منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده در ۰۴ بهمن ۱۳۹۱ در دین و شریعت, عرفان, فصل دوم | ۲ دیدگاه

شهادت یا هلاکت؟!

شهادت یا هلاکت؟!

باز هم مسئله ظاهر و باطن و صورت و معنی! احتمالا شما هم تا کنون به افرادی بر خورده اید که حادثه عاشورا و عمل امام حسین (ع) در کربلا و قیام ایشان را نوعی هلاکت و یا حتی خودکشی تلقی می کنند. تعجبی نیست! در گذشته نیز شاهد چنین افرادی با این طرز فکر بوده ایم. اما از این شبهات که بگذریم و در حقیقت شهادت امام حسین (ع) بیشتر تفکر و تأمل کنیم به حقایقی خواهیم رسید که نمایانگر عظمت مقام انسان می باشد. شهادت ولی مطلق خداوند و فنای حقیقی او، دارای نکات و اشاراتی است که کمتر کسی به حقیقت آن پی می برد. مقام قرب حق و رضوان الله، مقامی نیست که بتوان آن را حتی با نعمت های بهشتی نیز قابل مقایسه دانست؛ مقامی که تنها با عبودیت حاصل شده و سرانجام به ربوبیت ختم می شود. مسلم است که اگر انسانی بتواند این مقام را درک کند، نه تنها زندگی پست و حیات ناچیز این دنیا در چشم او کمترین ارزشی نخواهد...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۲ آذر ۱۳۹۱ در امامت, عرفان, فصل دوم | ۳ دیدگاه

شهادت امام حسین (ع)؛ مرگ اختیاری، فنا و روزی ابدی

شهادت امام حسین (ع)؛ مرگ اختیاری، فنا و روزی ابدی

همیشه این سؤال برای بسیاری از افراد مطرح است که فلسفه عزاداری برای امام حسین چیست؟ عظمت امام حسین (ع) در چه ابعادی از زندگی ایشان است که باعث شده هر ساله خیل عظیمی از مردم جهان، سالروز شهادت این امام بزرگ را گرامی بدارند و برای آن، مراسم عزاداری به پا کنند. مگر در طول تاریخ، تنها در واقعه کربلا و حادثه عاشورا، ظلم و جنایت و بی عدالتی اتفاق افتاده است؟ به نظر می رسد مطلب عظیم تری در باطن این ماجرا نهفته باشد. قبل از مطالعه این مطلب، پیشنهاد می شود که مطلبی با عنوان ” خودشناسی، مقدم بر هر شناخت دیگر است ” را در همین وبسایت، مطالعه بفرمایید. استاد آیا مرگ و شهادت با توجه به رسیدن انسان به افق های متعالی و ملکوتی، به معنای نیستی و نابودی است؟ –        ابداً ! در مرگ، نیستی نیست. مرگ، تعالی و گسترش هستی انسان است. بنابراین مرگ و زندگی در اختیار خود انسان است. –        بله. توجه داشته باشید که مرگ، مرگ هاست. یک مرگ عادی...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۲۸ آبان ۱۳۹۱ در دین و شریعت, فصل دوم | ۰ دیدگاه

تنها عقل تسلیم دین می شود

تنها عقل تسلیم دین می شود

حتما برای شما هم این سؤال بوجود آمده است که نسبت میان عقل و دین چیست؟ چرا عقل باید از دستورات دینی که بعضاً بسیار دشوار و حتی ظاهراً غیر معقول است، اطاعت کند؟ آیا اول باید به حکم عقل عمل کرد یا اول باید دین را – صرف نظر از عقل – قبول کرد؟ اگر این سؤالات برای شما هم مطرح شده است این بحث را دنبال کنید. بعضی از آیات قرآن، بشر را به جهاد و شهادت طلبی دعوت می کند و آیات جهاد خیلی زیاد است. در اینجا می خواهم بدانم که مخاطب قرآن، کدام عقل است؟ عقل چه منافعی در این امور می بیند که تسلیم آن می شود و راه جهاد و شهادت را انتخاب می کند؟ –        همه آیات قرآن کریم خطاب به همه مؤمنین و بلکه همه انسان ها هستند. همه انسان ها مخاطب به خطاب الهی هستند. ببینید، وقتی شما می گویید که [عقل] چه چیزی را حساب می کند، [پاسخ این است که] امر، وقتی امر خداوند باشد، مقتضای عقل این است...

ادامه مطلب