منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده در ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ در سهروردی, کتاب, منابع و مراجع | ۲۴ دیدگاه

دانلود کتاب مونس العشاق یا فی حقیقة العشق

دانلود کتاب مونس العشاق یا فی حقیقة العشق

شخصیت عظیم و کم نظیر شیخ شهاب الدین یحیی بن سهروردی، حکیم متألّه و ملقب به «شیخ اشراق»، مؤسس دومین نظام فلسفه اسلامی به نام «حکمة الاشراق»، از چهره های عجیب قرن ششم هجری است که به حکمت، فلسفه و عرفان جان تازه ای بخشیده است. سهروردی آزاده و اندیشمند، با انتخاب نام «اشراق» بر فلسفه خود، توانست با وجود علمای مذهبی و متعصّبان قشری جامعه خود، با زبان زیبا و لطیف رمز و اشاره، منظرهایی دل انگیز از جهان هستی و منازل سلوک روحانی، پیش چشم خواننده تصویر کند و مقصد والای انسان گم گشته و دور مانده از وطن را نشان دهد. تأثیر شگفت وی بر روند فکر فلسفی، به ویژه در جهان اسلام، و پی‌ریزی مکتبی گسترده و عمیق که فرهنگ و حکمت ایرانیان باستان و یونان قدیم را با عرفان اسلامی پیوند داد و گذر از دوران باستان به دوران اسلامی را از دیدگاه فلسفی امکان پذیر کرد و استدلال و نظر را به یاری ذوق و شهود، قداست بخشید، چیزی است که مشتاقان علم...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۲ فروردین ۱۳۹۲ در شناخت شناسی, فصل سوم, فلسفه | ۷ دیدگاه

تعریف عقل و توسعه در معنی آن

تعریف عقل و توسعه در معنی آن

شاید با شنیدن این همه صحبت هایی که در مورد عقل و جایگاه آن شده است و همچنین مطالبی که در مورد نسبت آن با دیگر مقولات از جمله نسبت عقل و عشق ابراز شده است، این سؤال برایتان به وجود آمده است که اصلا عقل به چه معناست؟ وقتی از عقل صحبت می شود در حقیقت چه شیئی مورد نظر ماست؟ آیا می توان تعریفی از عقل ارائه داد؟ این پرسش، کانون و محور صحبت های جناب دکتر دینانی در این قسمت است. *       خب استاد! مفهوم ضرورت ازلی یا همان واجب الوجود را بسیار زیبا و در عین حال، بسیار ساده توضیح دادید و جای هیچ گونه ابهامی باقی نماند. جناب بوعلی نیز ضرورت ازلی را «وجود اول» می نامند. اما اینکه [برای شناخت و ادراک این مسئله] می گوید: «به صراحت عرفان عقلی» [جای توضیح و بحث بیشتری دارد]. مقداری در مورد عرفان عقلی توضیح بفرمایید. عرفان عقلی، تعبیر بسیار زیبایی از ابن سیناست. عقل در اینجا [اشاره به] عقل مفهومی نیست. اینجاست که شیخ الرئیس...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۱۳ بهمن ۱۳۹۱ در انسان شناسی, عرفان, فصل دوم | ۰ دیدگاه

انسان، مظهر کامل زیبایی

انسان، مظهر کامل زیبایی

همان طور که مطلع هستید در قسمت پیشین، بر این نکته تاکید شد که شرط اساسی فهم زیبایی، معرفت و دور کردن جهل است و همچنین گفته شد که هر چقدر ادراک انسان قوی تر باشد، در همه چیز زیبایی می بیند. موضوعی که در این قسمت به آن پرداخته می شود، معرفی مصداق برتر زیبایی است. اینکه زیباترین موجود در عالم آفرینش چیست و چه چیز آن را زیبا کرده است. همچنین به این مسئله نیز پرداخته می شود که چرا انسان این توانایی را دارد که زیبایی ها را درک کند؟ و از آنجا که عشق از زیبایی نشأت می گیرد، عاشق ترین موجود در عالم هستی کیست؟ در آخر نیز اشاره ای به موقعیت زشتی و زیبایی در واقعه کربلا می شود و اینکه هیچ کس قدرت پنهان کردن زیبایی را ندارد. رسالت انبیاء از آن جهت دعوت به زیبایی است چون عالم زیباست؛ هر چیز که خدا آفریده است زیباست. در تعالیم اهل بیت و اولیاء الله نیز به قدر فراوان از مصادیق دعوت به...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۲۲ آذر ۱۳۹۱ در عقل و عشق, فصل دوم | ۳ دیدگاه

عشق حقیقی و عشق مجازی

عشق حقیقی و عشق مجازی

اکنون که در بخش قبلی یعنی «پرتو عشق، ظهور معنی در صورت» به بحث صورت و معنی و رابطه آن با عشق حقیقی و مجازی به طور مفصل پرداخته شد، می توانیم بیشتر با سخن عرفا در مورد عشق و علی الخصوص عشق مجازی و عشق حقیقی آشنا شویم. عرفا در باب عشق مجازی، سخن های فراوانی را آورده اند که گاهاً موجب خطا و کج فهمی برخی از افراد نیز شده است. آنچه که به طور خلاصه از بیان ایشان در رابطه با عشق مجازی می توان بیان کرد، جواز عشق مجازی یا به عبارت دیگر، عشق دنیوی است به طوری که گفته شده: المَجاز قَنطَرةُ الحَقیقَة ؛ عشق مجازی پلی برای رسیدن به عشق حقیقی است. آنچه که در این بخش بیشتر روی آن بحث خواهد شد میزان صحت این گفته عرفا را مشخص خواهد کرد که آیا معشوق مجازی واقعاً می تواند شخص سالک را به معشوق حقیقی برساند و اینکه اصلاً چه اصراری بر مجاز است؟ مگر معشوق حقیقی را نمی توان بدون واسطه ادراک کرد؟ پاسخ...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۱۸ آذر ۱۳۹۱ در عقل و عشق, فصل دوم | ۲ دیدگاه

