منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده در ۰۹ بهمن ۱۳۹۳ در امامت, انسان شناسی, فصل چهارم, نبوت | ۲ دیدگاه

دریچه ورود به عالم غیب

دریچه ورود به عالم غیب

وقتی من از غیب و ظاهر می گویم، شما به بیرون نگاه می کنید و می گویید از این طرف باید به غیب رسید یا از آن طرف؟! از تمام جهات ششگانه، چه به آسمان روی، چه به اعماق زمین بروی به غیب نخواهید رسید. اگر با انواع قمرها و شاتل ها به اعماق فضا بروید، یا یک چاه بکنید و به اعماق زمین بروید، آیا به غیب خواهید رسید؟ والله نخواهید رسید!

ادامه مطلب

ارسال شده در ۱۹ فروردین ۱۳۹۳ در دین و شریعت, فارابی, فصل چهارم, فلسفه, نبوت | ۶ دیدگاه

وحی، تنزل عقل است

وحی، تنزل عقل است

بین متفکران جهان اسلام از همان ابتدا این مسئله وجود داشت که عقل و وحی چه نسبتی با هم دارند؟ تلاش های فراوانی در این راستا انجام شده است، از جمله ابن رشد که کلمه «توفیق» را بکار برده است. از آن طرف ابن سینا هم به گونه دیگر تلاش کرده است. حتی ملاصدرا نیز در صدد پاسخ به این مسئله بر آمده و می توان به یک معنی گفت که همه فلسفه او در واقع نوعی سازگاری میان عقل و وحی محسوب می شود. اما ابونصر فارابی کلامی گفت که بعد از هزار سال هنوز اعتبار آن محرز است و جای تأمل دارد.

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۲ بهمن ۱۳۹۱ در دین و شریعت, عرفان, فصل دوم, نبوت | ۲۵ دیدگاه

سخن گفتن خدا با موسی و حقیقت وحی

سخن گفتن خدا با موسی و حقیقت وحی

در پی بحث قبلی که پیرامون داستان حضرت موسی (ع) در قرآن بود در این جلسه درباره سخن گفتن خدا با حضرت موسی صحبت می کنیم. همانطور که می دانید حضرت موسی (ع) در میان پیامبران به «کلیم الله» ملقب است و صفت تکلّم خداوند در این پیامبر تجلی یافته است. از طرف دیگر سخن گفتن خداوند با پیامبران همان معنای «وحی» می باشد. مقوله وحی و ماهیت آن در میان متفکران اسلامی جایگاه ویژه ای دارد و همیشه این سخن در میان بوده که منشأ و ریشه اصلی و اولی سخنان و کلماتی که بر زبان پیامبر به عنوان وحی جاری می شود از کجاست؟ آیا پیامبر دخل و تصرفی هم در آنچه از طرف خدا به او می رسیده انجام می داده یا اینکه عین سخن خدا را منتقل می کرده است؟ با توجه به اینکه حضرت حق از هرگونه تجسم و اوصاف نقصانی مخلوقات مبرّاست، سخن گفتن او چگونه قابل تصور است؟ این سؤال اساسی است که در این جا به پاسخ آن از زبان دکتر...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۷ آذر ۱۳۹۱ در تجلی, عرفان, فصل دوم | ۳ دیدگاه

فیض اقدس؛ تجلی ذات در صفات

فیض اقدس؛ تجلی ذات در صفات

فیض اقدس و فیض مقدس از جمله اصطلاحات اهل عرفان در بیان حقیقت آفرینش و تجلی حق است. اما در نظر عرفا و اهل سلوک، هدف خداوند از آفرینش موجودات و تجلی در پدیده ها چه بوده است؟ می دانیم که خداوند غنی بالذات و بی نیاز مطلق است اما علت فصل و ظهور و خلق موجودات به دست خداوند چیست؟ این پرسش نیز از جمله پرسش های بنیادی است که همه ما به آن می اندیشیم. ضمن تشکر از حضور حضرتعالی در این برنامه. استاد، همانطوری که استحضار دارید، خداوند متعال بر اساس حدیث قدسی « کنت کنزا مخفیا فاحببت ان اعرف » به اقتضای اسماء و صفات – که همان حقایقی هستند که در حضرت علمی وجود دارند – پاسخ می دهد. از آنجا که اقتضای حال آن ها، فصل و ظهور بوده است، خداوند نیز آن را اجابت نموده است. از شما می خواهم برای تبیین این تجلی اوّلی یا «فیض اقدس» که در عرفان هم به عنوان مبدأ بحث های معرفت شناختی مطرح است، توضیحاتی...

ادامه مطلب