منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده در ۱۱ فروردین ۱۳۹۳ در شناخت شناسی, فصل چهارم, فلسفه | ۱ دیدگاه

مراتب عقل حدّ یقف ندارد

مراتب عقل حدّ یقف ندارد

آگاهی آدمی حدّ یقف ندارد. آگاهی شما به چه مرحله ای می رسد که دیگر بالاتر از آن، آگاهی متصور نباشد؟ شما به هیچ مرحله ای از آگاهی – که از شئون عقل است – نمی رسید، مگر آنکه فوق آن مرتبه دیگری از آگاهی هست. چنانچه باز هم بالاتر روید، دو مرتبه فوق آن آگاهی هست. وقتی من از عقل سخن می گویم، به این عقل اشاره می کنم، نه به عقل اقتصادی و عقل سیاسی فلان سیاست مدار. مراتب چنین عقلی لایتناهی است.

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۵ مرداد ۱۳۹۲ در تجلی, عرفان, فصل چهارم | ۶ دیدگاه

فناء فی الله یا حلول و اتحاد ؟!

فناء فی الله یا حلول و اتحاد ؟!

فنا، حلول نیست و خداوند در موجودات دیگر حلول نمی کند. این کفر محض است! فنا، اتحاد هم نیست و دو تا چیز هرگز یکی نمی شوند، چون هر دو شیئی اگر هم یکی شوند، چنانچه بعداً تجزیه گردند مجدداً دو تا خواهند شد. این حرف غلطی است اگر گفته شود بنده و خداوند متحد می شوند. اتحاد حرف غلطی است، بلکه عبارت و معنای صحیح، وحدت است. مقام فنا نیز همان مقام وحدت است.

ادامه مطلب

ارسال شده در ۱۳ تیر ۱۳۹۲ در انسان شناسی, تجلی, عرفان, فصل چهارم | ۰ دیدگاه

تجلی زیبایی در ادراکات انسان

تجلی زیبایی در ادراکات انسان

سؤال این است که آیا می توان از آیه تجلی نتیجه گرفت: حُسن خداوند به همان اندازه که قابل رؤیت و دیدن است، قابل شنیدن هم هست؟ آیا اینجا بحث «سماع» که جایگاه بسیار مقدسی در عرفان اسلامی دارد، باز نمی شود؟

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۲ تیر ۱۳۹۲ در تجلی, عرفان, فصل چهارم, هستی شناسی | ۰ دیدگاه

تجلی؛ زکات یا پاسخ به تقاضای موجودات؟!

تجلی؛ زکات یا پاسخ به تقاضای موجودات؟!

از این پس بحث جدیدی مطرح می شود و آن، «تجلی» است. در مورد تجلی، نظرها مختلف است اما دو نظر عمده در این باره وجود دارد؛ عده ای معتقدند که تجلی در واقع زکات زیبایی خداوند است و عده ای دیگر آن را پاسخ به تقاضای موجودات می دانند …

ادامه مطلب

ارسال شده در ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ در فصل سوم, فلسفه, قرآن, ملاصدرا, هستی شناسی | ۷ دیدگاه

قائده بسیط الحقیقة در لسان امیرالمؤمنین (ع) و کلام قرآن

قائده بسیط الحقیقة در لسان امیرالمؤمنین (ع) و کلام قرآن

در بخش قبلی تحت عنوان « وجود در نظر ابن عربی » به بررسی مسئله رابطه واجب الوجود با سایر موجودات از نگاه ابن عربی پرداخته شد و گفته شد که واجب الوجود ازلی و ابدی تنها خداوند است و دیگر موجودات، قائم به وجود او موجود اند. اما ملاصدرا نیز به عنوان یک فیلسوف که با قواعد و احکام عقلی سر و کار دارد، قائده ای را بیان می کند که مفاد آن چیزی جز اظهارات ابن عربی نیست. این قاعده بسیار مهم که پس از ملاصدرا جایگاه مهمی در فلسفه پیدا کرد، با عنوان « بسیط الحقیقة کلّ الاشیاء و لیس بشیء منها » مطرح شده است و رابطه واجب الوجود را با سایر موجودات، روشن تر از قبل بیان می کند. گذشته از اینکه این قائده عقلی و مستحکم در زبان یک فیلسوف آمده باشد یا در سخن یک عارف، حاوی حقیقتی است که به روشنی و وضوح کامل در احادیث معصومین و آیات قرآن آمده است. اینکه معنا و مفهوم قائده بسیط الحقیقة چیست و...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۲۲ آذر ۱۳۹۱ در عقل و عشق, فصل دوم | ۳ دیدگاه

عشق حقیقی و عشق مجازی

عشق حقیقی و عشق مجازی

اکنون که در بخش قبلی یعنی «پرتو عشق، ظهور معنی در صورت» به بحث صورت و معنی و رابطه آن با عشق حقیقی و مجازی به طور مفصل پرداخته شد، می توانیم بیشتر با سخن عرفا در مورد عشق و علی الخصوص عشق مجازی و عشق حقیقی آشنا شویم. عرفا در باب عشق مجازی، سخن های فراوانی را آورده اند که گاهاً موجب خطا و کج فهمی برخی از افراد نیز شده است. آنچه که به طور خلاصه از بیان ایشان در رابطه با عشق مجازی می توان بیان کرد، جواز عشق مجازی یا به عبارت دیگر، عشق دنیوی است به طوری که گفته شده: المَجاز قَنطَرةُ الحَقیقَة ؛ عشق مجازی پلی برای رسیدن به عشق حقیقی است. آنچه که در این بخش بیشتر روی آن بحث خواهد شد میزان صحت این گفته عرفا را مشخص خواهد کرد که آیا معشوق مجازی واقعاً می تواند شخص سالک را به معشوق حقیقی برساند و اینکه اصلاً چه اصراری بر مجاز است؟ مگر معشوق حقیقی را نمی توان بدون واسطه ادراک کرد؟ پاسخ...

ادامه مطلب