منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده در ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ در انسان شناسی, فصل سوم, فلسفه | ۰ دیدگاه

عهد ازلی و فطرت الهی انسان

عهد ازلی و فطرت الهی انسان

اگر به خاطر داشته باشید، در قسمت قبلی پیرامون موضوع کفایت حق در اثبات حقیقت خویش و نیز تفاوت آن با رسیدن به خدا از طریق ماسوای حق به طور مفصل بحث و گفتگو صورت گرفت. این مطلب که خداوند، خودش برای اثبات خویش کافیست، ارتباط تنگاتنگی با موضوع «فطرت» و جایگاه آن در وجود انسان دارد. چرا که آنچه از آن به فطرت یاد می شود، حقیقتی اصیل و الهی است که از هرگونه پلیدی و ناپاکی به دور بوده و این حقیقت در وجود انسان به ودیعه گذاشته شده است. چنانچه بتوان این حقیقت درون انسان، یعنی همان فطرت را ظهور حق و تجلی خداوند دانست، می توان گفت که رسیدن به این حقیقت، راهی برای رسیدن به حق – تبارک و تعالی – می گشاید. بنابراین با شناخت صحیح این گوهر وجود خویش و راه رسیدن به آن می تواند تا حدّ زیادی به حقیقت وجود دست یافت. *       استاد! سؤال اینجاست: انسانی که از آن مقام [دیگر] می آید – مقام غیبی که فرمودید به...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۲۲ آذر ۱۳۹۱ در عقل و عشق, فصل دوم | ۳ دیدگاه

عشق حقیقی و عشق مجازی

عشق حقیقی و عشق مجازی

اکنون که در بخش قبلی یعنی «پرتو عشق، ظهور معنی در صورت» به بحث صورت و معنی و رابطه آن با عشق حقیقی و مجازی به طور مفصل پرداخته شد، می توانیم بیشتر با سخن عرفا در مورد عشق و علی الخصوص عشق مجازی و عشق حقیقی آشنا شویم. عرفا در باب عشق مجازی، سخن های فراوانی را آورده اند که گاهاً موجب خطا و کج فهمی برخی از افراد نیز شده است. آنچه که به طور خلاصه از بیان ایشان در رابطه با عشق مجازی می توان بیان کرد، جواز عشق مجازی یا به عبارت دیگر، عشق دنیوی است به طوری که گفته شده: المَجاز قَنطَرةُ الحَقیقَة ؛ عشق مجازی پلی برای رسیدن به عشق حقیقی است. آنچه که در این بخش بیشتر روی آن بحث خواهد شد میزان صحت این گفته عرفا را مشخص خواهد کرد که آیا معشوق مجازی واقعاً می تواند شخص سالک را به معشوق حقیقی برساند و اینکه اصلاً چه اصراری بر مجاز است؟ مگر معشوق حقیقی را نمی توان بدون واسطه ادراک کرد؟ پاسخ...

ادامه مطلب