منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده در ۱۹ فروردین ۱۳۹۳ در دین و شریعت, فارابی, فصل چهارم, فلسفه, نبوت | ۶ دیدگاه

وحی، تنزل عقل است

وحی، تنزل عقل است

بین متفکران جهان اسلام از همان ابتدا این مسئله وجود داشت که عقل و وحی چه نسبتی با هم دارند؟ تلاش های فراوانی در این راستا انجام شده است، از جمله ابن رشد که کلمه «توفیق» را بکار برده است. از آن طرف ابن سینا هم به گونه دیگر تلاش کرده است. حتی ملاصدرا نیز در صدد پاسخ به این مسئله بر آمده و می توان به یک معنی گفت که همه فلسفه او در واقع نوعی سازگاری میان عقل و وحی محسوب می شود. اما ابونصر فارابی کلامی گفت که بعد از هزار سال هنوز اعتبار آن محرز است و جای تأمل دارد.

ادامه مطلب

ارسال شده در ۱۶ تیر ۱۳۹۲ در تجلی, سید حیدر آملی, فصل چهارم, قرآن | ۱ دیدگاه

تجلی در کلمه؛ تجلی در عقل

تجلی در کلمه؛ تجلی در عقل

کلام یعنی بارز و ظاهر شدن، و نخستین تجلی خداوند نیز در کلمه بوده است. چنانچه در آن جمله معروف آمده است: « اول کلمة شقّت أسماء الممکنات کلمة کُن ». پس اولین چیزی که در گوش عالم ممکنات طنین افکند و اولین صدایی که در گوش هستی طنین افکند، کلمه «کُن» حق تبارک و تعالی بود. این نخستین طنین بود که در گوش ممکنات پدید آمد.

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۲ تیر ۱۳۹۲ در تجلی, عرفان, فصل چهارم, هستی شناسی | ۰ دیدگاه

تجلی؛ زکات یا پاسخ به تقاضای موجودات؟!

تجلی؛ زکات یا پاسخ به تقاضای موجودات؟!

از این پس بحث جدیدی مطرح می شود و آن، «تجلی» است. در مورد تجلی، نظرها مختلف است اما دو نظر عمده در این باره وجود دارد؛ عده ای معتقدند که تجلی در واقع زکات زیبایی خداوند است و عده ای دیگر آن را پاسخ به تقاضای موجودات می دانند …

ادامه مطلب

ارسال شده در ۳۰ خرداد ۱۳۹۲ در انسان شناسی, تجلی, شناخت شناسی, فصل سوم | ۰ دیدگاه

پرده رومیان و آینه چینیان

پرده رومیان و آینه چینیان

اکنون که در آخرین بخش از آخرین قسمت فصل سوم برنامه معرفت به سر می بریم، اگر بخواهیم برای بحث های هستی شناسانه ای که تا کنون به آن پرداختیم، یک نتیجه گیری به عمل آوریم در واقع باید بیاییم و بررسی کنیم که اکنون باید چکار کرد؟ اگر این طور است که حقیقت هستی همه موجودات را فرا گرفته و آنها را به ظهور رسانده است، ما چه نسبتی با این حقیقت بسیط داریم؟ چگونه است که انسان با این حقیقت متعالی در وحدت به سر می برد اما از آن ناآگاه و بی خبر است؟ اینها از جمله مباحثی است که در این بخش پایانی به آن خواهیم پرداخت و به فضل و امید پروردگار، دفتر فصل سوم را به اتمام خواهیم رساند. امیدواریم که شما عزیزان همچون گذشته با ما در این مسیر همراه باشید. *       جناب سهروردی در رابطه با «وجه» می فرماید کسی که به حقیقت نور واقف شود، این وجه او را به «نورالانوار» خواهد رساند. در واقع این همان «شعاع» است که...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۱۲ خرداد ۱۳۹۲ در تجلی, سید حیدر آملی, عرفان, فصل سوم, فلسفه, هستی شناسی | ۵ دیدگاه

وجه و ذات حق، همچون سایه و صاحب سایه

وجه و ذات حق، همچون سایه و صاحب سایه

همان طور که استحضار دارید، در چند جلسه گذشته به تعابیر مختلف حکما و فلاسفه از حقیقت مطلق و هستی ازلی پرداخته شد و گفته شد که نور سهروردی و وجود ابن سینا و ملاصدرا به چه معنایی هستند. اما تعبیر دیگری که برخی از حکما و بسیاری از فلاسفه از آن برای بیان حقیقت هستی استفاده کرده اند، تعبیر «وَجه» است. سید حیدر آملی از جمله کسانی است که به طور مفصل به تشریح این موضوع پرداخته و اعتقاد خود را مبنی بر وجه خداوند به طور کامل توضیح داده است. در این قسمت می خواهیم به بیان معنی وجه در نظر سید حیدر آملی و سایر عرفا بپردازیم و تفاوت آن را با نور سهروردی و وجود ملاصدرا بررسی نماییم. *       واژه نور، واژه بسیار مقدسی است. انسان وقتی همه متون عرفانی و حکمی و ذوقی و ادبی بزرگان را می بیند، [متوجه خواهد شد که] راجع به این واژه، از همه واژه ها بیشتر [صحبت شده است]. البته کلمات دیگری نظیر آینه، آب و … نیز...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۹ خرداد ۱۳۹۲ در حکمت خسروانی, سهروردی, فصل سوم | ۰ دیدگاه

