منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده در ۱۳ بهمن ۱۳۹۳ در عرفان, فصل چهارم | ۱ دیدگاه

لزوم رسیدن به خودآگاهی و داشتن پیر طریق

لزوم رسیدن به خودآگاهی و داشتن پیر طریق

پیر، یعنی انسانی که این راه را رفته، سختی های آن را به خود دیده، خطرها را به جان خریده و از راه و رسم منزل ها بی خبر نیست؛ «که سالک بی خبر نبوَد ز راه و رسم منزل ها». اگر ما نیز با کلمات آنها آشنا شویم و به آنها اتصال پیدا کنیم، می توانیم این راه را برویم. ولی شرط اول آن است که خودآگاهی پیدا کنیم. مادامی که ما خود را نشناسیم و ندانیم که راه باطن، راه درون خودمان است، طی طریق ممکن نخواهد شد.

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۹ بهمن ۱۳۹۳ در امامت, انسان شناسی, فصل چهارم, نبوت | ۲ دیدگاه

دریچه ورود به عالم غیب

دریچه ورود به عالم غیب

وقتی من از غیب و ظاهر می گویم، شما به بیرون نگاه می کنید و می گویید از این طرف باید به غیب رسید یا از آن طرف؟! از تمام جهات ششگانه، چه به آسمان روی، چه به اعماق زمین بروی به غیب نخواهید رسید. اگر با انواع قمرها و شاتل ها به اعماق فضا بروید، یا یک چاه بکنید و به اعماق زمین بروید، آیا به غیب خواهید رسید؟ والله نخواهید رسید!

ادامه مطلب

ارسال شده در ۲۷ فروردین ۱۳۹۳ در امامت, دین و شریعت, فصل چهارم, فقه | ۳ دیدگاه

شفاعت؛ حقیقت تکوینی

شفاعت؛ حقیقت تکوینی

بعضی از افراد بحث شفاعت را مشکل دانسته اند، در حالی که هیچ مشکلی در آن نیست. علت این موضوع هم آن است که مردم تصور درستی از شفاعت ندارند. شفاعت اگر در مقام لفظ باشد، به نحوی که شما لفظاً بگویید که من تو را شفیع قرار دادم و به تو متوسل می شوم اما در باطن شما چیزی متناسب با آن لفظ نباشد، لقلقه لسان خواهد بود.

ادامه مطلب

ارسال شده در ۱۹ فروردین ۱۳۹۳ در دین و شریعت, فارابی, فصل چهارم, فلسفه, نبوت | ۶ دیدگاه

وحی، تنزل عقل است

وحی، تنزل عقل است

بین متفکران جهان اسلام از همان ابتدا این مسئله وجود داشت که عقل و وحی چه نسبتی با هم دارند؟ تلاش های فراوانی در این راستا انجام شده است، از جمله ابن رشد که کلمه «توفیق» را بکار برده است. از آن طرف ابن سینا هم به گونه دیگر تلاش کرده است. حتی ملاصدرا نیز در صدد پاسخ به این مسئله بر آمده و می توان به یک معنی گفت که همه فلسفه او در واقع نوعی سازگاری میان عقل و وحی محسوب می شود. اما ابونصر فارابی کلامی گفت که بعد از هزار سال هنوز اعتبار آن محرز است و جای تأمل دارد.

ادامه مطلب

ارسال شده در ۱۱ فروردین ۱۳۹۳ در شناخت شناسی, فصل چهارم, فلسفه | ۱ دیدگاه

مراتب عقل حدّ یقف ندارد

مراتب عقل حدّ یقف ندارد

آگاهی آدمی حدّ یقف ندارد. آگاهی شما به چه مرحله ای می رسد که دیگر بالاتر از آن، آگاهی متصور نباشد؟ شما به هیچ مرحله ای از آگاهی – که از شئون عقل است – نمی رسید، مگر آنکه فوق آن مرتبه دیگری از آگاهی هست. چنانچه باز هم بالاتر روید، دو مرتبه فوق آن آگاهی هست. وقتی من از عقل سخن می گویم، به این عقل اشاره می کنم، نه به عقل اقتصادی و عقل سیاسی فلان سیاست مدار. مراتب چنین عقلی لایتناهی است.

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۹ فروردین ۱۳۹۳ در اخلاق, فصل چهارم, فلسفه | ۰ دیدگاه

اصل اعتدال در اخلاق ارسطویی

اصل اعتدال در اخلاق ارسطویی

در کتب اخلاقی امّهات اصول اخلاقی را چهار فضیلت شمرده اند. این چهار اصل عبارتند از حکمت، عفّت، شجاعت و عدالت. در عدالت، به اصطلاح دو طرف اکستریم یا افراط و تفریط نداریم. ما نمی توانیم بگوییم که یک شخص بیش از حد عادل است یا به اندازه کافی عادل نیست. عدالت حد وسط ندارد، بلکه خود عدالت یعنی حد وسط! بنابرین قرار دادن عدالت به عنوان یک اصل در کنار سه اصل اخلاقی دیگر نمی تواند درست باشد.

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۱ فروردین ۱۳۹۳ در شناخت شناسی, فصل چهارم, قرآن, ملاصدرا | ۳ دیدگاه

عروه وثقی و رشته محکم عقل

عروه وثقی و رشته محکم عقل

هنگامی که عقل به حق توجه کرد و شوائب اوهام را از خود زدود، آنگاه وثقی و محکم خواهد شد. انسان با این آویزه – که من اسم آن را «عقل الهی» می گذارم – تا جایی تعالی پیدا خواهد کرد که دو قوس نزول و صعود و این راه بی پایان را طی کرده و به مقصد اقصی و هدف اعلا دست می یابد. اما اگر در میانه راه قاطی پیدا کرد، در راه مانده و یا حتی سقوط خواهد کرد.

ادامه مطلب
صفحه 1 از 3123