منوی برگه ها
منوی دسته ها

ارسال شده توسط در ۱۶ شهریور ۱۳۹۲ در وبلاگ اعضا | ۰ دیدگاه

عقل، شاه راه یقین

عقل، شاه راه یقین

در هر مکانی که باب ابراز نظر و عقیده باز می شود، بسیار شنیده ایم که در هستی و چیستی حقیقت عقل سخن های مختلف و گوناگونی بیان می شود و هر کس به فراخور اطلاعات و مطالعات خود، مطلبی را ایراد می کند.

اما حقیقت و چیستی عقل چیست؟ یا به تعبیر بهتر وقتی می گوییم عقل منظور چیست؟ آیا حقیقتی است که در خارج از ما قرار دارد و ما در هنگام تفکر و تجزیه و تحلیل مسائل از او کمک میخواهیم و با راه او رشد می کنیم؟ و یا حقیقتی است در درون ما که موجبات هدایت ما را فراهم می آورد؟ و آیا اصلا عقل است که ما آن را هدایت گر می شناسیم ؟ آیا آن حقیقتی که از آن تعبیر به عقل می کنیم مادی است یا مجرد؟ و یا به تعبیری خصوصیات موجودات مادی را دارا است یا به نحو دیگری می باشد؟ و بسیار پرسش دیگر که در این باب مطرح است.

 هستی حقیقتی است که بسیط یوده ( جزء ندارد ) و عام ترین و کلی ترین مفهوم و حقیقتی است که انسان آن را درک می کند ( به تفاوت حقیقت با مفهوم توجه شود ) و از آنجا که علم، به حضور شئی یا حقیقت مورد درک در نزد فرد درک کننده تعریف می شود ( بطور مثال اگر انسان درخت را درک می کند به این معنا است که تصوری از درخت در نزد انسان حاضر است که وی به درخت علم دارد و یا اگر انسان به هستی خود علم دارد به دلیل آن است که خود را در نزد خویش می یابد )، مشخص می گردد حقیقت هستی یا به تعبیر زبان عربی، وجود، که تنها حقیقت اصیل و حقیقی می باشد، حقیقتی است که همه چیز در نزد وی حاضر است و از همه مهمتر آنکه این حقیقت به خود نیز واقف و آگاه است و این حقیقت عظیم الشان، عالم به همه چیز بوده و تمییز دهنده و تشخیص دهنده همه چیز خواهد بود ( تذکر : با توجه به اینکه ماهیت امری اعتباری است و در واقع حدی است که به حقیقت هستی زده شده و یا لباسی است که به اندام زیبای هستی نشسته است، و با توجه به اصالت وجود و هستی و عالم بودن هستی به خویش، در حقیقت هستی یا وجود به حدود اعمال شده به خویش در عالم پست و مادون آگاه است و اگر در جملات بیان می شود وجود به همه چیز آگاه است در واقع وجود، به خودش یعنی وجود آگاه است و به ماهیات یا حدود اعمال شده به خود آگاه است ) و این حقیقت وجود که در تعابیر مختلف از نفس، عقل، من، انا و غیره به آن نام برده می شود، در حقیقت دارای مراتب است که به علت ویژگی هایی که هر مرتبه دارد آن را به نامی نامگذاری کرده اند و بالاترین سطح یا مرتبه از وجود همان حقیقتی است که از ماده و ویِژگی های آن مبرا بوده و مجرد و ثابت است و درک تمامی مفاهیم کلی به عهده آن می باشد که از آن تعبیر به عقل می شود.

در این باب اگر بخواهیم بیشتر توضیح دهیم باید گفت، حقیقت وجود گوهری است که در حال حرکت است و از قوه به فعل سیلان دارد و لذا همین حرکت موجبات پدید آمدن عالم ماده را که عالمی متغییر می باشد فراهم آورده است و از این جهت است که بیان می شود انسان دارای حقیقتی مشکک و دارای مرتبه است و از بدو تولد تماما حیثیت آن مادی بوده و در طول عمر خویش به اختیار خود می تواند آن گوهری که در وی بلقوه موجود می باشد را به فعلیت رسانده و عقل خود که همان حقیقت درک کننده کلیات است را شکوفا سازد و در این مقام که به فعلیت محض می رسد به آرامش و ثبات و اطمینان دست خواهد یافت و این مضمون همان آیه شریفه است که می فرماید :

الابه ذکر الله تطمئن القلوب.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *