منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده در ۱۹ فروردین ۱۳۹۳ در دین و شریعت, فارابی, فصل چهارم, فلسفه, نبوت | ۶ دیدگاه

وحی، تنزل عقل است

وحی، تنزل عقل است

بین متفکران جهان اسلام از همان ابتدا این مسئله وجود داشت که عقل و وحی چه نسبتی با هم دارند؟ تلاش های فراوانی در این راستا انجام شده است، از جمله ابن رشد که کلمه «توفیق» را بکار برده است. از آن طرف ابن سینا هم به گونه دیگر تلاش کرده است. حتی ملاصدرا نیز در صدد پاسخ به این مسئله بر آمده و می توان به یک معنی گفت که همه فلسفه او در واقع نوعی سازگاری میان عقل و وحی محسوب می شود. اما ابونصر فارابی کلامی گفت که بعد از هزار سال هنوز اعتبار آن محرز است و جای تأمل دارد.

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۹ فروردین ۱۳۹۳ در اخلاق, فصل چهارم, فلسفه | ۰ دیدگاه

اصل اعتدال در اخلاق ارسطویی

اصل اعتدال در اخلاق ارسطویی

در کتب اخلاقی امّهات اصول اخلاقی را چهار فضیلت شمرده اند. این چهار اصل عبارتند از حکمت، عفّت، شجاعت و عدالت. در عدالت، به اصطلاح دو طرف اکستریم یا افراط و تفریط نداریم. ما نمی توانیم بگوییم که یک شخص بیش از حد عادل است یا به اندازه کافی عادل نیست. عدالت حد وسط ندارد، بلکه خود عدالت یعنی حد وسط! بنابرین قرار دادن عدالت به عنوان یک اصل در کنار سه اصل اخلاقی دیگر نمی تواند درست باشد.

ادامه مطلب

ارسال شده در ۲۸ دی ۱۳۹۲ در ابن سینا, عرفان, فصل چهارم, هستی شناسی | ۰ دیدگاه

تفسیر ابن سینا از عنایت و علم عنایی

تفسیر ابن سینا از عنایت و علم عنایی

حق تعالی در ازل و حتی قبل از آفرینش، «توجّه» داشت. اما سؤال مهم این است که چه چیزی می تواند شایسته توجه حق بوده باشد؟ چه چیزی در ازل بود در حالی که جز خدا چیزی نبود، و نیز چه چیزی شایستگی داشت که توجه حق را به خود جلب و جذب کند؟ این مسئله خیلی مهمی است.

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۲ آبان ۱۳۹۲ در تجلی, عرفان, فصل چهارم, هستی شناسی | ۴ دیدگاه

بررسی تفصیلی نسبت حق و خلق

بررسی تفصیلی نسبت حق و خلق

غالب مردم در مسئله توحید، از اثبات خداوند صحبت می کنند. آنها تلاش می کنند خدا یا مبدأ را بوسیله یک بیان یا یک برهان و دلیل اثبات کنند. البته این خوب است اما خیلی مهم نیست. شاید هیچ انسان عاقل و باشعوری در عالم پیدا نشود که به یک مبدأ قائل نباشد. مشکل پیچیده پس از قبول یک مبدأ بزرگ و لایتناهی و محیط و سرمدی آن است که نسبت آن با سایر موجودات چگونه است؟

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۲ مهر ۱۳۹۲ در دین و شریعت, عرفان, فصل چهارم | ۴ دیدگاه

مسئله رفع تکلیف در عرفان

مسئله رفع تکلیف در عرفان

این طور تواهم کرده اند که اگر کسی واصل شد یا به قول شما فانی شد و از خودی رَست، دیگر تکلیف برای آن شخص برداشته می شود. اما مشکل اینجاست که این افراد تکلیف را بد معنی می کنند. بد هم معنی نمی کنند، اما ما باید مراتب انسان را بفهمیم و حقیقت تکلیف را بدانیم تا این مسئله روشن شود.

ادامه مطلب

ارسال شده در ۱۶ مرداد ۱۳۹۲ در تجلی, دین و شریعت, سید حیدر آملی, عرفان, فصل چهارم | ۵ دیدگاه

این جهان کوه است و فعل ما ندا

این جهان کوه است و فعل ما ندا

ما نباید فکر کنیم که هر کاری انجام می دهیم بیهوده است و اثری ندارد و یا در برابر آن مسئولیتی نداریم. این طور نیست! ما در برابر کوچکترین کارهایی که انجام می دهیم تا بزرگترین آنها مسئولیم و پژواک آنها به ما می رسد.

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۳ مرداد ۱۳۹۲ در تجلی, عرفان, فصل چهارم, قرآن, ملاصدرا | ۰ دیدگاه

عرفانی به بلندای کوه

عرفانی به بلندای کوه

کوه از این جهت مظهر عرفان است که بالای حسی است، چون انصافاً هم خیلی ارتفاع دارد. رفیع ترین موجودات در کره زمین کوه ها هستند. اما این رفعت، سمبل یک رفعت معنوی است و رفعت معنوی، صرفاً از آنِ انسان است. هیچ موجودی در عالم، رفعت انسان را ندارد؛ نه جماد، نه نبات، نه حیوان، و حتی نه فرشته! فرشته هم تا حدودی رفعت دارد و از یک جا به بعد تمام می شود.

ادامه مطلب

ارسال شده در ۲۸ تیر ۱۳۹۲ در تجلی, عرفان, فصل چهارم, قرآن | ۳ دیدگاه

دیدن خدا در گرو ندیدن خود

دیدن خدا در گرو ندیدن خود

مادامی که کسی – حتی حضرت موسی – در قید انانیت است، خدا برای او قابل دیدن نیست؛ به نفی ابد. اما وقتی انانیت تمام شد و از بین رفت، من اینجا این ادعا را می کنم که حق را می توان با همین چشم سَر هم دید!
دید پیمبر نه به چشمی دگر / بلکه بدین چشم سر این چشم سر

ادامه مطلب

ارسال شده در ۲۴ تیر ۱۳۹۲ در تجلی, عرفان, فصل چهارم, فلسفه | ۳ دیدگاه

انطباع زیبایی ها در طبیعت

انطباع زیبایی ها در طبیعت

سخن این است که آیا عالم طبیعت، چیزی است که روی آن حک می شود یا اینکه چیزی است که خودش حک می کند؟! عالم طبیعت چیزی است که روی آن چیزی چاپ می شود، یا چیزی است که خود چاپ می کند؟ به عبارت دیگر، آیا طبیعت معنای فاعلی دارد یا معنای مفعولی دارد؟

ادامه مطلب

ارسال شده در ۱۳ تیر ۱۳۹۲ در انسان شناسی, تجلی, عرفان, فصل چهارم | ۰ دیدگاه

تجلی زیبایی در ادراکات انسان

تجلی زیبایی در ادراکات انسان

سؤال این است که آیا می توان از آیه تجلی نتیجه گرفت: حُسن خداوند به همان اندازه که قابل رؤیت و دیدن است، قابل شنیدن هم هست؟ آیا اینجا بحث «سماع» که جایگاه بسیار مقدسی در عرفان اسلامی دارد، باز نمی شود؟

ادامه مطلب
صفحه 1 از 3123