منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده در ۱۳ آبان ۱۳۹۳ در تجلی, فصل چهارم, قرآن, هستی شناسی | ۴ دیدگاه

معیت قیومی و رابطه خالق با مخلوق

معیت قیومی و رابطه خالق با مخلوق

اساساً مهم ترین مسئله، مسئله رابطه حق تعالی با غیر خودش است. رابطه خداوند با موجودات – که همان معیت او با غیر اوست – از قبیل هیچ یک از انوع معیت ها و ارتباط هایی که ما تاکنون می شناسیم نیست. بزرگان ما و من نیز به پیروی از آنها، این معیت را «معیت قیومی» می نامم. معیت قیومی به چه معناست؟

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۲ آبان ۱۳۹۲ در تجلی, عرفان, فصل چهارم, هستی شناسی | ۴ دیدگاه

بررسی تفصیلی نسبت حق و خلق

بررسی تفصیلی نسبت حق و خلق

غالب مردم در مسئله توحید، از اثبات خداوند صحبت می کنند. آنها تلاش می کنند خدا یا مبدأ را بوسیله یک بیان یا یک برهان و دلیل اثبات کنند. البته این خوب است اما خیلی مهم نیست. شاید هیچ انسان عاقل و باشعوری در عالم پیدا نشود که به یک مبدأ قائل نباشد. مشکل پیچیده پس از قبول یک مبدأ بزرگ و لایتناهی و محیط و سرمدی آن است که نسبت آن با سایر موجودات چگونه است؟

ادامه مطلب

ارسال شده در ۱۱ فروردین ۱۳۹۲ در ابن سینا, فصل سوم, فلسفه, قرآن, ملاصدرا, هستی شناسی | ۲ دیدگاه

برهان صدّیقین و تقریر ابن سینا و ملاصدرا از آن

برهان صدّیقین و تقریر ابن سینا و ملاصدرا از آن

در میان براهینی که توسط حکما، فلاسفه و متکلمین برای اثبات وجود صانع اقامه شده است، برهانی که برای اولین بار توسط ابن سینا تبیین شد و خود او آن را «برهان صدّیقین» نامید، از اتقان و استحکام بالایی برخوردار است تا جایی که فیلسوف و دانشمند بلند مرتبه ای چون علامه طباطبایی (ره) درباره اعتبار آن می گوید: « برهان صدیقین، معتبرترین و قوی ترین برهان برای رسیدن به خداست. » (نهایة الحکمة، ص ٢٦٨) در توضیح و بیان این برهان، به طور ساده و خلاصه می توان گفت: پس از اینکه حقیقت هستی ثابت شد و از دام سفسطه رهایی حاصل گردید، می توان بی درنگ و با تأمل در حقیقت هستی و وجود، آن را به دو قسم واجب و ممکن تقسیم کرد. بنا بر این تقسیم عقلی، موجود یا ممکن است، یا واجب، و اگر شیء ممکنی موجود باشد، ضرورتاً وجود واجب نیز اثبات خواهد شد. آنچه موجب شد تا ابن سینا (با استعانت از آیات کریمه قرآن) این برهان را «صدّیقین» بنامد، این بود...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۲۶ اسفند ۱۳۹۱ در ابن سینا, فصل سوم, فلسفه, هستی شناسی | ۰ دیدگاه

برهان صدیقین و سه مفهوم ضرورت، امکان و امتناع

برهان صدیقین و سه مفهوم ضرورت، امکان و امتناع

برهان صدیقین، که یکی از اصلی ترین پایه های حکمت و فلسفه اسلامی را تشکیل می دهد، از زمان فارابی مطرح شده و در بیان ابن سینا، به برهان صدیقین ملقب گشت. پس از بیان ابن سینا از برهان صدیقین (که کامل ترین بیان را تشکیل می داد) حکما و بزرگان دیگری این برهان را با تقریرهای گوناگون بیان کردند تا اینکه در زمان ملاصدرا و به دست او به بهترین نحو خود بیان شد. بر اساس برهان صدیقین، وجود خداوند و واجب الوجود ازلی، بدون واسطه قرار دادن مخلوقات و با نظر مستقیم در حقیقت هستی و واقعیت، به اثبات می رسد. از آنجا که این برهان در میان براهین دیگر برای اثبات خداوند (از جمله برهان حدوث زمانی متکلمین)، کمترین مقدمات را لازم دارد و هر انسانی که دارای طبع متعادل و عقل سلیم باشد می تواند درستی آن را تصدیق کند، این برهان به صدّیقین منصوب گشت. در چندین قسمت آتی و به طور مفصل به شرح این برهان (هم از نظر خود ابن سینا و...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۴ اسفند ۱۳۹۱ در شناخت شناسی, فصل سوم, فلسفه, قرآن, هستی شناسی | ۰ دیدگاه

