منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده در ۰۸ بهمن ۱۳۹۲ در انسان شناسی, فصل چهارم, هستی شناسی | ۰ دیدگاه

نزول و صعود حقیقت مطلق در دایره وجود انسان کامل

نزول و صعود حقیقت مطلق در دایره وجود انسان کامل

اگر ما بخواهیم هستی مطلق را به صورت هندسی ترسیم کنیم، آن را به شکل یک دایره ترسیم خواهیم کرد. دو نیم دایره نزول و صعود، دایره وجود انسان است. بنابراین رسیدن به حق از طریق انسان کامل میسر است. اصلاً بدون اتصال به انسان کامل، راهی برای رسیدن به حقیقت نیست! سرّ رسالت و ضرورت وجود انبیاء نیز همین است؛ یعنی یک انسان کاملی وجود دارد که تمام انسانها باید از مسیر آن انسان کامل عبور کنند تا بتوانند دایره هستی را درنوردند.

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۵ مرداد ۱۳۹۲ در تجلی, عرفان, فصل چهارم | ۶ دیدگاه

فناء فی الله یا حلول و اتحاد ؟!

فناء فی الله یا حلول و اتحاد ؟!

فنا، حلول نیست و خداوند در موجودات دیگر حلول نمی کند. این کفر محض است! فنا، اتحاد هم نیست و دو تا چیز هرگز یکی نمی شوند، چون هر دو شیئی اگر هم یکی شوند، چنانچه بعداً تجزیه گردند مجدداً دو تا خواهند شد. این حرف غلطی است اگر گفته شود بنده و خداوند متحد می شوند. اتحاد حرف غلطی است، بلکه عبارت و معنای صحیح، وحدت است. مقام فنا نیز همان مقام وحدت است.

ادامه مطلب

ارسال شده در ۰۲ تیر ۱۳۹۲ در تجلی, عرفان, فصل چهارم, هستی شناسی | ۰ دیدگاه

تجلی؛ زکات یا پاسخ به تقاضای موجودات؟!

تجلی؛ زکات یا پاسخ به تقاضای موجودات؟!

از این پس بحث جدیدی مطرح می شود و آن، «تجلی» است. در مورد تجلی، نظرها مختلف است اما دو نظر عمده در این باره وجود دارد؛ عده ای معتقدند که تجلی در واقع زکات زیبایی خداوند است و عده ای دیگر آن را پاسخ به تقاضای موجودات می دانند …

ادامه مطلب

ارسال شده در ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ابن عربی, تجلی, فصل سوم, ملاصدرا, هستی شناسی | ۲ دیدگاه

وحدت وجود و کثرت اعیان

وحدت وجود و کثرت اعیان

اکنون که با مفهوم «ضرورت ازلی» آشنا هستیم و مفاد و معنای قاعده «بسیط الحقیقة» را به خوبی می دانیم، می توانیم به نتیجه مهمی در زمینه هستی شناسی دست یابیم که چیزی جز اصل «وحدت وجود» نیست. گذشته از اینکه تاکنون چه افرادی و با چه میزان درکی با این موضوع مواجه شده اند و نسبت به آن موضع موافق یا مخالف اتخاذ نموده اند، می توان گفت که در صورت فهم دقیق معنای وحدت وجود و با حکم عقل نسبت به تصدیق آن، می توان به نتایج و حقایق مهمی دست یافت که انصافاً اساس و ریشه همه مسائل عقلی و فلسفی خواهد بود. این مسئله از یک نظر بدیهی و کاملاً مطابق با عقل و نهاد وجودی انسان است اما از طرف دیگر فهم آن به دقت و ظرافت زیادی نیاز دارد. بنابراین فهم آن در گرو ممارست و تلاش فکری و عقلی و در نهایت حضوری است و نباید طوری برداشت شود که می توان به راحتی از کنار آن رد شد. آنچه که هم...

ادامه مطلب

ارسال شده در ۲۶ آبان ۱۳۹۱ در عقل و عشق, فصل دوم | ۱ دیدگاه

آغاز دفتر عقل و آیت عشق

آغاز دفتر عقل و آیت عشق

و این آغاز دفتر عقل و آیت عشق در مکتب معرفت است … . بسم الله الرحمن الرحیم –        همان طور که حضرتعالی اشاره فرمودید، بحثی درباره عقل و عشق داشتیم که شاید مناسبت این بحث، کتابی بود که بنده تحت عنوان دفتر عقل و آیت عشق نوشته ‌ام، بنا شد که شما این مسئله را مطرح کنید و در تلویزیون هم گفتگویی داشته باشیم. استاد البته چون این برنامه، ویژه محرم است، بیشتر در این فضا بحث می ‌کنیم و انشاءالله در آینده به آن مباحث می ‌پردازیم. –        عقل و عشق با همه جا مناسبت دارد! اساس عالم بر عقل و عشق است و طبیعتاً مظهر کامل آن، واقعه کربلا و محرم است. واقعه کربلا اوج زندگی است؛ عصاره است. مسئله عقل و عشق، انصافاً مسئله ای بنیادی است. برای اینکه انسان از هر دو ویژگی برخوردار است. انسان، هم عاقل است (و شاید تنها موجودی است که در عالم، عاقل است.) و عقل از ویژگی ‌های انسان است. و همچنین عاشق است؛ عشق هم از ویژگی‌...

ادامه مطلب