منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده در ۲۰ بهمن ۱۳۹۱ در فصل سوم, فلسفه, منطق, هستی شناسی | ۱ دیدگاه

اصل بدیهی در تصورات و تصدیقات

اصل بدیهی در تصورات و تصدیقات

اکنون و در اولین بخش از قسمت اول فصل جدید برنامه معرفت که پیرامون مسائل عمده هستی شناسی در فلسفه صحبت می شود، می پردازیم به این موضوع که اصل بنیادی و زیربنایی هر نظام فکری و فلسفی چه باید باشد؟ حکما و فیلسوفان اسلامی بخصوص صدرالمتألهین چه اصلی را به عنوان زیربنای تفکر فلسفی خود انتخاب کرده اند؟ ضمن پرداختن به این مسائل، به نکات ظریفی هم پیرامون بداهت وجود و نیز بداهت مفهوم آن و همین طور تفاوت ادراکات در حوزه تصورات و تصدیقات، پرداخته خواهد شد. نکاتی که کمتر فیلسوفی در عصر حاضر به آن توجه دارد! *       سؤال ما از محضر استاد عزیز، از اینجا شروع می شود که: هر نظام فکری و فلسفی، بر یک اصل بدیهی مبتنی است. همه فلاسفه و بزرگان حکمت و عرفان نیز در این مسئله اتفاق نظر دارند. منتها در این که چه اصل بدیهی را مبنای نظام فکری خود قرار دهند، با یکدیگر متفاوت اند. برای مثال جناب ملاصدرا، مفهوم وجود را به عنوان یک اصل بدیهی، مبنای...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۲ آذر ۱۳۹۱ در شناخت شناسی, فصل دوم | ۹ دیدگاه

خودشناسی، مقدم بر هر شناخت دیگر است

خودشناسی، مقدم بر هر شناخت دیگر است

در قسمت های قبل دیدیم که اهمیت دو عامل عقل و عشق در رسیدن به کمال تا چه اندازه است و نیز تا حدودی با وجه اشتراک و وجه افتراق عقل و عشق آشنا شدیم. همچنین به اهمیت بی مثال «معرفت» در راه رسیدن به کمال پی بردیم و دانستیم که در راه حق، هیچ چیز با ارزش تر از معرفت نیست تا جایی که معرفت را هدف آفرینش دانستیم. اکنون که می دانیم تنها راه رسیدن به کمال، کسب معرفت است، پرسش های زیادی در پی آن به وجود می آید. پرسش هایی که می تواند ما را در کسب معرفت یاری دهد. اولین پرسش آن است که معنای شناخت چیست و دقیقاً چه چیز را باید شناخت؟ پرسش های بنیادی دیگری نیز مطرح می شود که عبارت اند از: 1. خودشناسی چگونه صورت می گیرد؟ 2. قدم اول در خودشناسی چیست؟ آیا برای شناختن خود و کسب معرفت باید کتاب های زیاد مطالعه کرد یا باید به پیش یک استاد رفت؟ 3. انتهای راه کجاست؟ آیا می...

ادامه مطلب