است.

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۲ آبان ۱۳۹۲ در تجلی, عرفان, فصل چهارم, هستی شناسی | ۴ دیدگاه

بررسی تفصیلی نسبت حق و خلق

بررسی تفصیلی نسبت حق و خلق

غالب مردم در مسئله توحید، از اثبات خداوند صحبت می کنند. آنها تلاش می کنند خدا یا مبدأ را بوسیله یک بیان یا یک برهان و دلیل اثبات کنند. البته این خوب است اما خیلی مهم نیست. شاید هیچ انسان عاقل و باشعوری در عالم پیدا نشود که به یک مبدأ قائل نباشد. مشکل پیچیده پس از قبول یک مبدأ بزرگ و لایتناهی و محیط و سرمدی آن است که نسبت آن با سایر موجودات چگونه است؟

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۲ مهر ۱۳۹۲ در دین و شریعت, عرفان, فصل چهارم | ۴ دیدگاه

مسئله رفع تکلیف در عرفان

مسئله رفع تکلیف در عرفان

این طور تواهم کرده اند که اگر کسی واصل شد یا به قول شما فانی شد و از خودی رَست، دیگر تکلیف برای آن شخص برداشته می شود. اما مشکل اینجاست که این افراد تکلیف را بد معنی می کنند. بد هم معنی نمی کنند، اما ما باید مراتب انسان را بفهمیم و حقیقت تکلیف را بدانیم تا این مسئله روشن شود.

ادامه مطلب

ارسال شده در ۲۸ تیر ۱۳۹۲ در تجلی, عرفان, فصل چهارم, قرآن | ۳ دیدگاه

دیدن خدا در گرو ندیدن خود

دیدن خدا در گرو ندیدن خود

مادامی که کسی – حتی حضرت موسی – در قید انانیت است، خدا برای او قابل دیدن نیست؛ به نفی ابد. اما وقتی انانیت تمام شد و از بین رفت، من اینجا این ادعا را می کنم که حق را می توان با همین چشم سَر هم دید!
دید پیمبر نه به چشمی دگر / بلکه بدین چشم سر این چشم سر

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۲ تیر ۱۳۹۲ در تجلی, عرفان, فصل چهارم, هستی شناسی | ۰ دیدگاه

تجلی؛ زکات یا پاسخ به تقاضای موجودات؟!

تجلی؛ زکات یا پاسخ به تقاضای موجودات؟!

از این پس بحث جدیدی مطرح می شود و آن، «تجلی» است. در مورد تجلی، نظرها مختلف است اما دو نظر عمده در این باره وجود دارد؛ عده ای معتقدند که تجلی در واقع زکات زیبایی خداوند است و عده ای دیگر آن را پاسخ به تقاضای موجودات می دانند …

ادامه مطلب

ارسال شده در ۳۰ خرداد ۱۳۹۲ در انسان شناسی, تجلی, شناخت شناسی, فصل سوم | ۰ دیدگاه

پرده رومیان و آینه چینیان

پرده رومیان و آینه چینیان

اکنون که در آخرین بخش از آخرین قسمت فصل سوم برنامه معرفت به سر می بریم، اگر بخواهیم برای بحث های هستی شناسانه ای که تا کنون به آن پرداختیم، یک نتیجه گیری به عمل آوریم در واقع باید بیاییم و بررسی کنیم که اکنون باید چکار کرد؟ اگر این طور است که حقیقت هستی همه موجودات را فرا گرفته و آنها را به ظهور رسانده است، ما چه نسبتی با این حقیقت بسیط داریم؟ چگونه است که انسان با این حقیقت متعالی در وحدت به سر می برد اما از آن ناآگاه و بی خبر است؟ اینها از جمله مباحثی است که در این بخش پایانی به آن خواهیم پرداخت و به فضل و امید پروردگار، دفتر فصل سوم را به اتمام خواهیم رساند. امیدواریم که شما عزیزان همچون گذشته با ما در این مسیر همراه باشید. *       جناب سهروردی در رابطه با «وجه» می فرماید کسی که به حقیقت نور واقف شود، این وجه او را به «نورالانوار» خواهد رساند. در واقع این همان «شعاع» است که...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۹ خرداد ۱۳۹۲ در حکمت خسروانی, سهروردی, فصل سوم | ۰ دیدگاه

معنای نور در کلام سهروردی

معنای نور در کلام سهروردی

در بخش قبل شاهد بودید که سهروردی چگونه وجود را امری اعتباری دانسته و آن را ساخته و پرداخته ذهن انسان می داند، و نیز مشاهده کردید که او بجای وجود، از نور استفاده می کند و طبق بیان جناب دکتر دینانی، فیلسوفی قائل به اصالت نور است. اما لازم است تا کمی در مورد واژه نور و منظور و مراد سهروردی از این مفهوم بیشتر صحبت شود. آنچه در این بخش از نظر شما خواهد گذشت به همین موضوع توجه دارد که منظور از نور چیست؟ و این نور با وجود انسان، عقل و خدا چه نسبتی دارد؟ همچنین خواهید دید که بزرگانی چون ابن سینا و غزالی نیز چگونه در مسئله نور به سخن پرداخته اند. قابل ذکر است که این بخش، آخرین بخش از قسمت پانزدهم برنامه معرفت است. در بخش بعدی وارد قسمت شانزدهم و در واقع آخرین قسمت از فصل وجودشناسی فلسفی در برنامه معرفت خواهیم شد. *       نکته زیبایی که جناب سهروردی را در میان دیگر حکما ممتاز می کند این است که...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ در انسان شناسی, فصل سوم, فلسفه | ۰ دیدگاه

عهد ازلی و فطرت الهی انسان

عهد ازلی و فطرت الهی انسان

اگر به خاطر داشته باشید، در قسمت قبلی پیرامون موضوع کفایت حق در اثبات حقیقت خویش و نیز تفاوت آن با رسیدن به خدا از طریق ماسوای حق به طور مفصل بحث و گفتگو صورت گرفت. این مطلب که خداوند، خودش برای اثبات خویش کافیست، ارتباط تنگاتنگی با موضوع «فطرت» و جایگاه آن در وجود انسان دارد. چرا که آنچه از آن به فطرت یاد می شود، حقیقتی اصیل و الهی است که از هرگونه پلیدی و ناپاکی به دور بوده و این حقیقت در وجود انسان به ودیعه گذاشته شده است. چنانچه بتوان این حقیقت درون انسان، یعنی همان فطرت را ظهور حق و تجلی خداوند دانست، می توان گفت که رسیدن به این حقیقت، راهی برای رسیدن به حق – تبارک و تعالی – می گشاید. بنابراین با شناخت صحیح این گوهر وجود خویش و راه رسیدن به آن می تواند تا حدّ زیادی به حقیقت وجود دست یافت. *       استاد! سؤال اینجاست: انسانی که از آن مقام [دیگر] می آید – مقام غیبی که فرمودید به...

ادامه مطلب
صفحه 1 از 212