منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده در ۱۴ آذر ۱۳۹۱ در انسان شناسی, عرفان, فصل دوم | ۹ دیدگاه

بار امانت الهی بر دوش انسان

بار امانت الهی بر دوش انسان

آسمان بار امانت نتوانست کشید / قرعه کار به نام من دیوانه زدند! بله، مضمون این بیت از حافظ، موضوع بحث این قسمت از برنامه معرفت است. داستان آفرینش با وجود انسان گره خورده و نسبت خلق با رب را تعیین می کند. در آیه هفتاد و دو از سوره احزاب، از زبان خداوند اینگونه بیان می شود که: «ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوه‏ ها عرضه کردیم، پس، از برداشتن آن سر باز زدند و از آن هراسناک شدند، و انسان آن را برداشت راستی او ستمگری نادان بود». عظمت و شگفتی این آیه نیازی به توضیح ندارد. همان طور که از ظاهر آیه بر می آید، خداوند پس از آفرینش موجودات تصمیم داشت تا امانت خود را به یکی از آن ها عرضه کند. این امانت به آسمانها و زمین و کوه ها عرضه شد ولی هیچ کدام توانایی حمل و نگهداری آن را نداشتند. در این میان، قرعه کار به نام انسان افتاد. او با شجاعتی تمام وارد میدان شده و پذیرش این...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۱۰ آذر ۱۳۹۱ در عرفان, عقل و عشق, فصل دوم | ۵ دیدگاه

دید ملک عشق نداشت!

دید ملک عشق نداشت!

ممکن است شما هم شنیده باشید که مقام انسان حتی از فرشتگان هم برتر و بالاتر است. از همین رو باید گفت، عشق انسان نیز از عشق فرشته برتر و بالاتر است. اما دلیل این حرف چه می تواند باشد؟ جناب خواجه حافظ شیرازی نیز با بیان شیوای خود به طرح این موضوع پرداخته و به نکات ظریفی اشاره کرده است. استاد جناب حافظ می فرمایند: نظری کرد رخش دید ملک عشق نداشت / عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد [1] مراد حافظ از این حرف چه می تواند باشد؟ اگر همه هستی، مظاهر و تجلی خداست و یا طبق فرمایش حضرتعالی، همه این عالم برای نگرش خدا به خود است، پس چه فرقی میان آدم و غیر آدم در جلوه بودن و مظهر بودن حق وجود دارد؟ همچنین حضرت محیی الدین نیز در فص آدمی از کتاب فصوص الحکم، نسبت انسان کامل با ذات اقدس اله را مانند نسبت مردمک چشم با انسان می داند. –        سؤال بسیار مهمی را مطرح کردید و جای...

ادامه مطلب