منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده در ۰۲ آبان ۱۳۹۲ در تجلی, عرفان, فصل چهارم, هستی شناسی | ۴ دیدگاه

بررسی تفصیلی نسبت حق و خلق

بررسی تفصیلی نسبت حق و خلق

غالب مردم در مسئله توحید، از اثبات خداوند صحبت می کنند. آنها تلاش می کنند خدا یا مبدأ را بوسیله یک بیان یا یک برهان و دلیل اثبات کنند. البته این خوب است اما خیلی مهم نیست. شاید هیچ انسان عاقل و باشعوری در عالم پیدا نشود که به یک مبدأ قائل نباشد. مشکل پیچیده پس از قبول یک مبدأ بزرگ و لایتناهی و محیط و سرمدی آن است که نسبت آن با سایر موجودات چگونه است؟

ادامه مطلب

ارسال شده در ۱۲ خرداد ۱۳۹۲ در تجلی, سید حیدر آملی, عرفان, فصل سوم, فلسفه, هستی شناسی | ۵ دیدگاه

وجه و ذات حق، همچون سایه و صاحب سایه

وجه و ذات حق، همچون سایه و صاحب سایه

همان طور که استحضار دارید، در چند جلسه گذشته به تعابیر مختلف حکما و فلاسفه از حقیقت مطلق و هستی ازلی پرداخته شد و گفته شد که نور سهروردی و وجود ابن سینا و ملاصدرا به چه معنایی هستند. اما تعبیر دیگری که برخی از حکما و بسیاری از فلاسفه از آن برای بیان حقیقت هستی استفاده کرده اند، تعبیر «وَجه» است. سید حیدر آملی از جمله کسانی است که به طور مفصل به تشریح این موضوع پرداخته و اعتقاد خود را مبنی بر وجه خداوند به طور کامل توضیح داده است. در این قسمت می خواهیم به بیان معنی وجه در نظر سید حیدر آملی و سایر عرفا بپردازیم و تفاوت آن را با نور سهروردی و وجود ملاصدرا بررسی نماییم. *       واژه نور، واژه بسیار مقدسی است. انسان وقتی همه متون عرفانی و حکمی و ذوقی و ادبی بزرگان را می بیند، [متوجه خواهد شد که] راجع به این واژه، از همه واژه ها بیشتر [صحبت شده است]. البته کلمات دیگری نظیر آینه، آب و … نیز...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۲ خرداد ۱۳۹۲ در حکمت خسروانی, سهروردی, فصل سوم, فلسفه | ۲ دیدگاه

اصالت وجود یا اصالت نور؟!

اصالت وجود یا اصالت نور؟!

با بیان آراء بزرگانی چون شیخ اکبر محیی الدین عربی و صدرالمتألهین شیرازی در باب مسئله وجود، اکنون نوبت به شیخ اشراق شهاب الدین سهروردی می رسد تا ببینیم این حکیم بزرگ اشراقی چه تفسیری از حقیقت بسیط و ظهور مطلق ارائه می دهد. سهروردی بر خلاف ملاصدرا وجود را امری اصیل ندانسته و بلکه صریحاً به اعتباری بودن آن اذعان دارد. اما نباید گمان برد که ایشان با اعتباری دانستن وجود، قائل به اصالت ماهیت است. بلکه ایشان معنی دیگری از این حقیقت ارائه می کند که بر اساس آن، «نور» امری اصیل و حقیقی به شمار می آید. مسئله وجود و تفاوت آن با نور، یکی از مسائلی است که در میان معاصرین کمتر مورد توجه قرار گرفته و از همین رو حکمت اشراقی سهروردی نیز به دست فراموشی سپرده شده است. در حالی که دکتر دینانی معتقد است مسئله نور و ظلمت که در فرهنگ ایران باستان نیز سابقه داشته، غنی تر و اصیل تر از مسئله وجود و عدم است که البته پیشینه یونانی دارد؛...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ابن عربی, تجلی, فصل سوم, ملاصدرا, هستی شناسی | ۲ دیدگاه