پرتو عشق، ظهور معنی در صورت

پرتو عشق، ظهور معنی در صورت

عشق، یک کشش و یک جاذبه است، چیزی شبیه به جاذبه عمومی! همه موجودات دارای این کشش اند و هر کدام به تناسب ظرفیت خویش از آن بهره مند می باشند. اما عشق انسان، همانند دیگر ویژگی های او از بقیه موجودات ممتاز و متفاوت است. عشقی که در انسان ظاهر می شود، می تواند او را به اعلی علیین بکشاند و مراتب قرب را طی کند. اما چه عشقی؟ انسان خواسته های رنگارنگی دارد که هرکدام او را به سمتی می کشد. از حب جاه و مقام و ثروت گرفته تا حب زن و فرزند. آیا عشق به معشوق زمینی، همان عشقی است که می تواند بالی برای پرواز انسان به عنقا باشد؟ آیا عشق مجنون به لیلی یا عشق فرهاد به شیرین را می توان عشق حقیقی نامید؟ پاسخ به این سؤال نیازمند شناختن حقیقت عشق و مراتب آن و همچنین رابطه صورت با معنی است که به طور کامل در این قسمت به آن می پردازیم. معمولاً وقتی صحبت از عشق می شود، می گویند که...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۱۴ آذر ۱۳۹۱ در انسان شناسی, عرفان, فصل دوم | ۹ دیدگاه

بار امانت الهی بر دوش انسان

بار امانت الهی بر دوش انسان

آسمان بار امانت نتوانست کشید / قرعه کار به نام من دیوانه زدند! بله، مضمون این بیت از حافظ، موضوع بحث این قسمت از برنامه معرفت است. داستان آفرینش با وجود انسان گره خورده و نسبت خلق با رب را تعیین می کند. در آیه هفتاد و دو از سوره احزاب، از زبان خداوند اینگونه بیان می شود که: «ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوه‏ ها عرضه کردیم، پس، از برداشتن آن سر باز زدند و از آن هراسناک شدند، و انسان آن را برداشت راستی او ستمگری نادان بود». عظمت و شگفتی این آیه نیازی به توضیح ندارد. همان طور که از ظاهر آیه بر می آید، خداوند پس از آفرینش موجودات تصمیم داشت تا امانت خود را به یکی از آن ها عرضه کند. این امانت به آسمانها و زمین و کوه ها عرضه شد ولی هیچ کدام توانایی حمل و نگهداری آن را نداشتند. در این میان، قرعه کار به نام انسان افتاد. او با شجاعتی تمام وارد میدان شده و پذیرش این...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۱۰ آذر ۱۳۹۱ در عرفان, عقل و عشق, فصل دوم | ۵ دیدگاه

دید ملک عشق نداشت!

دید ملک عشق نداشت!

ممکن است شما هم شنیده باشید که مقام انسان حتی از فرشتگان هم برتر و بالاتر است. از همین رو باید گفت، عشق انسان نیز از عشق فرشته برتر و بالاتر است. اما دلیل این حرف چه می تواند باشد؟ جناب خواجه حافظ شیرازی نیز با بیان شیوای خود به طرح این موضوع پرداخته و به نکات ظریفی اشاره کرده است. استاد جناب حافظ می فرمایند: نظری کرد رخش دید ملک عشق نداشت / عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد [1] مراد حافظ از این حرف چه می تواند باشد؟ اگر همه هستی، مظاهر و تجلی خداست و یا طبق فرمایش حضرتعالی، همه این عالم برای نگرش خدا به خود است، پس چه فرقی میان آدم و غیر آدم در جلوه بودن و مظهر بودن حق وجود دارد؟ همچنین حضرت محیی الدین نیز در فص آدمی از کتاب فصوص الحکم، نسبت انسان کامل با ذات اقدس اله را مانند نسبت مردمک چشم با انسان می داند. –        سؤال بسیار مهمی را مطرح کردید و جای...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۲۶ آبان ۱۳۹۱ در عقل و عشق, فصل دوم | ۱ دیدگاه

آغاز دفتر عقل و آیت عشق

آغاز دفتر عقل و آیت عشق

و این آغاز دفتر عقل و آیت عشق در مکتب معرفت است … . بسم الله الرحمن الرحیم –        همان طور که حضرتعالی اشاره فرمودید، بحثی درباره عقل و عشق داشتیم که شاید مناسبت این بحث، کتابی بود که بنده تحت عنوان دفتر عقل و آیت عشق نوشته ‌ام، بنا شد که شما این مسئله را مطرح کنید و در تلویزیون هم گفتگویی داشته باشیم. استاد البته چون این برنامه، ویژه محرم است، بیشتر در این فضا بحث می ‌کنیم و انشاءالله در آینده به آن مباحث می ‌پردازیم. –        عقل و عشق با همه جا مناسبت دارد! اساس عالم بر عقل و عشق است و طبیعتاً مظهر کامل آن، واقعه کربلا و محرم است. واقعه کربلا اوج زندگی است؛ عصاره است. مسئله عقل و عشق، انصافاً مسئله ای بنیادی است. برای اینکه انسان از هر دو ویژگی برخوردار است. انسان، هم عاقل است (و شاید تنها موجودی است که در عالم، عاقل است.) و عقل از ویژگی ‌های انسان است. و همچنین عاشق است؛ عشق هم از ویژگی‌...

ادامه مطلب