منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده در ۱۶ مرداد ۱۳۹۲ در تجلی, دین و شریعت, سید حیدر آملی, عرفان, فصل چهارم | ۵ دیدگاه

این جهان کوه است و فعل ما ندا

این جهان کوه است و فعل ما ندا

ما نباید فکر کنیم که هر کاری انجام می دهیم بیهوده است و اثری ندارد و یا در برابر آن مسئولیتی نداریم. این طور نیست! ما در برابر کوچکترین کارهایی که انجام می دهیم تا بزرگترین آنها مسئولیم و پژواک آنها به ما می رسد.

ادامه مطلب

ارسال شده در ۱۶ تیر ۱۳۹۲ در تجلی, سید حیدر آملی, فصل چهارم, قرآن | ۱ دیدگاه

تجلی در کلمه؛ تجلی در عقل

تجلی در کلمه؛ تجلی در عقل

کلام یعنی بارز و ظاهر شدن، و نخستین تجلی خداوند نیز در کلمه بوده است. چنانچه در آن جمله معروف آمده است: « اول کلمة شقّت أسماء الممکنات کلمة کُن ». پس اولین چیزی که در گوش عالم ممکنات طنین افکند و اولین صدایی که در گوش هستی طنین افکند، کلمه «کُن» حق تبارک و تعالی بود. این نخستین طنین بود که در گوش ممکنات پدید آمد.

ادامه مطلب

ارسال شده در ۱۲ خرداد ۱۳۹۲ در تجلی, سید حیدر آملی, عرفان, فصل سوم, فلسفه, هستی شناسی | ۵ دیدگاه

وجه و ذات حق، همچون سایه و صاحب سایه

وجه و ذات حق، همچون سایه و صاحب سایه

همان طور که استحضار دارید، در چند جلسه گذشته به تعابیر مختلف حکما و فلاسفه از حقیقت مطلق و هستی ازلی پرداخته شد و گفته شد که نور سهروردی و وجود ابن سینا و ملاصدرا به چه معنایی هستند. اما تعبیر دیگری که برخی از حکما و بسیاری از فلاسفه از آن برای بیان حقیقت هستی استفاده کرده اند، تعبیر «وَجه» است. سید حیدر آملی از جمله کسانی است که به طور مفصل به تشریح این موضوع پرداخته و اعتقاد خود را مبنی بر وجه خداوند به طور کامل توضیح داده است. در این قسمت می خواهیم به بیان معنی وجه در نظر سید حیدر آملی و سایر عرفا بپردازیم و تفاوت آن را با نور سهروردی و وجود ملاصدرا بررسی نماییم. *       واژه نور، واژه بسیار مقدسی است. انسان وقتی همه متون عرفانی و حکمی و ذوقی و ادبی بزرگان را می بیند، [متوجه خواهد شد که] راجع به این واژه، از همه واژه ها بیشتر [صحبت شده است]. البته کلمات دیگری نظیر آینه، آب و … نیز...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۲ خرداد ۱۳۹۲ در حکمت خسروانی, سهروردی, فصل سوم, فلسفه | ۲ دیدگاه

اصالت وجود یا اصالت نور؟!

اصالت وجود یا اصالت نور؟!

با بیان آراء بزرگانی چون شیخ اکبر محیی الدین عربی و صدرالمتألهین شیرازی در باب مسئله وجود، اکنون نوبت به شیخ اشراق شهاب الدین سهروردی می رسد تا ببینیم این حکیم بزرگ اشراقی چه تفسیری از حقیقت بسیط و ظهور مطلق ارائه می دهد. سهروردی بر خلاف ملاصدرا وجود را امری اصیل ندانسته و بلکه صریحاً به اعتباری بودن آن اذعان دارد. اما نباید گمان برد که ایشان با اعتباری دانستن وجود، قائل به اصالت ماهیت است. بلکه ایشان معنی دیگری از این حقیقت ارائه می کند که بر اساس آن، «نور» امری اصیل و حقیقی به شمار می آید. مسئله وجود و تفاوت آن با نور، یکی از مسائلی است که در میان معاصرین کمتر مورد توجه قرار گرفته و از همین رو حکمت اشراقی سهروردی نیز به دست فراموشی سپرده شده است. در حالی که دکتر دینانی معتقد است مسئله نور و ظلمت که در فرهنگ ایران باستان نیز سابقه داشته، غنی تر و اصیل تر از مسئله وجود و عدم است که البته پیشینه یونانی دارد؛...

ادامه مطلب