مقام حضور و شهود در کلام قرآن

مقام حضور و شهود در کلام قرآن

به همان اندازه که ادراک و علم حضوری نقش بسیار مهم و غیر قابل انکاری در نظام معرفت شناسی فلسفی دارد، به همان اندازه نیز (و بلکه بیشتر!) فهم آن مشکل و دشوار است و اگر فهم را به معنای در آمدن در قالب مفاهیم در نظر بگیریم، فهم آن اساساً غیر ممکن خواهد بود! این دشواری و دور از دسترسِ حصولی بودن حضور نه تنها باعث شده تا عموم مردم (و افرادی که تنها مدعی اند و به معرفت حضوری راه نیافته اند) در درک معنای آن دچار خطا و توهّم شوند، بلکه تاریخ نشان داده است که برخی از متفکران و اندیشمندان نسبتاً بزرگ در شرق و غرب عالم نیز، در رسیدن به معنای حضور واقعی به بیراهه کشیده شده اند و حضور را با برخی ادراکات خیالی و وهمی (از جمله برخی از حالات نفس) اشتباه گرفته اند. این در حالی است که حکیم بزرگ و مسلمان ایرانی، شیخ الرئیس ابوعلی سینا با دقت و توجه تمام به این موضوع مهم، توانست تا با ارائه فرض...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۲۸ بهمن ۱۳۹۱ در شناخت شناسی, فصل سوم, فلسفه, هستی شناسی | ۳ دیدگاه

اصل حضور در فرض انسان معلّق

اصل حضور در فرض انسان معلّق

پیرو صحبت های قبلی که همگی حول محور هستی و مفهوم آن بود، امروز بحث را با موضوع علم حضوری و روش رسیدن به آن ادامه می دهیم و پس از تعیین جایگاه علم حضوری در نظام فکری صدرالمتألّهین و بیان برخی از اندیشه های این فیلسوف و حکیم بزرگ در این باره، می پردازیم به یکی از جنجالی ترین و در عین حال، کلیدی ترین مسائلی که ابن سینا برای اولین بار آن را در جهان اسلام مطرح کرده است و آن چیزی جز فرض «انسان معلّق» نیست. افرادی که دارای نگاه دقیقی در فلسفه هستند حتماً با تعریف حضور و علم حضوری آشنایی داشته و تفاوت آن را با حصول و علم حصولی به خوبی می دانند. اما برای اینکه مقدمات ورود افراد نا آشنا در این بحث را نیز مهیا کرده باشیم به تعریف مختصری از علم حصولی و علم حضوری می پردازیم. به طور کلی ادراک انسان به دو دسته تقسیم می شود: ادراک حصولی و ادراک حضوری. حکما در تعریف خودِ علم و ادراک،...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۲۴ بهمن ۱۳۹۱ در فصل سوم, فلسفه, هستی شناسی | ۰ دیدگاه

تصور هستی؛ پرده ای بر چهره حقیقت

تصور هستی؛ پرده ای بر چهره حقیقت

در قسمت پیشین به این مطلب اشاره شد که یکی از معماها و مسائل غامض و پیچیده در مباحث هستی شناسی این است که انسان در عین اینکه از هستی (یا همان وجود) تصور بدیهی و روشنی دارد اما فهم و ادراک کامل هستی در قالب تصور برای او (از نظر عقلی) محال و غیر ممکن است، زیرا تصور هر شیء باید همه آن شیء را در بر داشته باشد درحالی که درمورد مسئله وجود، تحقق چنین امری امکان پذیر نیست. متاسفانه دیده می شود که عده از متفکران و فیلسوفان اسلامی عصر حاضر نیز توجه دقیقی به این معنا نداشته و در مباحث مربوط به وجود و اصالت آن، مفهوم و تصور وجود را به خطا جایگزین اصل هستی و وجود نموده اند و به تبع آن در برخی از مسائل بنیادی در هستی شناسی به بیراهه رفته اند. بنابراین شایسته است تا با توجه و دقت ویژه در این مسئله (که حقیقتاً مسئله ای عمیق و صعب الوصول است) از چنین خطاهایی اجتناب کرد. این امر جز...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۲۰ بهمن ۱۳۹۱ در فصل سوم, فلسفه, منطق, هستی شناسی | ۱ دیدگاه