وحدت وجود و کثرت اعیان

وحدت وجود و کثرت اعیان

اکنون که با مفهوم «ضرورت ازلی» آشنا هستیم و مفاد و معنای قاعده «بسیط الحقیقة» را به خوبی می دانیم، می توانیم به نتیجه مهمی در زمینه هستی شناسی دست یابیم که چیزی جز اصل «وحدت وجود» نیست. گذشته از اینکه تاکنون چه افرادی و با چه میزان درکی با این موضوع مواجه شده اند و نسبت به آن موضع موافق یا مخالف اتخاذ نموده اند، می توان گفت که در صورت فهم دقیق معنای وحدت وجود و با حکم عقل نسبت به تصدیق آن، می توان به نتایج و حقایق مهمی دست یافت که انصافاً اساس و ریشه همه مسائل عقلی و فلسفی خواهد بود. این مسئله از یک نظر بدیهی و کاملاً مطابق با عقل و نهاد وجودی انسان است اما از طرف دیگر فهم آن به دقت و ظرافت زیادی نیاز دارد. بنابراین فهم آن در گرو ممارست و تلاش فکری و عقلی و در نهایت حضوری است و نباید طوری برداشت شود که می توان به راحتی از کنار آن رد شد. آنچه که هم...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ابن عربی, عرفان, فصل سوم, فلسفه, هستی شناسی | ۰ دیدگاه

وجود در نظر شیخ محیی الدین ابن عربی

وجود در نظر شیخ محیی الدین ابن عربی

در اولین بخش از قسمت پانزدهم برنامه معرفت، بحث مهمی مطرح می شود که از اهمیت زیادی در فلسفه و عرفان اسلامی برخوردار است. پس از اینکه در طی چهار قسمت از برنامه معرفت، به مباحثی پیرامون هستی و وجود شناسی پرداخته شد و برخی از مفاهیم مقدماتی مورد توجه واقع گردید، اکنون جای آن است که به بحث رابطه حقیقت هستی و موجودات بپردازیم. همان طور که مطلع هستید و از نقش این موضوع در تعلیمات عرفانی و حکمت متعالیه آگاهی کامل دارید، موضوع رابطه خلق با مخلوق و یا وجود با موجودات، جان مایه بحث های فلسفی و عرفانی است. در این میان یکی از چهره های سرشناس و شاخص در زمینه عرفان، جناب شیخ محیی الدین بن عربی است که نظرات او در باب حقیقت هستی و وحدت وجود، زبان زد اهل خرد و معرفت واقع شده است. آنچه باعث می شود تا این عارف بزرگ در این موضوع مورد توجه واقع شود، دیدگاه های مفصل ایشان در مورد وجود و مسئله وحدت وجود است که...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۱۱ فروردین ۱۳۹۲ در ابن سینا, فصل سوم, فلسفه, قرآن, ملاصدرا, هستی شناسی | ۲ دیدگاه

برهان صدّیقین و تقریر ابن سینا و ملاصدرا از آن

برهان صدّیقین و تقریر ابن سینا و ملاصدرا از آن

در میان براهینی که توسط حکما، فلاسفه و متکلمین برای اثبات وجود صانع اقامه شده است، برهانی که برای اولین بار توسط ابن سینا تبیین شد و خود او آن را «برهان صدّیقین» نامید، از اتقان و استحکام بالایی برخوردار است تا جایی که فیلسوف و دانشمند بلند مرتبه ای چون علامه طباطبایی (ره) درباره اعتبار آن می گوید: « برهان صدیقین، معتبرترین و قوی ترین برهان برای رسیدن به خداست. » (نهایة الحکمة، ص ٢٦٨) در توضیح و بیان این برهان، به طور ساده و خلاصه می توان گفت: پس از اینکه حقیقت هستی ثابت شد و از دام سفسطه رهایی حاصل گردید، می توان بی درنگ و با تأمل در حقیقت هستی و وجود، آن را به دو قسم واجب و ممکن تقسیم کرد. بنا بر این تقسیم عقلی، موجود یا ممکن است، یا واجب، و اگر شیء ممکنی موجود باشد، ضرورتاً وجود واجب نیز اثبات خواهد شد. آنچه موجب شد تا ابن سینا (با استعانت از آیات کریمه قرآن) این برهان را «صدّیقین» بنامد، این بود...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۲۶ اسفند ۱۳۹۱ در ابن سینا, فصل سوم, فلسفه, هستی شناسی | ۰ دیدگاه