معنای نور در کلام سهروردی

معنای نور در کلام سهروردی

در بخش قبل شاهد بودید که سهروردی چگونه وجود را امری اعتباری دانسته و آن را ساخته و پرداخته ذهن انسان می داند، و نیز مشاهده کردید که او بجای وجود، از نور استفاده می کند و طبق بیان جناب دکتر دینانی، فیلسوفی قائل به اصالت نور است. اما لازم است تا کمی در مورد واژه نور و منظور و مراد سهروردی از این مفهوم بیشتر صحبت شود. آنچه در این بخش از نظر شما خواهد گذشت به همین موضوع توجه دارد که منظور از نور چیست؟ و این نور با وجود انسان، عقل و خدا چه نسبتی دارد؟ همچنین خواهید دید که بزرگانی چون ابن سینا و غزالی نیز چگونه در مسئله نور به سخن پرداخته اند. قابل ذکر است که این بخش، آخرین بخش از قسمت پانزدهم برنامه معرفت است. در بخش بعدی وارد قسمت شانزدهم و در واقع آخرین قسمت از فصل وجودشناسی فلسفی در برنامه معرفت خواهیم شد. *       نکته زیبایی که جناب سهروردی را در میان دیگر حکما ممتاز می کند این است که...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ابن عربی, تجلی, فصل سوم, ملاصدرا, هستی شناسی | ۲ دیدگاه

وحدت وجود و کثرت اعیان

وحدت وجود و کثرت اعیان

اکنون که با مفهوم «ضرورت ازلی» آشنا هستیم و مفاد و معنای قاعده «بسیط الحقیقة» را به خوبی می دانیم، می توانیم به نتیجه مهمی در زمینه هستی شناسی دست یابیم که چیزی جز اصل «وحدت وجود» نیست. گذشته از اینکه تاکنون چه افرادی و با چه میزان درکی با این موضوع مواجه شده اند و نسبت به آن موضع موافق یا مخالف اتخاذ نموده اند، می توان گفت که در صورت فهم دقیق معنای وحدت وجود و با حکم عقل نسبت به تصدیق آن، می توان به نتایج و حقایق مهمی دست یافت که انصافاً اساس و ریشه همه مسائل عقلی و فلسفی خواهد بود. این مسئله از یک نظر بدیهی و کاملاً مطابق با عقل و نهاد وجودی انسان است اما از طرف دیگر فهم آن به دقت و ظرافت زیادی نیاز دارد. بنابراین فهم آن در گرو ممارست و تلاش فکری و عقلی و در نهایت حضوری است و نباید طوری برداشت شود که می توان به راحتی از کنار آن رد شد. آنچه که هم...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ابن عربی, عرفان, فصل سوم, فلسفه, هستی شناسی | ۰ دیدگاه

وجود در نظر شیخ محیی الدین ابن عربی

وجود در نظر شیخ محیی الدین ابن عربی

در اولین بخش از قسمت پانزدهم برنامه معرفت، بحث مهمی مطرح می شود که از اهمیت زیادی در فلسفه و عرفان اسلامی برخوردار است. پس از اینکه در طی چهار قسمت از برنامه معرفت، به مباحثی پیرامون هستی و وجود شناسی پرداخته شد و برخی از مفاهیم مقدماتی مورد توجه واقع گردید، اکنون جای آن است که به بحث رابطه حقیقت هستی و موجودات بپردازیم. همان طور که مطلع هستید و از نقش این موضوع در تعلیمات عرفانی و حکمت متعالیه آگاهی کامل دارید، موضوع رابطه خلق با مخلوق و یا وجود با موجودات، جان مایه بحث های فلسفی و عرفانی است. در این میان یکی از چهره های سرشناس و شاخص در زمینه عرفان، جناب شیخ محیی الدین بن عربی است که نظرات او در باب حقیقت هستی و وحدت وجود، زبان زد اهل خرد و معرفت واقع شده است. آنچه باعث می شود تا این عارف بزرگ در این موضوع مورد توجه واقع شود، دیدگاه های مفصل ایشان در مورد وجود و مسئله وحدت وجود است که...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۷ آذر ۱۳۹۱ در تجلی, عرفان, فصل دوم | ۳ دیدگاه

فیض اقدس؛ تجلی ذات در صفات

فیض اقدس؛ تجلی ذات در صفات

فیض اقدس و فیض مقدس از جمله اصطلاحات اهل عرفان در بیان حقیقت آفرینش و تجلی حق است. اما در نظر عرفا و اهل سلوک، هدف خداوند از آفرینش موجودات و تجلی در پدیده ها چه بوده است؟ می دانیم که خداوند غنی بالذات و بی نیاز مطلق است اما علت فصل و ظهور و خلق موجودات به دست خداوند چیست؟ این پرسش نیز از جمله پرسش های بنیادی است که همه ما به آن می اندیشیم. ضمن تشکر از حضور حضرتعالی در این برنامه. استاد، همانطوری که استحضار دارید، خداوند متعال بر اساس حدیث قدسی « کنت کنزا مخفیا فاحببت ان اعرف » به اقتضای اسماء و صفات – که همان حقایقی هستند که در حضرت علمی وجود دارند – پاسخ می دهد. از آنجا که اقتضای حال آن ها، فصل و ظهور بوده است، خداوند نیز آن را اجابت نموده است. از شما می خواهم برای تبیین این تجلی اوّلی یا «فیض اقدس» که در عرفان هم به عنوان مبدأ بحث های معرفت شناختی مطرح است، توضیحاتی...

ادامه مطلب