منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده در ۱۱ فروردین ۱۳۹۲ در ابن سینا, فصل سوم, فلسفه, قرآن, ملاصدرا, هستی شناسی | ۲ دیدگاه

برهان صدّیقین و تقریر ابن سینا و ملاصدرا از آن

برهان صدّیقین و تقریر ابن سینا و ملاصدرا از آن

در میان براهینی که توسط حکما، فلاسفه و متکلمین برای اثبات وجود صانع اقامه شده است، برهانی که برای اولین بار توسط ابن سینا تبیین شد و خود او آن را «برهان صدّیقین» نامید، از اتقان و استحکام بالایی برخوردار است تا جایی که فیلسوف و دانشمند بلند مرتبه ای چون علامه طباطبایی (ره) درباره اعتبار آن می گوید: « برهان صدیقین، معتبرترین و قوی ترین برهان برای رسیدن به خداست. » (نهایة الحکمة، ص ٢٦٨) در توضیح و بیان این برهان، به طور ساده و خلاصه می توان گفت: پس از اینکه حقیقت هستی ثابت شد و از دام سفسطه رهایی حاصل گردید، می توان بی درنگ و با تأمل در حقیقت هستی و وجود، آن را به دو قسم واجب و ممکن تقسیم کرد. بنا بر این تقسیم عقلی، موجود یا ممکن است، یا واجب، و اگر شیء ممکنی موجود باشد، ضرورتاً وجود واجب نیز اثبات خواهد شد. آنچه موجب شد تا ابن سینا (با استعانت از آیات کریمه قرآن) این برهان را «صدّیقین» بنامد، این بود...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۲۸ بهمن ۱۳۹۱ در شناخت شناسی, فصل سوم, فلسفه, هستی شناسی | ۳ دیدگاه

اصل حضور در فرض انسان معلّق

اصل حضور در فرض انسان معلّق

پیرو صحبت های قبلی که همگی حول محور هستی و مفهوم آن بود، امروز بحث را با موضوع علم حضوری و روش رسیدن به آن ادامه می دهیم و پس از تعیین جایگاه علم حضوری در نظام فکری صدرالمتألّهین و بیان برخی از اندیشه های این فیلسوف و حکیم بزرگ در این باره، می پردازیم به یکی از جنجالی ترین و در عین حال، کلیدی ترین مسائلی که ابن سینا برای اولین بار آن را در جهان اسلام مطرح کرده است و آن چیزی جز فرض «انسان معلّق» نیست. افرادی که دارای نگاه دقیقی در فلسفه هستند حتماً با تعریف حضور و علم حضوری آشنایی داشته و تفاوت آن را با حصول و علم حصولی به خوبی می دانند. اما برای اینکه مقدمات ورود افراد نا آشنا در این بحث را نیز مهیا کرده باشیم به تعریف مختصری از علم حصولی و علم حضوری می پردازیم. به طور کلی ادراک انسان به دو دسته تقسیم می شود: ادراک حصولی و ادراک حضوری. حکما در تعریف خودِ علم و ادراک،...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۲۰ بهمن ۱۳۹۱ در فصل سوم, فلسفه, منطق, هستی شناسی | ۱ دیدگاه

اصل بدیهی در تصورات و تصدیقات

اصل بدیهی در تصورات و تصدیقات

اکنون و در اولین بخش از قسمت اول فصل جدید برنامه معرفت که پیرامون مسائل عمده هستی شناسی در فلسفه صحبت می شود، می پردازیم به این موضوع که اصل بنیادی و زیربنایی هر نظام فکری و فلسفی چه باید باشد؟ حکما و فیلسوفان اسلامی بخصوص صدرالمتألهین چه اصلی را به عنوان زیربنای تفکر فلسفی خود انتخاب کرده اند؟ ضمن پرداختن به این مسائل، به نکات ظریفی هم پیرامون بداهت وجود و نیز بداهت مفهوم آن و همین طور تفاوت ادراکات در حوزه تصورات و تصدیقات، پرداخته خواهد شد. نکاتی که کمتر فیلسوفی در عصر حاضر به آن توجه دارد! *       سؤال ما از محضر استاد عزیز، از اینجا شروع می شود که: هر نظام فکری و فلسفی، بر یک اصل بدیهی مبتنی است. همه فلاسفه و بزرگان حکمت و عرفان نیز در این مسئله اتفاق نظر دارند. منتها در این که چه اصل بدیهی را مبنای نظام فکری خود قرار دهند، با یکدیگر متفاوت اند. برای مثال جناب ملاصدرا، مفهوم وجود را به عنوان یک اصل بدیهی، مبنای...

ادامه مطلب