برهان صدیقین و سه مفهوم ضرورت، امکان و امتناع

برهان صدیقین و سه مفهوم ضرورت، امکان و امتناع

برهان صدیقین، که یکی از اصلی ترین پایه های حکمت و فلسفه اسلامی را تشکیل می دهد، از زمان فارابی مطرح شده و در بیان ابن سینا، به برهان صدیقین ملقب گشت. پس از بیان ابن سینا از برهان صدیقین (که کامل ترین بیان را تشکیل می داد) حکما و بزرگان دیگری این برهان را با تقریرهای گوناگون بیان کردند تا اینکه در زمان ملاصدرا و به دست او به بهترین نحو خود بیان شد. بر اساس برهان صدیقین، وجود خداوند و واجب الوجود ازلی، بدون واسطه قرار دادن مخلوقات و با نظر مستقیم در حقیقت هستی و واقعیت، به اثبات می رسد. از آنجا که این برهان در میان براهین دیگر برای اثبات خداوند (از جمله برهان حدوث زمانی متکلمین)، کمترین مقدمات را لازم دارد و هر انسانی که دارای طبع متعادل و عقل سلیم باشد می تواند درستی آن را تصدیق کند، این برهان به صدّیقین منصوب گشت. در چندین قسمت آتی و به طور مفصل به شرح این برهان (هم از نظر خود ابن سینا و...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۲۴ بهمن ۱۳۹۱ در فصل سوم, فلسفه, هستی شناسی | ۰ دیدگاه

تصور هستی؛ پرده ای بر چهره حقیقت

تصور هستی؛ پرده ای بر چهره حقیقت

در قسمت پیشین به این مطلب اشاره شد که یکی از معماها و مسائل غامض و پیچیده در مباحث هستی شناسی این است که انسان در عین اینکه از هستی (یا همان وجود) تصور بدیهی و روشنی دارد اما فهم و ادراک کامل هستی در قالب تصور برای او (از نظر عقلی) محال و غیر ممکن است، زیرا تصور هر شیء باید همه آن شیء را در بر داشته باشد درحالی که درمورد مسئله وجود، تحقق چنین امری امکان پذیر نیست. متاسفانه دیده می شود که عده از متفکران و فیلسوفان اسلامی عصر حاضر نیز توجه دقیقی به این معنا نداشته و در مباحث مربوط به وجود و اصالت آن، مفهوم و تصور وجود را به خطا جایگزین اصل هستی و وجود نموده اند و به تبع آن در برخی از مسائل بنیادی در هستی شناسی به بیراهه رفته اند. بنابراین شایسته است تا با توجه و دقت ویژه در این مسئله (که حقیقتاً مسئله ای عمیق و صعب الوصول است) از چنین خطاهایی اجتناب کرد. این امر جز...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۲۰ بهمن ۱۳۹۱ در فصل سوم, فلسفه, منطق, هستی شناسی | ۱ دیدگاه

اصل بدیهی در تصورات و تصدیقات

اصل بدیهی در تصورات و تصدیقات

اکنون و در اولین بخش از قسمت اول فصل جدید برنامه معرفت که پیرامون مسائل عمده هستی شناسی در فلسفه صحبت می شود، می پردازیم به این موضوع که اصل بنیادی و زیربنایی هر نظام فکری و فلسفی چه باید باشد؟ حکما و فیلسوفان اسلامی بخصوص صدرالمتألهین چه اصلی را به عنوان زیربنای تفکر فلسفی خود انتخاب کرده اند؟ ضمن پرداختن به این مسائل، به نکات ظریفی هم پیرامون بداهت وجود و نیز بداهت مفهوم آن و همین طور تفاوت ادراکات در حوزه تصورات و تصدیقات، پرداخته خواهد شد. نکاتی که کمتر فیلسوفی در عصر حاضر به آن توجه دارد! *       سؤال ما از محضر استاد عزیز، از اینجا شروع می شود که: هر نظام فکری و فلسفی، بر یک اصل بدیهی مبتنی است. همه فلاسفه و بزرگان حکمت و عرفان نیز در این مسئله اتفاق نظر دارند. منتها در این که چه اصل بدیهی را مبنای نظام فکری خود قرار دهند، با یکدیگر متفاوت اند. برای مثال جناب ملاصدرا، مفهوم وجود را به عنوان یک اصل بدیهی، مبنای...

ادامه مطلب
صفحه 1 از 212