اصل بدیهی در تصورات و تصدیقات

اصل بدیهی در تصورات و تصدیقات

اکنون و در اولین بخش از قسمت اول فصل جدید برنامه معرفت که پیرامون مسائل عمده هستی شناسی در فلسفه صحبت می شود، می پردازیم به این موضوع که اصل بنیادی و زیربنایی هر نظام فکری و فلسفی چه باید باشد؟ حکما و فیلسوفان اسلامی بخصوص صدرالمتألهین چه اصلی را به عنوان زیربنای تفکر فلسفی خود انتخاب کرده اند؟ ضمن پرداختن به این مسائل، به نکات ظریفی هم پیرامون بداهت وجود و نیز بداهت مفهوم آن و همین طور تفاوت ادراکات در حوزه تصورات و تصدیقات، پرداخته خواهد شد. نکاتی که کمتر فیلسوفی در عصر حاضر به آن توجه دارد! *       سؤال ما از محضر استاد عزیز، از اینجا شروع می شود که: هر نظام فکری و فلسفی، بر یک اصل بدیهی مبتنی است. همه فلاسفه و بزرگان حکمت و عرفان نیز در این مسئله اتفاق نظر دارند. منتها در این که چه اصل بدیهی را مبنای نظام فکری خود قرار دهند، با یکدیگر متفاوت اند. برای مثال جناب ملاصدرا، مفهوم وجود را به عنوان یک اصل بدیهی، مبنای...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۱۰ بهمن ۱۳۹۱ در حکمت خسروانی, عرفان, فصل دوم | ۰ دیدگاه

نور و حقیقت زیبایی

نور و حقیقت زیبایی

آنچه شما در این پست و سه پست آینده شاهد آن هستید، مجموعاً قسمت دهم از برنامه معرفت را تشکیل می دهد. قسمت دهم معرفت نیز آخرین برنامه ایست که با موضوع کربلا و ایام دهه محرم پخش شده است. بنابراین در قسمت یازدهم، شاهد موضوع جدیدی خواهیم بود. اما آنچه در قسمت دهم برنامه معرفت مورد بحث و گفتگو قرار گرفته است موضوع زیبایی و زیبایی شناسی (بویژه در حادثه کربلا) از نگاه فلسفی و عرفانی است. به این ترتیب که در ابتدا تعریفی از ماهیت زیبایی ارائه می شود و در ادامه بحث پیرامون نحوه زیبا دیدن و جنبه های معرفتی و اخلاقی مربوط به انسان و زیبایی سخن به میان می آید. آنچه در زیر آمده است نیز، مباحث مقدماتی و در واقع تعریف و بیان ماهیت زیبایی و زشتی از نگاه قرآنی و فلسفی و عرفانی است. با استعانت از آیات سوره نور و این مطلب که خداوند خود را نور آسمان ها و زمین معرفی کرده است، وارد تعریف نور و زیبایی شده و...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۳۰ دی ۱۳۹۱ در مستند, مطالب برگزیده, وبلاگ | ۷ دیدگاه

مستند فلسفه با طعم شکلات

مستند فلسفه با طعم شکلات

« فلسفه با طعم شکلات » عنوان مستندی است که در پی سفر چند روزه یک گروه ایرانی شامل چند تن از اساتید بنام فلسفه و ادبیات فارسی به شهر استراسبورگ فرانسه، تهیه و ضبط شده است. همزمان با همایش « سعادت و نیکبختی در اندیشه ایرانی » که در فروردین ماه سال 1391 در شهر استراسبورگ فرانسه برگزار شد، یک هیئت ایرانی نیز به عنوان نماینده کشور ایران برای شرکت در این همایش انتخاب شدند. از چهره های فلسفی این گروه می توان به جناب آقای دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی، استاد فلسفه اسلامی و همچنین دکتر کریم مجتهدی، فعال در زمینه فلسفه غرب اشاره کرد. این مستند ضمن اینکه شرح مختصری از وقایع این سفر است، در حقیقت حاصل پرسش و پاسخ هایی است که میان سازنده این مستند با دو چهره فیلسوف یعنی آقای دکتر دینانی و دکتر مجتهدی صورت گرفته است. عنوان این مستند نیز در واقع گویای ذهنیت و نگرش خاص صاحب اثر به فلسفه می باشد. او که از خود علاقه چندانی به فلسفه...

ادامه مطلب