منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده در ۲۵ شهریور ۱۳۹۲ در تجلی, عرفان, فصل چهارم, هستی شناسی | ۱ دیدگاه

تقابل صوفی و سوفسطایی در تعریف حقیقت

تقابل صوفی و سوفسطایی در تعریف حقیقت

عرفا می گویند هر چه هست حق است و چیزی غیر حق نیست. سوفسطاییان هم می گویند اصلاً عالمی وجود ندارد و ما توهم می کنیم که عالم موجود است. پس آیا حرف عرفا شبیه حرف سوفسطاییان نیست؟! ابداً !! وقتی عرفا می گویند همه چیز حق است، نمی خواهند بگویند که عالم موجود نیست. اما سوفسطاییان پیش از سقراط می گفتند که عالم چیزی نیست و ما توهم می کنیم که عالم وجود دارد.

ادامه مطلب

ارسال شده در ۱۶ مرداد ۱۳۹۲ در تجلی, دین و شریعت, سید حیدر آملی, عرفان, فصل چهارم | ۵ دیدگاه

این جهان کوه است و فعل ما ندا

این جهان کوه است و فعل ما ندا

ما نباید فکر کنیم که هر کاری انجام می دهیم بیهوده است و اثری ندارد و یا در برابر آن مسئولیتی نداریم. این طور نیست! ما در برابر کوچکترین کارهایی که انجام می دهیم تا بزرگترین آنها مسئولیم و پژواک آنها به ما می رسد.

ادامه مطلب