منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده در ۰۳ بهمن ۱۳۹۲ در تجلی, شناخت شناسی, فصل چهارم | ۲ دیدگاه

حضرت آگاهی یا عالم ناآگاهی؟!

حضرت آگاهی یا عالم ناآگاهی؟!

من نمی دانم این روزها که بعضی ها از ضمیر ناخودآگاه صحبت می کنند چگونه متوجه این مطلب نیستند؟ این افراد درباره چیزی صحبت می کنند که ناخودآگاه است و می خواهند انسان را به ناآگاه ببرند! آیا اصلاً می توان به ناآگاه رفت؟! اصلاً آیا ناآگاه برای خودش جایی است؟! این یک وهم است، ولی در عالم معقول و برای کسی که تعقل داشته باشد، بیرون از فضای آگاهی چیزی نیست.

ادامه مطلب

ارسال شده در ۲۰ مرداد ۱۳۹۲ در تجلی, عرفان, فصل چهارم, قرآن, منطق | ۲ دیدگاه

معانی مختلف وجه و صورت و رابطه آن با خلقت

معانی مختلف وجه و صورت و رابطه آن با خلقت

کلمه «وجه» یکی از واژه های کلیدی قرآن کریم و حتی از کلمات کلیدی در عرفان است. « كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ ». یعنی هر چه در این عالم «به خود» باشد فانی خواهد شد، و نه فانی خواهد شد بلکه هم اکنون فانی است. اگر چیزی به خود باشد در واقع نیست، اما از آن جهت که به حق بوده و وجه حق به شمار می آید همیشگی و پایدار است. وجه حق هرگز نابود نمی شود؛ وجه الله ازلی و ابدی است.

ادامه مطلب

ارسال شده در ۲۱ خرداد ۱۳۹۲ در ابن عربی, انسان شناسی, تجلی, عرفان, فصل سوم | ۶ دیدگاه

انسان کامل وجه حق است

انسان کامل وجه حق است

در بخش قبلی شاهد بودید که پس از واژگان وجود و نور، یکی دیگر از واژگان برای بیان حقیقت هستی، واژه «وجه» بوده است. وجه که در لغت به معنای «صورت» به کار رفته، در واقع بیانگر حقیقت هستی و حق تبارک و تعالی می باشد. این حقیقت در هر موجودی به اندازه ظرفیت وجودی او ظاهر شده است و به این ترتیب همه موجودات را شامل می شود. اما نکته ای که در اینجا حائز اهمیت است آن است که چه موجودی بیشترین بهره را از این حقیقت داراست؟ به عبارت دیگر چه موجودی در میان این موجودات، تصویر جامعی از حقیقت را نمایش می دهد؟ این مسئله که به نوعی پایه و اساس عرفان به شمار می آید، در این مقاله و در بیان دکتر دینانی به نحو احسن و به وجه کاملی تبیین شده است. *       استاد! ریشه این بحث [= وجه حق] را جناب محیی الدین در «فصّ ابراهیمی» بنا نهاده است. در آنجا می گوید حضرت ابراهیم، خود دارای مقام خلیلی است و از...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۲۲ آذر ۱۳۹۱ در عقل و عشق, فصل دوم | ۳ دیدگاه

عشق حقیقی و عشق مجازی

عشق حقیقی و عشق مجازی

اکنون که در بخش قبلی یعنی «پرتو عشق، ظهور معنی در صورت» به بحث صورت و معنی و رابطه آن با عشق حقیقی و مجازی به طور مفصل پرداخته شد، می توانیم بیشتر با سخن عرفا در مورد عشق و علی الخصوص عشق مجازی و عشق حقیقی آشنا شویم. عرفا در باب عشق مجازی، سخن های فراوانی را آورده اند که گاهاً موجب خطا و کج فهمی برخی از افراد نیز شده است. آنچه که به طور خلاصه از بیان ایشان در رابطه با عشق مجازی می توان بیان کرد، جواز عشق مجازی یا به عبارت دیگر، عشق دنیوی است به طوری که گفته شده: المَجاز قَنطَرةُ الحَقیقَة ؛ عشق مجازی پلی برای رسیدن به عشق حقیقی است. آنچه که در این بخش بیشتر روی آن بحث خواهد شد میزان صحت این گفته عرفا را مشخص خواهد کرد که آیا معشوق مجازی واقعاً می تواند شخص سالک را به معشوق حقیقی برساند و اینکه اصلاً چه اصراری بر مجاز است؟ مگر معشوق حقیقی را نمی توان بدون واسطه ادراک کرد؟ پاسخ...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۱۸ آذر ۱۳۹۱ در عقل و عشق, فصل دوم | ۲ دیدگاه

پرتو عشق، ظهور معنی در صورت

پرتو عشق، ظهور معنی در صورت

عشق، یک کشش و یک جاذبه است، چیزی شبیه به جاذبه عمومی! همه موجودات دارای این کشش اند و هر کدام به تناسب ظرفیت خویش از آن بهره مند می باشند. اما عشق انسان، همانند دیگر ویژگی های او از بقیه موجودات ممتاز و متفاوت است. عشقی که در انسان ظاهر می شود، می تواند او را به اعلی علیین بکشاند و مراتب قرب را طی کند. اما چه عشقی؟ انسان خواسته های رنگارنگی دارد که هرکدام او را به سمتی می کشد. از حب جاه و مقام و ثروت گرفته تا حب زن و فرزند. آیا عشق به معشوق زمینی، همان عشقی است که می تواند بالی برای پرواز انسان به عنقا باشد؟ آیا عشق مجنون به لیلی یا عشق فرهاد به شیرین را می توان عشق حقیقی نامید؟ پاسخ به این سؤال نیازمند شناختن حقیقت عشق و مراتب آن و همچنین رابطه صورت با معنی است که به طور کامل در این قسمت به آن می پردازیم. معمولاً وقتی صحبت از عشق می شود، می گویند که...

ادامه مطلب